اضطراب جدایی در کودکان؛ چرا بعضی بچهها حتی برای چند دقیقه از مادرشان جدا نمیشوند؟
گریه هنگام رفتن مادر، چسبیدن به او و ترس از تنها ماندن همیشه نشانه لجبازی نیست. اضطراب جدایی میتواند دلایل مختلفی داشته باشد و والدین با شناخت علت آن و استفاده از روشهای درست، به کودک برای احساس امنیت بیشتر کمک کنند.
دکتر زهرا غلامی قرهشیران، دکترای روانشناسی کودک؛ گریههای طولانی هنگام رفتن مادر، چسبیدن به والدین، ترس از تنها ماندن و بیقراری هنگام ورود به مهدکودک از رفتارهایی است که بسیاری از خانوادهها با آن روبهرو میشوند. اما چرا بعضی کودکان حتی برای چند دقیقه نمیتوانند از مادرشان جدا شوند؟ آیا این رفتار بخشی از رشد طبیعی کودک است یا نشانه اضطرابی که به توجه بیشتری نیاز دارد؟
اضطراب جدایی در کودکان چیست و چرا اتفاق میافتد؟
اضطراب جدایی یکی از تجربههای رایج دوران کودکی است که در آن کودک هنگام دور شدن از مادر یا فرد مراقبتکننده احساس نگرانی، ترس یا ناامنی میکند. ممکن است کودک هنگام رفتن مادر به اتاقی دیگر گریه کند، در آغوش او بماند یا حتی برای خوابیدن نیز حضور دائمی او را بخواهد. این رفتارها همیشه به معنای وجود یک مشکل روانشناختی نیستند؛ زیرا در مراحل مختلف رشد، بهویژه در سالهای ابتدایی زندگی، وابستگی به مراقب اصلی میتواند بخشی طبیعی از روند رشد عاطفی باشد.
با این حال، شدت و مدت این واکنشها اهمیت زیادی دارد. برخی کودکان پس از مدت کوتاهی آرام میشوند و با محیط جدید ارتباط میگیرند، اما برخی دیگر آنقدر نگران میشوند که حضور در مهدکودک، خوابیدن در اتاق خود یا حتی انجام فعالیتهای روزمره برایشان دشوار میشود. در چنین شرایطی باید به جای سرزنش کودک یا برچسب زدن به او، علت نگرانیاش را شناخت و متناسب با سن و شرایطش به او کمک کرد.
چرا بعضی کودکان به مادرشان وابستگی بیشتری دارند؟
یکی از عوامل مؤثر در اضطراب جدایی، خلقوخو و ویژگیهای فردی کودک است. بعضی کودکان از ابتدا حساسترند، در محیطهای تازه دیرتر احساس امنیت میکنند و برای سازگاری با افراد یا موقعیتهای جدید به زمان بیشتری نیاز دارند. تجربههای تازه مانند شروع مهدکودک، تغییر محل زندگی، تولد خواهر یا برادر، بیماری یا دوری موقت از والدین نیز ممکن است نگرانی کودک را افزایش دهد.
گاهی رفتارهای ناخواسته والدین هم میتواند این اضطراب را تشدید کند. برای مثال، اگر مادر هنگام جدا شدن بارها با نگرانی به کودک اطمینان دهد که اتفاق بدی نخواهد افتاد، خداحافظی را طولانی کند یا پس از هر بار گریه فوراً از رفتن منصرف شود، ممکن است کودک بهتدریج جدایی را موقعیتی ترسناک تلقی کند. البته این موضوع به معنای مقصر بودن مادر نیست؛ هدف، شناخت الگوهایی است که ناخواسته نگرانی کودک را تقویت میکنند.
نکته مهم این است که وابستگی عاطفی با اضطراب جدایی یکسان نیست. کودک میتواند رابطهای گرم و صمیمی با مادر داشته باشد و در عین حال، بهتدریج استقلال متناسب با سنش را یاد بگیرد. هدف والدین نباید قطع وابستگی عاطفی باشد، بلکه باید به کودک کمک کنند حتی در زمان دوری کوتاه از مادر نیز احساس امنیت کند.
