۵۰ فیلم ماندگار که باید تماشا کنید؛ از سرگرمی تا هنر
این مقاله به بررسی ۵۰ فیلم ماندگار سینمایی اختصاص دارد که هر بینندهای باید آنها را تماشا کند. این لیست شامل آثار متنوعی از ژانرهای مختلف است.
به گزارش فرتاک نیوز؛ اگر از آن دسته افرادی هستید که هر بار برای انتخاب فیلم وقت زیادی صرف میکنید، این فهرست میتواند به شما کمک کند. سؤال «فیلم چی ببینم؟» همیشه مطرح است؛ زیرا گاهی به دنبال یک فیلم سرگرمکننده، گاهی یک درام عاشقانه و گاهی هم یک شاهکار سینما هستیم. در این مطلب ۵۰ فیلم سینمایی خوب و ماندگار قرن ۲۱ را معرفی خواهیم کرد.
در این فهرست، فیلمهایی که یا در میان منتقدان و فیلمسازان اعتبار زیادی دارند یا هنوز هم ارزش تماشا دارند، گنجانده شدهاند. این بار بهجای تمرکز صرف بر پر بینندهترین فیلمهای جهان، آثاری را معرفی میکنیم که واقعاً چیزی برای ارائه دارند.
فیلم چی ببینم؟ ۱۰ پیشنهاد سریع برای شروع
اگر حوصله مرور ۵۰ فیلم را ندارید، از جدول زیر شروع کنید:
| انگل (Parasite) | درام، هیجانی، کمدی سیاه | تقریبا هر کسی که دنبال یک فیلم خوب و غافلگیرکننده است |
| شهر اشباح (Spirited Away) | انیمیشن، فانتزی | تماشای خانوادگی و دوستداران خیالپردازی |
| مکس دیوانه؛ جاده خشم | اکشن | یک شب پرهیجان |
| درخشش ابدی یک ذهن پاک | عاشقانه، علمیتخیلی | عاشقانهای متفاوت و احساسی |
| برو بیرون (Get Out) | ترسناک، معمایی | ترسناک هوشمند و پرتعلیق |
| شبکه اجتماعی | درام | داستان سریع، دیالوگهای قوی و شخصیتهای جاهطلب |
| ورود (Arrival) | علمیتخیلی، درام | علمیتخیلی فکری و احساسی |
| جدایی نادر از سیمین | درام | درام انسانی و اخلاقی |
| شوالیه تاریکی | اکشن، جنایی | فیلم سرگرمکنندهای که سطحی نیست |
| زندگیهای گذشته | عاشقانه، درام | عاشقانهای آرام و بالغ |
این فیلمهای سینمایی را انتخاب کردیم
انتخاب هر فیلم محبوب یا پرفروشی لزوماً به معنای قرار گرفتن در فهرست بهترینها نیست. برای بهروزرسانی این مطلب، چند معیار را بهطور همزمان مد نظر داشتهایم: ماندگاری فیلم، نظر منتقدان و فیلمسازان، تأثیر آن بر سینمای قرن ۲۱، کیفیت کارگردانی و بازیگری و جذابیت فیلم برای مخاطب امروز.
به همین دلیل، در کنار فیلمهایی مانند «انگل»، «شوالیه تاریکی» و «مکس دیوانه»، آثاری چون «یی یی»، «ساما» و «نور خاموش» نیز گنجانده شدهاند که بیشتر مناسب علاقهمندان جدی سینما هستند.
۵۰ فیلم خوب که ارزش دیدن دارند
۱. انگل (Parasite)
اگر بخواهیم فقط یک فیلم از این فهرست به کسی پیشنهاد کنیم که سلیقهاش را نمیشناسیم، «انگل» یکی از مطمئنترین گزینههاست. داستان این فیلم با خانوادهای فقیر آغاز میشود که بهتدریج وارد زندگی یک خانواده ثروتمند میشوند؛ اما آنچه در ابتدا شبیه یک کمدی هوشمندانه به نظر میرسد، بهتدریج تغییر شکل میدهد.
بونگ جون هو بدون اینکه فیلمش تبدیل به یک سخنرانی اجتماعی شود، تمهای اختلاف طبقاتی، فقر، ثروت و رؤیای صعود اجتماعی را در یک داستان بسیار سرگرمکننده گنجانده است. «انگل» چندین بار ژانر عوض میکند و همواره کنترل داستان را حفظ میکند.
اگر به دنبال فیلمی هستید که هم بتوان دربارهاش فکر کرد و هم هنگام تماشایش حوصلهتان سر نرود، این فیلم بهترین نقطه شروع فهرست است.
۲. جاده مالهالند (Mulholland Drive)
«جاده مالهالند» فیلمی نیست که همه چیز را برایتان توضیح دهد. زنی پس از یک تصادف حافظهاش را از دست میدهد و با بازیگری جوان که تازه وارد لسآنجلس شده همراه میشود تا هویت واقعی خود را پیدا کند. از این نقطه، مرز میان واقعیت، رؤیا، هالیوود و خیال بهتدریج محو میشود.
دیوید لینچ بهجای ساخت یک معمای معمولی، تجربهای خلق کرده که جذابیتش در ابهام آن نهفته است. ممکن است بعد از پایان فیلم سراغ تفسیرها بروید و با دیدن دوباره آن برداشت کاملاً متفاوتی پیدا کنید.
