کالبدشکافی یک سقوط؛ وقتی استقلال اسیر «سیاهیلشکرها» شد
حذف استقلال از لیگ قهرمانان آسیا ۲، تنها یک ناکامی مقطعی نیست بلکه نتیجه طبیعی مجموعهای از تصمیمهای اشتباه فنی و مدیریتی است که طی فصل جاری باشگاه را درگیر کرده است.
بررسی عملکرد بازیکنان نشان میدهد استقلال بیش از آنکه قربانی تاکتیک یا داوری باشد، اسیر فهرستی از بازیکنان کمبازده شده که نهتنها کمکی به تیم نکردهاند بلکه مانع شکلگیری یک ساختار منسجم نیز شدهاند.
موسی جنپو
موسی جنپو را میتوان در صدر فهرست خریدهای ناموفق استقلال قرار داد. بازیکنی که از ابتدا نیز گفته میشد در لیست اصلی سرمربی جایی نداشته اما در نهایت جذب شد. جنپو در معدود فرصتهایی که به میدان رفت، نه از نظر فنی تأثیرگذار بود و نه محبوبیتی میان هواداران استقلال پیدا کرد. نمایش ضعیف او مقابل الحسین اردن، نمونه واضح از فاصله بسیار زیادش با سطح انتظارات استقلال بود. هزینهای که برای او پرداخت شد، هیچ تناسبی با بازده فنیاش نداشت. به واقع جنپو در این فصل هیچ کمکی به استقلال نکرده است.
داکنز نازون
داکنز نازون اگرچه اخیراً موفق شد در لیگ برتر برای استقلال گلزنی کند، اما عملکرد کلی او نیز قابل دفاع نیست. یک گل نمیتواند ضعفهای فنی و ناتوانی در تأثیرگذاری مستمر را پنهان کند. نازون در بازیهای متعددی که فرصت حضور داشت، نتوانست در نقش یک مهاجم قابل اتکا ظاهر شود. وقتی بازیکن خارجی برای خط حمله جذب میشود، انتظار است که آن مهاجم خارجی متفاوت ظاهر شود، انتظاری که نازون در طول فصل نتوانست برآورده کند و او نیز در بازی اخیر استقلال عملاً یک بازیکن بیکار و بیثمر بود.
محمدرضا آزادی
محمدرضا آزادی از جمله بازیکنانی است که بیشترین حمایت را از سوی کادر فنی دریافت کرد. ساپینتو بارها به او میدان داد و حتی آزادی در مصاحبهها از هواداران درخواست صبر و حمایت داشت. با این حال، فرصتهای دادهشده هیچ خروجی مثبتی نداشت. آزادی نه در گلزنی موفق بود و نه در ایجاد موقعیت برای همتیمیها. عملکرد او در مجموع فصل، استقلال را در خط حمله با کمبود بزرگی مواجه کرده و عملاً انگار استقلال یک بازیکن کم دارد و آزادی در واقع بازیکنی است در سطح و اندازه جنپو و حتی بدتر!
عارف آقاسی
عارف آقاسی نیز در زمره همین سیاهی لشکر است. بازیکنی که با سر و صدای فراوان جذب شد اما خیلی زود به یکی از حاشیهسازترین بازیکنان تیم تبدیل گردید. نمایشهای ضعیف ابتدای فصل، حاشیهسازی و اختلاف با سرمربی باعث شد عملاً از فهرست کنار گذاشته شود. با وجود دریافتی قابل توجه، آقاسی هیچ تأثیر مثبتی در خط دفاع استقلال نداشت و در نهایت به نمادی از شکست در سیاست جذب بازیکن تبدیل شد. آقاسی این روزها فقط روی نیمکت مینشیند و میلیاردها تومان نیز دستمزد میگیرد که این یک باخت تاریخی برای مجموعه آبیها است.
آرمین سهرابیان
آرمین سهرابیان نیز در همین مسیر قرار دارد. هرچند استقلال با حضور فلاح و آشورماتوف تا حدی به ثبات دفاعی رسید، اما سهرابیان حتی نتوانست به عنوان یک گزینه مطمئن روی نیمکت مطرح شود. افت محسوس فنی او باعث شد عملاً از چرخه استفاده خارج شود. حضور چنین بازیکنی در فهرست، تنها سهمیه را اشغال کرد بدون آنکه کمکی به تیم کند. سهرابیان در فصل جاری عملاً هیچ کمکی به آبیها نکرد و فقط نامش در میان بازیکنان استقلال بود وهیچ سودی برای این باشگاه نداشت.
عارف غلامی
عارف غلامی یکی از مبهمترین بازگشتها در تاریخ باشگاه استقلال محسوب میشود و مشخص نیست بر اساس چه معیار فنی دوباره جذب شد، آن هم در شرایطی که استقلال در خط دفاع با تراکم بازیکن مواجه بود. بازگشت غلامی نه یک نیاز فنی بلکه تصمیمی سؤالبرانگیز بود. استقلال به جای تقویت خطوط هجومی، سهمیه خود را صرف مدافعی کرد که حتی جای ثابتی در ترکیب نداشت. غلامی در شرایطی به استقلال بازگشت که نام فلاح، آشورماتوف، سهرابیان و آقاسی در فهرست بود و در کمال شگفتی این بازیکن که وضعیت فنی بسیار اسفباری دارد، به خدمت گرفته شد.
ابوالفضل جلالی
ابوالفضل جلالی در این فصل افت محسوسی را تجربه کرده است. با این حال، ساپینتو که از نام این بازیکن عبور کرده برای احیایش دوباره به او میدان داد. جلالی اما نه در فاز دفاعی مطمئن بود و نه در حمله تأثیرگذاری مناسب داشت. به واقع این پرسش جدی مطرح است که چرا با وجود این افت، همچنان در ترکیب قرار میگیرد؟ برخی معتقدند احتمال حضور او در تیم ملی، نوعی فشار نانوشته برای بازی دادن به این بازیکن ایجاد کرده است که اگر اینطور باشد باید به حال ساپینتو تأسف خورد که اسیر مسائل بیرونی میشود و بازیکنی افت کرده را دوباره در ترکیب اصلی قرار میدهد.
مستقیم به ته دره
حذف آسیایی استقلال هشداری جدی برای مدیران باشگاه است؛ مدیرانی که با انبوهی از اشتباهات تاکتیکی استقلال را به این روز انداختند. جذب بازیکنان ناکارآمد، بیتفاوتی در مقابل پرونده منتظر محمد که منجر به بسته شدن پنجره نقل و انتقالاتی شد و در نهایت از دست رفتن دو جام! شاید اگر نقل و انتقالات استقلال باز بود، میشد برخی از بازیکنان ناکارآمد فعلی را از تیم کنار گذاشت و به جایشان بازیکنانی را به خدمت گرفت که ارزش فنی داشته باشند. اما امکان این مهم فراهم نبود. به این اسامی نگاه کنید: فلاح، آشورماتوف، حردانی، چشمی، آسانی، کوشکی، الحدادی، گودرزی، رزاقینیا، قلیزاده. آیا به جز این اسامی بازیکن تأثیرگذار دیگری در استقلال سراغ دارید؟ گرچه در عملکرد برخی از همین نامها نیز تردیدهایی وجود دارد اما به هرحال دایره بازیکنانی که در حد نام استقلال ظاهر شدهاند محدود به همین نامها است؛ بیتعارف...