//
کد خبر: 597580

چرا قتل‌های خانوادگی در ایران رخ می‌دهند؟ از خشم‌های انباشته تا زنگ خطر خشونت در خانه

گاهی خطرناک‌ترین درگیری‌ها پشت درهایی اتفاق می‌افتند که از بیرون، هیچ نشانی از بحران ندارند. قتل‌های خانوادگی فقط نتیجه یک مشاجره نیستند؛ در برخی پرونده‌ها، مجموعه‌ای از خشونت‌های قبلی، کنترل‌گری، تهدید و بحران‌های حل‌نشده به نقطه‌ای جبران‌ناپذیر می‌رسد. اما چه عواملی می‌توانند اختلاف‌های خانوادگی را به خشونتی مرگبار تبدیل کنند و چگونه می‌توان پیش از وقوع فاجعه، نشانه‌های خطر را شناخت؟

چرا اختلاف‌های خانوادگی گاهی به قتل ختم می‌شوند؟

به گزارش فرتاک نیوز؛ هیچ اختلافی به‌خودی‌خود به معنای وقوع قتل نیست. بسیاری از خانواده‌ها با مشکلات مالی، اختلاف‌های زناشویی، تنش میان والدین و فرزندان یا بحران‌های عاطفی روبه‌رو می‌شوند، اما بیشتر این تعارض‌ها به خشونت مرگبار ختم نمی‌شوند. پرسش اصلی این است که چه چیزی در بعضی روابط، مرز میان اختلاف و خشونت را از بین می‌برد؟

یکی از نکته‌های مهم، تفاوت میان یک مشاجره معمولی و رابطه‌ای است که در آن تهدید، تحقیر، ترساندن و کنترل طرف مقابل به رفتاری تکرارشونده تبدیل شده است. در چنین شرایطی، خانه ممکن است به‌جای محیطی امن، به فضایی برای اعمال قدرت و ایجاد ترس تبدیل شود.

مرور پژوهش‌های منتشرشده درباره خشونت خانگی در ایران نشان می‌دهد که این پدیده معمولاً یک علت واحد ندارد و عوامل فردی، اجتماعی، اقتصادی، روان‌شناختی و فرهنگی می‌توانند در شکل‌گیری یا تشدید آن نقش داشته باشند. البته خشونت خانگی با قتل خانوادگی یکسان نیست و نمی‌توان از آمار خشونت، تعداد قتل‌ها را نتیجه گرفت. منبع پژوهشی

فشار اقتصادی؛ جرقه‌ای که همیشه علت اصلی نیست

وقتی درآمد خانواده کاهش پیدا می‌کند، بدهی‌ها افزایش می‌یابد یا نگرانی درباره مسکن و آینده فرزندان به دغدغه‌ای روزانه تبدیل می‌شود، تحمل تنش برای بعضی افراد دشوارتر خواهد شد. اختلاف بر سر هزینه‌های زندگی، اشتغال، تقسیم مسئولیت‌ها یا مسائل مالی ممکن است در چنین فضایی بیشتر شود.

بااین‌حال، فقر به معنای خشونت‌ورزی نیست و نباید خانواده‌های کم‌درآمد را به‌عنوان عاملان بالقوه جرم معرفی کرد. مسئله زمانی خطرناک‌تر می‌شود که فشار اقتصادی با رفتارهای تهدیدآمیز، ناتوانی در حل تعارض، کنترل‌گری یا سابقه خشونت همراه شود.

در یک مطالعه منتشرشده درباره عوامل خطر خشونت خانگی در ایران، مشکلات اقتصادی از عوامل پرتکرار اختلاف‌های خانوادگی گزارش شده بود. پژوهش‌های دیگر نیز ارتباط میان وضعیت اقتصادی نامطلوب و تجربه خشونت را بررسی کرده‌اند؛ بااین‌حال، این یافته‌ها به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که فشار مالی مستقیماً باعث قتل می‌شود. منبع پژوهشی

برای فهم بهتر این ارتباط، باید به مجموعه‌ای از عوامل توجه کرد:

  • فشار مالی همراه با احساس درماندگی و نبود حمایت اجتماعی.

  • اختلاف‌های طولانی‌مدت بر سر درآمد، بدهی یا استقلال مالی.

  • استفاده از پول برای محدود کردن آزادی و وابسته نگه داشتن یکی از اعضای خانواده.

  • نبود دسترسی مناسب به مشاوره، حمایت اجتماعی و راه‌های امن خروج از رابطه خشونت‌آمیز.

کنترل‌گری، حس مالکیت و خشونت‌های پنهان

گاهی آنچه از بیرون به شکل حساسیت، غیرت یا اختلاف عاطفی دیده می‌شود، در واقع رفتاری برای محدود کردن آزادی طرف مقابل است. کنترل تلفن همراه، محدود کردن رفت‌وآمد، تهدید به آسیب رساندن، تعقیب، تحقیر مداوم و نپذیرفتن حق جدایی می‌توانند نشانه‌های یک رابطه ناسالم و در مواردی خطرناک باشند.

در چنین روابطی، فرد خشونت‌ورز ممکن است تصمیم‌های مستقل همسر یا عضو خانواده را تهدیدی علیه قدرت خود تلقی کند. جدایی، درخواست طلاق، اختلاف بر سر حضانت فرزند یا تلاش برای استقلال، گاهی می‌تواند تنش را تشدید کند؛ به‌خصوص اگر سابقه تهدید و خشونت وجود داشته باشد.