اگر از فیلمهایی لذت میبرید که بعد از تیتراژ هم رهایتان نمیکنند، «جاده مالهالند» یکی از مهمترین فیلمهایی است که باید دید.
۳. خون به پا خواهد شد (There Will Be Blood)
دنیل پلینویو مردی جاهطلب است که در سالهای آغازین صنعت نفت آمریکا بهدنبال زمین و ثروت میگردد. اما «خون به پا خواهد شد» فقط داستان پولدارشدن یک مرد نیست؛ فیلم درباره طمع، قدرت، تنهایی، مذهب و میل انسان به سلطه است.
دنیل دی لوئیس یکی از ماندگارترین بازیهای دوران حرفهای خود را ارائه میدهد و پل توماس اندرسون هم اجازه میدهد شخصیت اصلی بهجای توضیحدادن خودش، از طریق رفتار و انتخابهایش شناخته شود.
«خون بهپا خواهد شد» شاهکار قرن ۲۱ او درباره عشق، مرگ، ایمان، آز و تمامی احساساتی است که خون و نفت در آمریکای قرن بیستم با خود به همراه داشت. این فیلم سعی میکند داستانی آزاردهنده را در لوای یک مکتشف چاههای نفت به بیننده بدهد.
۴. در حال و هوای عشق (In the Mood for Love)
دو همسایه در هنگکنگ دهه ۱۹۶۰ متوجه میشوند همسرانشان احتمالاً با یکدیگر رابطه دارند. نزدیکی این دو از دل همین کشف شکل میگیرد، اما «در حال و هوای عشق» بیشتر درباره چیزهایی است که گفته نمیشوند.
نگاهها، راهروهای باریک، موسیقی تکرارشونده و سکوتها در این فیلم به اندازه دیالوگها اهمیت دارند. وونگ کار وای یکی از زیباترین تصاویر سینمایی از حسرت و عشقی ساخته که شاید هیچوقت فرصت کاملشدن پیدا نکند.
اگر انتظار یک عاشقانه پرحادثه دارید، احتمالا انتخاب مناسبی نیست؛ اما اگر فیلمی میخواهید که فضا و احساسش مدتها در ذهن بماند، آن را از دست ندهید.
۵. مهتاب (Moonlight)
«مهتاب» زندگی چیرون را در سه دوره کودکی، نوجوانی و بزرگسالی دنبال میکند. او در محیطی خشن بزرگ میشود و همزمان تلاش میکند هویت، احساسات و جایگاه خود را در جهان پیدا کند.
بری جنکینز بدون استفاده از ملودرامهای اغراقآمیز، مخاطب را به شخصیت اصلی نزدیک میکند. سه بازیگر متفاوت چیرون را در سنین مختلف بازی میکنند، اما فیلم کاری میکند که احساس کنید یک انسان واحد را در حال تغییر میبینید.
«مهتاب» آرام است، اما آرامبودنش به معنی کماتفاقبودن نیست. تقریبا هر مکالمه و سکوت چیزی از شخصیت اصلی آشکار میکند. اگر دنبال فیلمی عاطفی و صمیمی هستید که بعد از پایان هم همراهتان بماند، انتخاب بسیار خوبی است.
۶. جایی برای پیرمردها نیست (No Country for Old Men)
مردی در بیابان به صحنه یک معامله مواد مخدر برمیخورد و چمدانی پر از پول پیدا میکند. تصمیم او برای برداشتن پول، آنتون چیگور را وارد زندگیاش میکند؛ قاتلی که خاویر باردم با بازی ترسناک و سردش به یکی از مشهورترین شرورهای سینمای معاصر تبدیل کرده است.
برادران کوئن فیلم را مثل یک تعقیبوگریز جنایی آغاز میکنند، اما در پس آن درباره شانس، خشونت، پیری و جهانی حرف میزنند که قوانین قدیمی دیگر در آن جواب نمیدهند.
تعلیق فیلم بدون موسیقیهای پرسروصدا یا تدوین عصبی ساخته میشود و همین خونسردی آن را ترسناکتر میکند.
۷. درخشش ابدی یک ذهن پاک (Eternal Sunshine of the Spotless Mind)
اگر میتوانستید تمام خاطرات رابطهای شکستخورده را پاک کنید، این کار را میکردید؟ «درخشش ابدی یک ذهن پاک» این ایده علمیتخیلی را به یکی از انسانیترین عاشقانههای قرن تبدیل میکند.
جوئل متوجه میشود کلمنتاین خاطرات رابطهشان را از ذهنش پاک کرده و خودش هم تصمیم میگیرد همین کار را انجام دهد؛ اما وقتی روند پاکشدن خاطرات آغاز میشود، تازه میفهمد چه چیزهایی را دارد از دست میدهد.
جیم کری در این فیلم بسیار متفاوت از نقشهای کمدی مشهورش ظاهر میشود و کیت وینسلت نیز شخصیتی پرانرژی و پیچیده میسازد. فیلم درباره عشق کامل نیست؛ درباره این است که آیا با دانستن دردهای یک رابطه باز هم حاضر هستیم آن را تجربه کنیم.
۸. برو بیرون (Get Out)
کریس برای اولین بار به خانه خانواده دوستدخترش میرود. همه بیش از حد مهربان و روشنفکر به نظر میرسند، اما رفتارهای کوچک و عجیب بهتدریج نشان میدهند چیزی درست نیست.