چگونه اضطراب جدایی کودک را کاهش دهیم؟
نخستین راهکار، جدایی تدریجی و متناسب با توانایی کودک است. اگر کودک حتی چند دقیقه دوری از مادر را تحمل نمیکند، بهتر است تمرین با زمانهای کوتاه آغاز شود؛ برای مثال، مادر برای چند دقیقه به اتاق دیگری برود و پس از بازگشت، به کودک نشان دهد که وعدهاش را عملی کرده است. با افزایش تدریجی احساس امنیت، میتوان مدت جدایی را بیشتر کرد. فشار آوردن به کودک یا مجبور کردن ناگهانی او به جدایی طولانی ممکن است نگرانیاش را افزایش دهد.
راهکار دوم، خداحافظی کوتاه، روشن و قابل پیشبینی است. والدین بهتر است با لحنی آرام به کودک بگویند چه زمانی میروند و چه زمانی برمیگردند؛ البته زمان بازگشت باید برای کودک قابل درک باشد. برای نمونه، میتوان گفت: «من تو را به مهدکودک میبرم و بعد از تمام شدن بازی و ناهار دنبالت میآیم.» خداحافظی طولانی، پنهانی خارج شدن از خانه یا دادن وعدههایی که عملی نمیشوند، میتواند اعتماد کودک را کاهش دهد.
همچنین لازم است احساسات کودک جدی گرفته شود. گفتن جملههایی مانند «این که چیزی نیست»، «بچه بزرگ که گریه نمیکند» یا «چقدر لوسی» به او کمک نمیکند بر ترسش غلبه کند. بهتر است والدین احساس او را به رسمیت بشناسند و در عین حال، پیام اطمینانبخشی بدهند: «میدانم دلت میخواهد کنار من باشی و جدا شدن برایت سخت است؛ من برمیگردم و تو میتوانی این چند دقیقه را با مربیات بگذرانی.»
چه زمانی اضطراب جدایی به کمک متخصص نیاز دارد؟
اگر ترس کودک از جدایی شدید و مداوم باشد، متناسب با سن او نباشد یا در زندگی روزمره اختلال ایجاد کند، مشورت با روانشناس کودک میتواند مفید باشد. امتناع مکرر از رفتن به مهدکودک یا مدرسه، نگرانی شدید از آسیب دیدن مادر، کابوسهای مکرر درباره جدایی، شکایتهای جسمی مانند دلدرد یا تهوع هنگام دور شدن از والدین و دشواری جدی در خوابیدن بهتنهایی از نشانههایی هستند که باید با دقت بررسی شوند؛ البته هیچیک از این نشانهها بهتنهایی برای تشخیص اختلال اضطراب جدایی کافی نیست.
در این شرایط، متخصص با توجه به سن کودک، مدت و شدت نشانهها، شرایط خانوادگی و تجربههای اخیر او، علت احتمالی اضطراب را بررسی میکند و راهکارهایی متناسب با نیازهای کودک و خانواده ارائه میدهد. گاهی آموزش مهارتهای مقابله با نگرانی به کودک و هماهنگی والدین با مربیان مهدکودک یا مدرسه میتواند به بهبود شرایط کمک کند.
جمعبندی: کودکی که از مادرش جدا نمیشود، لزوماً لوس یا نافرمان نیست؛ ممکن است هنوز مهارت کافی برای مدیریت نگرانی و احساس امنیت در موقعیتهای تازه را به دست نیاورده باشد. برخورد آرام، جدایی تدریجی، خداحافظی قابل پیشبینی و پرهیز از سرزنش میتواند به کودک کمک کند استقلال بیشتری پیدا کند. اگر اضطراب شدید، طولانی یا مختلکننده باشد، دریافت کمک تخصصی اهمیت دارد.