پژوهش‌های مربوط به قتل در روابط زناشویی در ایران نیز به نقش خشونت‌های تکرارشونده و نبود حمایت مؤثر در برخی پرونده‌ها اشاره کرده‌اند. یک مقاله علمی در سال ۲۰۲۰ درباره زنانی که پس از تجربه طولانی خشونت خانگی مرتکب قتل همسر شده بودند، بر اهمیت زمینه خشونت و محدودیت دسترسی به حمایت‌های قانونی و اجتماعی تأکید می‌کند. این مطالعه درباره همه قتل‌های خانوادگی نیست، اما نشان می‌دهد که بررسی سابقه رابطه برای فهم برخی پرونده‌ها ضروری است. منبع پژوهشی

اعتیاد، خشم مهارنشده و الگوهای آموخته‌شده

مصرف مواد می‌تواند در بعضی افراد با کاهش کنترل رفتاری، تشدید تعارض یا افزایش احتمال رفتار خشونت‌آمیز همراه شود. بااین‌حال، اعتیاد به‌تنهایی توضیح‌دهنده قتل نیست و همه افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد رفتار خشونت‌آمیز ندارند.

از سوی دیگر، کودکی که بارها شاهد کتک‌کاری، تهدید یا تحقیر میان والدین است، ممکن است در معرض آسیب روانی قرار بگیرد و الگوهای ناسالم حل اختلاف را بیاموزد. این موضوع به معنای آن نیست که هر کودکی که خشونت را تجربه کرده، در آینده خشونت‌ورز خواهد شد؛ حمایت مناسب و مداخله به‌موقع می‌تواند مسیر زندگی را تغییر دهد.

در کنار این عوامل، مشکلات روان‌شناختی نیز باید با دقت بررسی شوند. نباید بیماری روانی را معادل خطرناک بودن دانست یا بدون شواهد، آن را علت یک قتل معرفی کرد. برای فهم هر پرونده باید شواهد، سابقه رفتار فرد و شرایط واقعی حادثه بررسی شود.

کدام نشانه‌ها را نباید نادیده گرفت؟

هیچ نشانه‌ای به‌تنهایی وقوع قتل را پیش‌بینی نمی‌کند، اما برخی رفتارها نیازمند توجه جدی‌اند؛ به‌ویژه زمانی که شدت آن‌ها بیشتر می‌شود یا چند نشانه هم‌زمان دیده می‌شوند.

  • تهدید مستقیم به کشتن، آسیب زدن یا انتقام گرفتن.

  • سابقه ضرب‌وشتم، خفه کردن، استفاده از سلاح یا تخریب وسایل برای ترساندن اعضای خانواده.

  • تعقیب مداوم، محدود کردن رفت‌وآمد و کنترل شدید زندگی طرف مقابل.

  • تشدید خشونت هنگام جدایی یا زمانی که یکی از طرفین قصد ترک رابطه را دارد.

  • تهدید به خودکشی یا آسیب زدن به دیگران برای جلوگیری از جدایی یا تحمیل خواسته‌ها.

اگر خطر فوری وجود دارد، اولویت با دور شدن از محل خطر و تماس با خدمات اضطراری است. در ایران می‌توان در شرایط اضطراری با پلیس ۱۱۰ و برای دریافت حمایت اجتماعی با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس گرفت. فردی که از خشونت می‌ترسد، بهتر است در صورت امکان با کمک فردی قابل اعتماد، برای دسترسی به محل امن و دریافت حمایت تخصصی برنامه‌ریزی کند. مواجهه مستقیم با فرد تهدیدکننده، به‌خصوص هنگام تشدید خشونت، ممکن است خطر را بیشتر کند.

پیشگیری از قتل‌های خانوادگی از کجا آغاز می‌شود؟

کاهش خشونت مرگبار فقط با مجازات پس از وقوع جرم ممکن نیست. خانواده، مدرسه، نظام سلامت، نهادهای حمایتی و دستگاه قضایی هرکدام می‌توانند در شناسایی زودهنگام خطر و فراهم کردن راه‌های امن کمک نقش داشته باشند.

دسترسی به مشاوره تخصصی، حمایت از قربانیان خشونت، آموزش مهارت حل تعارض، مقابله با اعتیاد و فراهم کردن حمایت اقتصادی و اجتماعی برای افراد آسیب‌پذیر از جمله اقداماتی هستند که پژوهش‌های مربوط به خشونت خانگی بر اهمیت آن‌ها تأکید می‌کنند.

در عین حال، باید میان اختلاف خانوادگی و خشونت خطرناک تفاوت گذاشت. مشاوره مشترک ممکن است برای بعضی اختلاف‌ها مفید باشد، اما در رابطه‌ای که تهدید، اجبار یا خشونت فعال وجود دارد، ابتدا باید امنیت فرد آسیب‌دیده تأمین شود و حمایت تخصصی متناسب با شرایط او در نظر گرفته شود.

قتل خانوادگی معمولاً مسئله‌ای نیست که بتوان آن را با یک جمله درباره فقر، عصبانیت یا اختلاف زناشویی توضیح داد. برای پیشگیری، باید نشانه‌های خشونت را جدی گرفت، از قربانیان حمایت کرد و اجازه نداد تهدید و آزار به بخشی عادی از زندگی خانوادگی تبدیل شود. خانه زمانی امن است که هیچ‌کس برای حفظ جان، آزادی یا کرامت خود مجبور به سکوت نباشد.