این اثر کنایهآمیز و هیجانانگیز با موضوع نژادپرستی به فیلم «حدس بزن چه کسی برای شام میآید» شباهت دارد. بازیگر بریتانیایی این فیلم، دنیل کالویا، نقش کریس، دوستپسر سیاهپوست رز، زنی جوان و سفیدپوست را ایفا میکند. آنها بهتازگی با یکدیگر دوست شدهاند و او قصد دارد کریس را به خانه ببرد تا با پدر و مادر بسیار ثروتمند و روشنفکر خود، دین و میسی، آشنا شود.
یکی از نقاط قوت فیلم این است که پیام اجتماعی هرگز جای سرگرمی را نمیگیرد. معما مرحلهبهمرحله باز میشود و هرچه کریس بیشتر حقیقت را میفهمد، فیلم هم ترسناکتر میشود.
۹. شهر اشباح (Spirited Away)
چیهیرو همراه والدینش وارد دنیایی ناشناخته میشود و پس از تبدیلشدن پدر و مادرش به خوک، مجبور است در حمام ارواح کار کند و راهی برای نجات خانوادهاش پیدا کند.
«شهر اشباح» یکی از بهترین نمونههای توانایی میازاکی در ساخت جهانی است که هم برای کودکان جذاب است و هم بزرگسالان میتوانند لایههای عمیقتری در آن پیدا کنند. موجودات عجیب، قطار روی آب و شخصیت بدون چهره فقط عناصر فانتزی نیستند؛ هرکدام بخشی از مسیر رشد چیهیرو را میسازند.
در «شهر اشباح»، با دختری مواجهیم که دوران کودکی را پشتسر گذاشته و در آستانه ورود به دوران جوانی است. در شروع داستان، چیهیرو شروع به روایت میکند و آنچه ما از طرز نشستن او در ماشین دستگیرمان میشود، کودکی اوست. اما در روند داستان، او به لحاظ ظاهر، نگرش، احساسات و معنویت از کودک به زنی جوان تکامل مییابد. البته مشخص است که تکامل هزینهای دارد.
۱۰. شبکه اجتماعی (The Social Network)
داستان شکلگیری فیسبوک ممکن است در ابتدا موضوعی مناسب یک مستند اقتصادی به نظر بیاید، اما دیوید فینچر و آرون سورکین آن را به درامی سریع درباره جاهطلبی، دوستی، خیانت و قدرت تبدیل کردهاند.
فیلم همزمان چند دعوای حقوقی را دنبال میکند و از خلال آن، نسخههای متفاوتی از شکلگیری بزرگترین شبکه اجتماعی آن دوران را میبینیم. دیالوگها سریعاند، تدوین بسیار دقیق و موسیقی ترنت رزنر و اتیکوس راس فضایی سرد و مدرن ایجاد میکند.
«شبکه اجتماعی» بیشتر از آنکه درباره خود فیسبوک باشد، درباره نسلی است که روابط انسانی را از نو تعریف کرد و در این مسیر چیزهایی را نیز از دست داد.
۱۱. مکس دیوانه؛ جاده خشم (Mad Max: Fury Road)
داستان «جاده خشم» پیچیده نیست: فرار، تعقیب و تلاش برای زندهماندن. اما جورج میلر همین ساختار ساده را به کلاس درسی درباره ساخت اکشن تبدیل میکند.
بخش بزرگی از فیلم یک تعقیبوگریز عظیم در بیابان است، با خودروهایی عجیب، بدلکاریهای واقعی و تدوینی که اجازه نمیدهد تماشاگر موقعیت شخصیتها را گم کند. با وجود نام «مکس دیوانه»، شخصیت فیوریوسا با بازی شارلیز ترون قلب اصلی داستان است.
اگر مدتهاست میگویید «یک فیلم خوب میخواهم که فقط سرگرمم کند»، این یکی از بهترین انتخابهای ممکن است.
۱۲. منطقه مورد علاقه (The Zone of Interest)
فرمانده اردوگاه آشویتس به همراه همسر و فرزندانش در خانهای زیبا درست کنار اردوگاه زندگی میکند. گلیزر بهندرت دوربین را وارد خود اردوگاه میکند؛ وحشت اصلی از طریق صدای تیراندازی، فریادها و دودهایی به تصویر کشیده میشود که در پسزمینه زندگی روزمره خانواده حضور دارند.
همین فاصله یکی از ترسناکترین ویژگیهای فیلم است. آدمهایی را میبینیم که در کنار یکی از بزرگترین جنایتهای تاریخ، درباره باغ، مهمانی و آینده شغلی حرف میزنند.
«منطقه مورد علاقه» فیلم راحتی نیست، اما یکی از مهمترین آثار سالهای اخیر درباره عادیشدن شر است.
۱۳. فرزندان انسان (Children of Men)
در آیندهای نزدیک، انسانها دیگر قادر به فرزندآوری نیستند و جامعه در آستانه فروپاشی قرار دارد. در چنین جهانی، کشف یک زن باردار میتواند همه چیز را تغییر دهد.
آلفونسو کوارون بهجای ساخت جهانی پر از ابزارهای عجیب علمیتخیلی، آیندهای میسازد که ترسناکبودنش از شباهتش به زمان حال میآید. جنگ، مهاجرت، اقتدارگرایی و ناامیدی همه در پسزمینه حضور دارند.
چند پلان بلند مشهور فیلم هنوز هم از نمونههای درخشان فیلمبرداری و طراحی صحنه در سینمای اکشن هستند.
