//
کد خبر: 593318

تحریم‌های جدید آمریکا؛ فشار بر راه‌های دور زدن تحریم‌ها

تحریم‌های اخیر آمریکا علیه ایران، با هدف مسدود کردن مسیرهای دور زدن تحریم‌ها، فشار اقتصادی را به شدت افزایش داده است. این تحریم‌ها به بخش‌های راه‌آهن و حمل و نقل جاده‌ای ایران آسیب می‌زند.

به گزارش فرتاک نیوز؛ روزنامه قدس اعلام کرد که وزارت خزانه‌داری آمریکا در تازه‌ترین دور از تحریم‌ها، بخش‌های راه‌آهن و حمل و نقل جاده‌ای ایران را هدف قرار داده و علاوه بر شرکت‌های ایرانی، شرکت‌های خارجی تأمین‌کننده قطعات و خدمات را در امارات، ترکیه و اندونزی نیز شامل می‌شود. واشنگتن در توضیح این اقدامات، به تلاش برای قطع شبکه‌های تأمین و تدارکات «دور زدن تحریم‌ها» اشاره کرده است.

این تحریم‌ها صرفاً به حمل و نقل ریلی و جاده‌ای آسیب نمی‌زند؛ بلکه به دنبال شناسایی و مسدود کردن مسیرهای فرار از تحریم‌های قبلی است. با توجه به محاصره دریایی و محدودیت‌های خطوط هوایی، اکنون استفاده از حمل‌ونقل زمینی و کریدورهای اطراف اهمیت بیشتری یافته است. نظام تحریمی هوشمند با بررسی این زنجیره، هر حلقه جدید فرار را به هدف بعدی تحریم تبدیل می‌کند.

در این روند ممکن است مسیرها به‌طور کامل مسدود نشوند و گزینه‌هایی برای پذیرش وضعیت موجود در نظر گرفته شود؛ اما اگر همین مسیرها نیز در معرض تحریم‌های بعدی قرار گیرند، زمان و هزینه اجرای محاصره تنها تغییر می‌کند.

می‌توان گفت که هر تحریمی قابلیت دور زدن دارد، اما هر دور زدن نیز قابل شناسایی و تحریم مجدد است. در چنین شرایطی، یکی از اشتباهات راهبردی در مواجهه با تحریم این است که فقط به فکر یافتن مسیر جایگزین باشیم. با پذیرش قاعده تحریم و ابتکار عمل دشمن، به چرخه‌ای وارد می‌شویم که با مسدود شدن یک به یک مسیرهای جایگزین، گزینه‌های موجود به‌تدریج محدودتر و پرهزینه‌تر می‌شوند.

تحریم‌های آمریکا سال‌هاست که فقط به مقصد ایرانی محدود نمی‌شود؛ بلکه هدف قرار دادن شبکه‌های دورزننده، واسطه‌ها، تأمین‌کنندگان، بانک‌ها و شرکت‌های حمل‌ونقل و حتی طرف‌های معامله در کشورهای ثالث نیز بخشی از این تحریم‌هاست. این شبکه تحریم‌ها به جای یک ساختار ثابت، به یک شبکه متحرک تبدیل شده که خود را با مسیرهای جدید تطبیق می‌دهد.

ترکیب تحریم‌های جدید، تصویر جامع‌تری را به نمایش می‌گذارد: محدودیت دسترسی مالی، دریایی، هوایی، زمینی و ریلی به همراه دسترسی به قطعات و فناوری، به‌نوعی محاصره چندلایه را ترسیم می‌کند که نبرد را از جغرافیای نظامی به جغرافیای دسترسی منتقل کرده است.

بنابراین، تحریم‌ها به یک محاصره راهبردی اقتصادی تبدیل شده که زیرساخت‌های ارتباطی و سازگاری جامعه برای بقا را هدف قرار می‌دهد. این میدان جنگ وسیع تنها در نقطه برخورد نیروهای نظامی تعریف نمی‌شود و آتش آن در نقاط مختلف اقتصاد قابل مشاهده است؛ مانند نفتکش‌هایی که بیمه نمی‌شوند، بنادر امنی که قادر به پذیرش شناورها نیستند، هواپیماهای آماده پرواز که هیچ فرودگاهی انتظارشان را نمی‌کشد و کارخانه‌هایی که به علت کمبود یک قطعه وارداتی نمی‌توانند تولید را تکمیل کنند.

این شبکه تحریم‌ها در حال تکمیل دیوارهای محاصره است و در چنین شرایطی نباید منتظر تحریم بعدی بود و به جست‌وجوی راه‌های دور زدن آن پرداخت. شکستن محاصره مستلزم تغییر معادله است و نباید اجازه داد که تنگ‌تر شدن محاصره، فضای فعالیت ما را محدودتر کند.