۱۴. حرامزادههای لعنتی (Inglourious Basterds)
تارانتینو تاریخ جنگ جهانی دوم را برمیدارد و نسخه خودش را از آن میسازد. فیلم از چند داستان تشکیل شده که در نهایت به یک سینمای کوچک در پاریس اشغالی میرسند.
کریستف والتس در نقش هانس لاندا یکی از بهیادماندنیترین شخصیتهای منفی قرن را خلق میکند. نکته جالب این است که بسیاری از پرتنشترین سکانسهای فیلم نه با تیراندازی، بلکه با گفتوگو ساخته شدهاند.
«حرامزادههای لعنتی» هم خشن است، هم خندهدار و هم عاشق خود سینما. اگر با جهان تارانتینو ارتباط برقرار میکنید، از بهترین آثار اوست.
۱۵. شهر خدا (City of God)
«شهر خدا» رشد چند نوجوان را در یکی از مناطق فقیرنشین ریو دو ژانیرو دنبال میکند؛ جایی که جرم و خشونت تقریباً بخشی از زندگی روزمره شدهاند.
راوی فیلم، راکت، برخلاف بسیاری از اطرافیانش دوست دارد عکاس شود. همین نگاه به فیلم اجازه میدهد هم درون چرخه خشونت باشد و هم آن را از فاصله ببیند.
تدوین سریع، بازیگران جوان، انرژی بصری و ساختار اپیزودیک باعث میشوند فیلم با وجود موضوع تلخش بسیار پرکشش باشد.
۱۶. زودیاک (Zodiac)
فیلم درباره تحقیقات طولانی برای یافتن قاتل زنجیرهای معروف زودیاک است؛ اما بهجای اینکه مثل بسیاری از آثار جنایی فقط روی قاتل تمرکز کند، وسواس آدمهایی را نشان میدهد که سالها عمرشان را صرف حل پرونده میکنند.
دیوید فینچر جزئیات تحقیقات، گزارشهای روزنامه و سرنخهای متعدد را با وسواس کنار هم قرار میدهد. نتیجه فیلمی است که شاید پاسخ قطعی همه سؤالات را ندهد، اما حس یک پرونده واقعی را منتقل میکند.
۱۷. گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)
جردن بلفورت با فروش سهام کمارزش ثروتی عظیم میسازد و خیلی زود وارد جهانی از پول، فساد، مواد مخدر و زیادهروی میشود.
اسکورسیزی بهجای ساختن یک زندگینامه خشک، مخاطب را وسط همین سبک زندگی قرار میدهد. انرژی فیلم، بازی دیکاپریو و طنز اغراقآمیز باعث میشوند سه ساعت فیلم بسیار سریعتر از چیزی که انتظار دارید بگذرد.
نکته مهم این است که جذاببودن زندگی بلفورت به معنی تأیید آن نیست؛ فیلم بهطور واضح نشان میدهد چگونه جذابیت، پول و قدرت میتوانند فساد را عادی کنند.
۱۸. شوالیه تاریکی (The Dark Knight)
«شوالیه تاریکی» فقط یکی از بهترین فیلمهای ابرقهرمانی نیست؛ یک تریلر جنایی کامل است که شخصیتهای بتمن و جوکر را در مرکز بحثی درباره نظم، آشوب و اخلاق قرار میدهد.
هیث لجر با جوکری که هیچچیز برای از دستدادن ندارد نیروی محرک داستان است. در مقابل، بتمن باید تصمیم بگیرد تا کجا حاضر است برای شکست او پیش برود.
حتی اگر به فیلمهای ابرقهرمانی علاقه ندارید، ساختار جنایی و شخصیتپردازی فیلم ارزش تماشا دارد.
۱۹. ورود (Arrival)
وقتی سفینههای موجودات فضایی در نقاط مختلف زمین ظاهر میشوند، دولت آمریکا از زبانشناسی به نام لوئیس بنکس میخواهد راهی برای ارتباط با آنها پیدا کند.
«ورود» برخلاف بسیاری از فیلمهای موجودات فضایی درباره انفجار و جنگ نیست؛ مسئله اصلی زبان، ارتباط و این پرسش است که آیا شیوهای متفاوت برای درک زمان میتواند زندگی انسان را تغییر دهد.
ایمی آدامز مرکز احساسی فیلم است و دنی ویلنوو کاری میکند که یک ایده بزرگ علمیتخیلی در نهایت به داستانی بسیار شخصی تبدیل شود.
۲۰. جدایی نادر از سیمین (A Separation)
سیمین میخواهد همراه همسر و دخترش از ایران مهاجرت کند، اما نادر بهخاطر مراقبت از پدر سالمندش حاضر به رفتن نیست. جدایی این دو مجموعهای از تصمیمها و اتفاقات را به راه میاندازد که دو خانواده را درگیر میکند.
قدرت فیلم در این است که تقریباً هیچکس کاملاً حق یا کاملاً مقصر نیست. هر بار که فکر میکنید حقیقت روشن شده، اطلاعات تازهای قضاوت شما را تغییر میدهد.
«جدایی نادر از سیمین» بدون نیاز به اتفاقات بزرگ، از تصمیمهای کوچک آدمهای معمولی تعلیقی قدرتمند میسازد.
۲۱. اوپنهایمر (Oppenheimer)
کریستوفر نولان زندگی جی. رابرت اوپنهایمر، فیزیکدانی که نقش مرکزی در پروژه منهتن و ساخت بمب اتم داشت، به فیلمی سهساعته با ریتم یک تریلر تبدیل میکند.
فیلم فقط درباره ساخت بمب نیست؛ درباره مسئولیت علمی، قدرت سیاسی، جاهطلبی و انسانی است که بعد از رسیدن به بزرگترین موفقیت حرفهای زندگیاش باید با پیامدهای آن روبهرو شود.
کیلین مورفی اجرایی کنترلشده و درونی دارد و فیلم از چهره او به اندازه انفجارها استفاده میکند.
۲۲. زندگیهای گذشته (Past Lives)
نورا و ههسونگ در کودکی در کره جنوبی دوستان بسیار نزدیکی بودند، اما مهاجرت خانواده نورا آنها را از هم جدا میکند. سالها بعد دوباره با هم ارتباط میگیرند و سرانجام در نیویورک ملاقات میکنند.
«زندگیهای گذشته» درباره این نیست که یک شخصیت «باید» با چه کسی باشد؛ درباره مسیرهایی است که انتخاب میکنیم و زندگیهایی که ممکن بود داشته باشیم.
سلین سانگ از حسرت و احتمال، عاشقانهای ساخته که بهجای پیچش داستانی بزرگ به گفتوگو، سکوت و نگاه متکی است.
۲۳. آناتومی یک سقوط (Anatomy of a Fall)
پس از مرگ مردی در مقابل خانهاش، همسر او مظنون اصلی پرونده میشود. آنچه ابتدا معمایی درباره قتل یا خودکشی است، خیلی زود به کالبدشکافی یک ازدواج تبدیل میشود.
در دادگاه، مکالمات و اختلافات خصوصی زوج به مدرک تبدیل میشوند و مخاطب هم مثل هیئت منصفه مجبور است از تکههای ناقص اطلاعات نتیجه بگیرد.
فیلم پاسخهای آسان نمیدهد و دقیقاً به همین دلیل بحث درباره آن بعد از پایان ادامه پیدا میکند.
۲۴. همهچیز همهجا به یکباره (Everything Everywhere All at Once)
اولین مشکل اِولین وانگ رسیدگی به مالیات کسبوکار خانوادگی است. چند دقیقه بعد، او باید میان جهانهای موازی حرکت کند و نسخههای متفاوت خودش را بشناسد.
فیلم با ایده مولتیورس بازی میکند، اما زیر همه مبارزهها و شوخیهای عجیب، داستانی ساده درباره خانواده، پشیمانی و انتخاب وجود دارد.
ممکن است شلوغی و سرعت فیلم برای همه جذاب نباشد، اما کمتر فیلمی در سالهای اخیر چنین آزادانه از قواعد ژانر عبور کرده است.
۲۵. پرتره بانویی در آتش (Portrait of a Lady on Fire)
نقاش جوانی مأمور میشود پرتره زنی را بکشد که قرار است برای ازدواج فرستاده شود. چون مدل حاضر نیست برای نقاشی بنشیند، ماریان مجبور است روزها او را مشاهده کند و شبها از حافظه نقاشی بکشد. همین نگاهکردن تدریجی پایه یک دارم میشود.
«پرتره بانویی در آتش» فیلمی درباره عشق، خاطره و خود عمل نگاهکردن است و بسیاری از تصاویرش کیفیتی شبیه نقاشی دارند.
۲۶. روما (Roma)
کوارون برای ساخت «روما» به خاطرات کودکی خودش در مکزیکوسیتی دهه ۱۹۷۰ برمیگردد. شخصیت اصلی کلئو، خدمتکار خانوادهای از طبقه متوسط است که زندگی شخصیاش همزمان با بحرانهای خانواده کارفرمایش تغییر میکند.
فیلم سیاهوسفید است و بسیاری از صحنهها با نماهای بلند و دقیق ساخته شدهاند. اتفاقات سیاسی و اجتماعی بزرگ در پسزمینه جریان دارند، اما تمرکز فیلم همیشه روی زندگی روزمره آدمها باقی میماند.
۲۷. ندیمه (The Handmaiden)
کلاهبرداری نقشه میکشد با کمک جیببری جوان ثروت زنی اشرافی را تصاحب کند. زن جوان بهعنوان ندیمه وارد خانه میشود، اما رابطه شخصیتها خیلی زود پیچیدهتر از نقشه اولیه میشود.
پارک چان ووک کهنهکار سینمای افراطی است که بهخاطر سهگانه وحشیانهاش درباره انتقام یعنی «همدردی با آقای انتقام»، «اولد بوی» و «بانوی انتقام» شهرت دارد. او «ندیمه» را با همکاری نویسندهاش، جئونگ سئو کیونگ، از رمان مشهور سارا واترز اقتباس کرده است. «ندیمه» یکی از بهترین فیلمهایی است که باید دید، داستانی با تهمایههای جنایت، عشق و خیانت دارد.
۲۸. یی یی (Yi Yi)
«یانگ یانگ» کوچکترین فرزند «یان» است که تنها یک خواهر دارد. این پسر کوچک ذاتاً عکاس است و تخصص او گرفتن عکس از پشت سر آدمهاست. بهسختی میتوان پذیرفت نامگذاری این کودک ۸ساله که نامش تکرار اسم کارگردان (ادروارد یانگ) است تصادفی باشد.
یانگ فیلمساز زیرکی است که میخواهد تغییری ژرف در خودِ درونی انسان بهوجود بیاورد. یک هنرمند تجسمی بهتماممعنا که قصد دارد زندگی را از تمام زوایایش زیر ذرهبین بگذارد.
فیلم نزدیک به سه ساعت است، اما هدفش تعریف یک ماجرای بزرگ نیست. ادوارد یانگ از اتفاقات ساده زندگی روزمره تصویری وسیع از خانواده، عشق، شکست و گذر زمان میسازد.
۲۹. پشت و رو (Inside Out)
رایلی پس از نقلمکان خانوادهاش با تغییرات بزرگی روبهرو میشود. داستان اصلی اما در ذهن او اتفاق میافتد؛ جایی که شادی، غم، ترس، خشم و انزجار تلاش میکنند او را هدایت کنند.
با گذشت ۲ دهه از قرن ۲۱ کمپانی پیکسار همچنان رکورددار استقبال از ایدههای خلاقانه فیلمسازان مختلف در عرصه تولید انیمیشن است. بهنظر میرسد از فیلمهای پیکسار بهگونهای متفاوت استقبال میشود. مجلهی نیویورک تایمز در اقدامی مهیج تصمیم میگیرد تا برای انتخاب یکی از بهترین آثار این کمپانی یک نظرسنجی در فضای مجازی انجام بدهد.
«پشت و رو» نمونه خوبی از انیمیشنی است که کودکان میتوانند از ماجراجوییاش لذت ببرند و بزرگسالان معنای دیگری از آن بگیرند.
۳۰. دزدان فروشگاه (Shoplifters)
خانوادهای فقیر در توکیو بخشی از نیازهای خود را با دزدیهای کوچک تأمین میکنند. یک شب دختر خردسالی را پیدا میکنند که ظاهراً در خانه خودش شرایط خوبی ندارد و او را به جمعشان میآورند.
کسانی که مدام از خود میپرسند «فیلم چی ببینم»، تماشای «دزدان فروشگاه» را توصیه میکنیم. این فیلم اثری پیچیده، ظریف و رازآلود است که با پایانبندی شگفتانگیز خود شما را حیرتزده میکند.
۳۱. پسرانگی (Boyhood)
ویژگی مشهور «پسرانگی» این است که طی حدود ۱۲ سال و با همان بازیگران فیلمبرداری شده است. بنابراین میسون واقعا جلوی دوربین از کودکی به جوانی میرسد.
این فیلم داستان ساده زندگی یک کودک در درام لینکلیتر است. فیلم «پسرانگی» به روایتی فوقالعاده تبدیل میشود و واقعگرایانه و قدرتمند ۱۲ سال از زندگی پسربچهای بهنام میسون را روایت میکند.
۳۲. داگویل (Dogville)
گریس، با بازی نیکول کیدمن، هنگام فرار از گروهی خلافکار وارد شهری کوچک میشود. مردم قبول میکنند پنهانش کنند، اما در مقابل بهتدریج خواستههای بیشتری از او دارند.
مهمترین ویژگی فیلم طراحی صحنه آن است: تقریباً هیچ دیوار واقعیای وجود ندارد و مرز خانهها فقط با خطوط روی زمین مشخص شده است. این فرم تئاتری باعث میشود تمرکز کاملاً روی رفتار انسانها باشد.
۳۳. محبوب میلیون دلاری (Million Dollar Baby)
مگی فیتزجرالد میخواهد بوکسور حرفهای شود و از مربی سالخوردهای به نام فرانکی دان میخواهد آموزش او را قبول کند. فرانکی ابتدا حاضر نیست، اما رابطه میان این دو بهتدریج شکل دیگری پیدا میکند.
کلینت ایستوود کارگردانی است که گاهی اوقات آثارش را با همان کیفیتی که میسازد، بهنمایش میگذارد؛ سریع، باکیفیت، بیحاشیه و بیسروصدا.
۳۴. مهلکه (The Hurt Locker)
ویلیام جیمز متخصص خنثیکردن بمب است و رفتار بیپروا و علاقه عجیب او به خطر، همتیمیهایش را نگران میکند. «مهلکه» بیش از آنکه درباره سیاست جنگ عراق باشد، درباره تأثیری است که زندگی در وضعیت خطر دائمی روی انسان میگذارد.
زمانیکه کاترین بیگلو بهعنوان اولین زن اسکار بهترین کارگردانی را برای فیلم «مهلکه» از آنِ خود کرد، تاریخساز شد.
۳۵. مونیخ (Munich)
پس از کشتهشدن اعضای تیم اسرائیل در المپیک مونیخ ۱۹۷۲، گروهی مأمور میشوند افراد مرتبط با عملیات را پیدا و ترور کنند. اسپیلبرگ بهجای تبدیل ماجرا به داستانی ساده از قهرمان و شرور، روی هزینه روانی چرخه انتقام تمرکز میکند.
«مونیخ» یک تریلر جاسوسی پرتنش است، اما پرسش اصلیاش اخلاقی است: خشونت تا کجا میتواند پاسخ خشونت باشد؟
۳۶. سوختن (Burning)
«سوختن» با الهام از داستان کوتاهی از هاروکی موراکامی ساخته شده است. جونگسو با دختری از گذشتهاش دوباره آشنا میشود، اما ورود مرد ثروتمند و مرموزی به نام بن رابطه آنها را تغییر میدهد.
بعد از ناپدیدشدن دختر، سوءظن جونگسو به بن بیشتر میشود. فیلم هیچگاه تمام اطلاعات لازم برای اطمینان را به ما نمیدهد و همین شک دائمی «سوختن» را جذاب میکند.
۳۷. درون لوین دیویس (Inside Llewyn Davis)
لوین دیویس خواننده موسیقی فولک در نیویورک دهه ۱۹۶۰ است؛ بااستعداد، بدخلق و تقریباً همیشه بیپول. چند روز از زندگی او را میبینیم که میان اجراها، خانه دوستان و تصمیمهای اشتباه سرگردان است. این فیلم درباره موفقیت نیست؛ بلکه درباره هنرمندی است که شاید به اندازه کافی خوب باشد اما زمان، شانس یا شخصیت مناسب برای رسیدن به موفقیت را ندارد.
۳۸. خوشهچینان و من (The Gleaners and I)
«خوشهچینان و من» نه یک فیلم مستند بلکه تألیفی سینمایی با الهام از نقاشی معروف «خوشهچینان» اثر ژان فرانسوا میلت است. مستندی درباره اهمیت چیزهایی که ما ممکن است آنها را نادیده بگیریم یا از بین ببریم.
سادگی دوربین دیجیتال بخشی از جذابیت فیلم است و حس میکنید همراه کارگردان در سفری شخصی حضور دارید.
۳۹. سیزدهمین (13th)
ایوا دوورنی، کارگردان فیلم «سلما»، مستندی بهشدت رادیکال برای نتفلیکس ساخته است. کارگردان در این اثر استدلال میکند که زندانیشدن مردان سیاهپوست در آمریکا پدیدهای است که ریشه در دوران بردهداری دارد.
اگرچه ممکن است با تمام استدلالهای فیلم موافق نباشید، «سیزدهمین» مجموعه بزرگی از تصاویر آرشیوی، آمار و گفتوگوها را کنار هم میگذارد و زمینه خوبی برای بحث فراهم میکند.
۴۰. مرگ آقای لازارسکو (The Death of Mr. Lazarescu)
وقتی بیننده برای اولین بار با شخصیت اصلی فیلم مواجه میشود، مردی حدوداً ۶۰ساله را میبیند که با بخش فوریتهای پزشکی تماس میگیرد و از درد معده چهارروزهاش شکایت و تقاضای کمک میکند. بعد کارگردان بهمدت دو ساعت و نیم دوربینبهدست دنبال مردی در آستانه مرگ است که از این بیمارستان به آن بیمارستان منتقل میشود.
ایده فیلم ساده است، اما همین سفر شبانه تصویری تلخ و گاهی بسیار بامزه از برخورد یک سیستم بزرگ با انسانی ضعیف میسازد.
۴۱. بچه (L’Enfant)
«بچه» اثر جنایی قدرتمندی است که حالوهوای روحیروانی جنایتکاری جوان بهنام برونو و همسر باردارش سونیا را روایت میکند. برونو با حضور بچه مشکل دارد و میخواهد از شر او خلاص شود.
این فیلم شما را در خود غرق میکند و برای دیدن اینکه چه اتفاقی میافتد، نفستان را در سینه حبس میکنید. این فیلم میتواند چنان ذهن شما را درگیر کند که به تئوریهای جدیدی در باب مسیحیت یا حتی حرکت دوربین برسید.
۴۲. تیمبوکتو (Timbuktu)
گروهی افراطی کنترل تیمبوکتو را در دست گرفتهاند و برای موسیقی، فوتبال، سیگار و زندگی روزمره مردم قانون وضع میکنند. فیلم بهجای تمرکز بر میدان جنگ، نشان میدهد این قوانین چه اثری بر زندگی آدمهای معمولی دارند.
۴۳. نور خاموش (Silent Light)
کارلوس ریگاداس در «نور خاموش» قصد روایت داستانی معناگرا را دارد. داستانی مینیمالیستی در جامعهای منونایت (گروهی از مسیحیان) مستقل در مکزیک اتفاق میافتد و داستان زندگی یک زن و شوهر را روایت میکند.
۴۴. نشانی از گناه (A Touch of Sin)
«نشانی از گناه» اثر تحسینشده جیا ژانکه، کارگردان چینی، فیلمی لبریز از خشونت و اندوه است که در ۴ اپیزود ساخته شده است.
۴۵. باکره ۴۰ساله (The 40-Year-Old Virgin)
این فیلم داستان مردی است که در سن ۴۰ سالگی همچنان باکره است و بهدنبال عشق میگردد.
۴۶. وندی و لوسی (Wendy and Lucy)
«وندی و لوسی» داستان زن جوانی بهنام وندی است که بهامید یافتن کار، تصمیم میگیرد به آلاسکا برود. ماشین او در مسیر بهخاطر اتفاقاتی که میافتد متوقف میشود و سگش را گم میکند.
۴۷. من آنجا نیستم (I’m Not There)
«من آنجا نیستم» درباره باب دیلن، یکی از برترین خوانندگان جهان، است اما یک زندگینامه معمولی نیست. شش شخصیت مختلف بخشهایی از هویت و دورانهای متفاوت زندگی دیلن را نمایندگی میکنند.
۴۸. ساما (Zama)
«ساما» ماجرای مردی به نام دن دیگو د ساما است که دائماً درخواستهای انتقالش رد میشوند.
۴۹. سوغات (The Souvenir)
جولی دانشجوی جوان فیلمسازی است که وارد رابطهای با مردی بزرگتر به نام آنتونی میشود.
۵۰. عشق و دوستی (Love & Friendship)
«عشق و دوستی» اقتباسی از «لیدی سوزان»، یکی از آثار اولیه جین آستین است. لیدی سوزان بیوهای باهوش، جذاب و بسیار حسابگر است که برای تأمین آینده خودش و دخترش وارد مجموعهای از روابط و نقشههای اجتماعی میشود.
پیشنهاد فیلم بر اساس حال و هوای شما
اگر هنوز نمیدانید فیلم چی ببینید، این انتخاب سریع میتواند کار را سادهتر کند.
اگر فیلم اکشن میخواهید
مکس دیوانه؛ جاده خشم اولین پیشنهاد ماست. بعد از آن «شوالیه تاریکی»، «حرامزادههای لعنتی» و اگر اکشن علمیتخیلی میخواهید «فرزندان انسان» گزینههای خوبی هستند.
اگر فیلم عاشقانه میخواهید
برای یک عاشقانه متفاوت «درخشش ابدی یک ذهن پاک» را ببینید. اگر فیلمی آرامتر میخواهید «در حال و هوای عشق» یا «زندگیهای گذشته» و اگر به سینمای هنری علاقه دارید «پرتره بانویی در آتش» را انتخاب کنید.
اگر فیلم ترسناک یا معمایی میخواهید
«برو بیرون» بهترین نقطه شروع است. «زودیاک» برای علاقهمندان پروندههای جنایی، «سوختن» برای دوستداران معماهای مبهم و «آناتومی یک سقوط» برای کسانی که فیلم دادگاهی دوست دارند انتخابهای خوبیاند.
اگر یک فیلم سرگرمکننده اما باکیفیت میخواهید
«انگل»، «شوالیه تاریکی»، «شبکه اجتماعی»، «مکس دیوانه؛ جاده خشم» و «همهچیز همهجا به یکباره» جزو فیلمهایی هستند که برای لذتبردن از آنها لازم نیست طرفدار جدی سینمای هنری باشید.
اگر فیلم خانوادگی میخواهید
«شهر اشباح» و «پشت و رو» دو انتخاب اصلی این فهرستاند. هر دو انیمیشنهایی هستند که کودکان میتوانند از داستانشان لذت ببرند و در عین حال حرفهای زیادی برای بزرگسالان دارند.
اگر فیلم فکری و هنری میخواهید
«جاده مالهالند»، «یی یی»، «ساما»، «نور خاموش» و «منطقه مورد علاقه» فیلمهایی هستند که بیشتر از سرگرمی فوری، روی تجربه و تفسیر مخاطب حساب میکنند.
بهترین فیلمهای جدیدتر این فهرست
اگر ترجیح میدهید فیلمهای سالهای اخیر را ببینید، از میان آثار دهه ۲۰۲۰ این پنج فیلم را زودتر انتخاب کنید:
اوپنهایمر برای یک درام تاریخی بزرگ و پرجزئیات؛ زندگیهای گذشته برای یک عاشقانه آرام؛ آناتومی یک سقوط برای معمای دادگاهی؛ همهچیز همهجا به یکباره برای تجربهای سریع و عجیب؛ و منطقه مورد علاقه برای سینمای تاریخی جدی و متفاوت.
سؤالات متداول درباره فیلمهایی که باید دید
اگر فقط یک فیلم بخواهیم ببینیم، کدام را پیشنهاد میکنید؟
برای پیشنهاد عمومی، «انگل» انتخاب بسیار خوبی است؛ چون هم سرگرمکننده و پرتعلیق است و هم لایههای اجتماعی و سینمایی عمیقی دارد.
بهترین فیلم عاشقانه این فهرست چیست؟
«درخشش ابدی یک ذهن پاک» برای کسانی که عاشقانهای متفاوت میخواهند گزینه بسیار خوبی است. «در حال و هوای عشق» شاعرانهتر است و «زندگیهای گذشته» نگاه مدرنتر و آرامتری به عشق دارد.
چه فیلم خوبی برای یک شب سرگرمکننده ببینیم؟
«انگل»، «شوالیه تاریکی»، «مکس دیوانه؛ جاده خشم» و «برو بیرون» همگی ریتم و داستانی دارند که بدون نیاز به آشنایی قبلی با سینمای هنری میتوان از آنها لذت برد.
کدام فیلمها برای شروع تماشای سینمای هنری مناسباند؟
«انگل»، «جدایی نادر از سیمین»، «مهتاب» و «دزدان فروشگاه» نقطه شروع خوبی هستند. بعد از آنها میتوانید سراغ آثار دشوارتری مثل «جاده مالهالند»، «یی یی»، «ساما» و «نور خاموش» بروید.
شما بگویید؛ پیشنهاد فیلم شما چیست؟
این فهرست نمیتواند همه فیلمهای خوب قرن ۲۱ را در خود جا بدهد. بعضیها دنبال فیلمهای سینمایی الهامبخش و خانوادگیاند، بعضیها اکشن و جنایی دوست دارند و بعضی دیگر سراغ درامهای سنگین یا فیلمهای عاشقانه میروند.
شما وقتی کسی از شما میپرسد «فیلم چی ببینم؟» چه فیلمی پیشنهاد میکنید؟ کدامیک از فیلمهای این فهرست را دیدهاید و چه فیلمی بهنظر شما جایش در میان فیلمهایی که باید دید خالی است؟