//
کد خبر: 592014

«یازده سال حسرت برای شماره‌ی ابدیِ پرسپولیس؛ کاپیتانی که قلبِ هواداران هنوز برای او می‌تپد!»

پرسپولیس، در خواب بر اثر ایست قلبی درگذشت؛ ۱۱ سال بعد، خاطره شماره ۲۴ سرخ‌ها، گل‌هایش در دربی و بازوبند کاپیتانی هنوز از یاد هواداران این تیم نرفته است.

 ۹ مهر ۱۳۹۴ یکی از تلخ‌ترین روزهای تاریخ پرسپولیس و فوتبال ایران رقم خورد؛ هادی نوروزی، کاپیتان محبوب سرخ‌پوشان، در ۳۰سالگی و در خواب بر اثر ایست قلبی چشم از جهان فروبست. حالا ۱۱ سال از آن صبح تلخ گذشته، اما نام و خاطره شماره ۲۴ پرسپولیس همچنان برای هواداران این تیم زنده است.

از کپورچال تا رؤیایِ سرخ

هادی نوروزی‌پوری، پسری از روستای کپورچال بابل بود که با رویاهای بزرگ به دنیای ورزش قدم گذاشت. او که در ابتدا با کشتی خو گرفته بود، خیلی زود فهمید که ضربان قلبش با فوتبال تنظیم می‌شود. مسیر او از تیم‌های کوچک شهرستانی آغاز شد و با عبور از پله‌های دشوارِ تیم‌هایی چون پاسارگاد و داماش ایرانیان، سرانجام به بزرگترین آرزوی هر فوتبالیست ایرانی یعنی پوشیدن پیراهن پرسپولیس رسید. او نمادی از جوانی بود که با تکیه بر اراده و استعداد، راهِ دشوارِ رسیدن به سکوی افتخار را در میانِ بزرگانِ پایتخت طی کرد.

صبوری برای رسیدن به پیراهن مقدس

حضور در پرسپولیس برای هادی نه یک شروعِ طوفانی، که آزمونی برای صبر بود. فصل ۸۵-۸۶ گذشت و نیمکت‌نشینی، او را دلسرد نکرد. هادی راهی داماش شد تا ثابت کند برای بازگشت به خانه، باید قوی‌تر باشد. ۱۰ گل در ۲۲ مسابقه، حکمِ بازگشتِ پیروزمندانه او به جمع سرخ‌پوشان بود. بازگشتِ او به پرسپولیس، بازگشتِ بازیکنی بود که دیگر نه تنها یک مهره معمولی، بلکه سربازی آماده برای خط حمله تیمش بود؛ کسی که یاد گرفته بود برای ماندن در قلبِ هواداران، باید در تک‌تکِ ثانیه‌ها بجنگد.

ستاره‌ای که به قلب هواداران نفوذ کرد

فصل ۸۸-۸۹ برای هادی، آغازِ یک عشقِ دوطرفه بود. دبلِ مقابل مس کرمان تنها آغازِ نمایش‌هایِ به یادماندنیِ او بود، اما آن گلِ فراموش‌نشدنی در شهرآوردِ ۶۸ تهران بود که جایِ او را در قلبِ هواداران سفت کرد. هادی نوروزی در آن روزها نه فقط برای کادر فنی، که برای سکوها به یک «اُمید» تبدیل شده بود. عملکردِ درخشانِ او چنان بود که پیراهنِ تیم ملی را نیز بر تن کرد و نشان داد که سقفِ آرزوهایش نه تنها لیگ ایران، که ایستادن در میانِ ستاره‌های ملی‌پوش است.

بازوبندی که برازنده شانه‌هایش بود

فراز و نشیب‌ها در فوتبالِ او کم نبود؛ از تجربه کوتاه در نفت تهران تا بازگشتِ دوباره به آغوش پرسپولیس. اما هادی، هر بار که به پرسپولیس بازمی‌گشت، پخته‌تر و مصمم‌تر بود. در آخرین سالِ زندگی‌اش، وقتی بازوبند کاپیتانی را بر بازو بست، گویی به بلوغِ فوتبالیِ خود رسیده بود. آن گلِ تماشایی‌اش به پدیده که در برنامه ۹۰ به عنوان گلِ برتر سال انتخاب شد، آخرین امضایِ هنرمندانه او بر تابلویِ افتخاراتش بود؛ فصلی که نوروزی، کاپیتانیِ سرخ‌پوشان را نه با حرف، که با تمامِ وجودش معنا کرد.

صبحِ سیاهِ ۹ مهر؛ وقتی فوتبال در خواب ایستاد

بامداد پنج‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۴، عقربه‌های ساعت رویِ تلخ‌ترین لحظه برای هواداران ایستاد. خبر درگذشتِ ناگهانی هادی نوروزی، تیرِ خلاصی بر قلبِ هوادارانی بود که هنوز شادیِ تمدیدِ قراردادِ او را در خاطر داشتند. ۳۰ سالگی، سنِ پرواز نبود، اما تقدیر، بازیِ بی‌رحمانه‌ای با ستاره‌ی پرسپولیس کرد. بیمارستان آتیه تهران، شاهدِ ضجه‌هایِ هم‌تیمی‌ها و بهتِ جامعه‌ ورزش بود؛ صبحی که فوتبالِ ایران در شوکِ نبودنِ کاپیتان، برای همیشه رنگِ خاکستری گرفت.

وداعی که آزادی هرگز فراموش نمی‌کند

روزِ وداع، جمعه‌ای بود که آزادی رنگِ ماتم گرفت. ۳۵ هزار هوادارِ اشک‌بار، در ورزشگاهی که هادی بارها برایشان گل زده بود، برای آخرین بار او را رویِ دست گرفتند. سکوتِ حاکم بر آزادی در آن روز، سنگین‌ترین سکوتِ تاریخِ این استادیوم بود. وقتی پیکرِ کاپیتان از آزادی راهیِ زادگاهش کپورچال شد، هوادارانِ پرسپولیس نه یک بازیکن، که بخشی از خاطراتِ شیرینِ جوانیِ خود را به خاک سپردند؛ وداعی که هنوز هم بعد از ۱۱ سال، مرورش لرزه بر تنِ دوستدارانِ این تیم می‌اندازد.

۲۴، عددی که تا ابد در قلبِ آزادی حک شد

یازده سال از آن صبحِ شوم می‌گذرد، اما یادِ هادی نوروزی با دقیقه ۲۴ گره خورده است. امروز، وقتی سکوها در دقیقه ۲۴ فریادِ «هادیِ با تعصب» سر می‌دهند، او زنده است. حضورِ هانی در زمینِ فوتبال، ادامه‌یِ همان روحی است که هادی در کالبدِ پرسپولیس دمیده بود. ۹ مهر برای ما، یادآورِ کاپیتانی است که خیلی زود رفت، اما نامش را بر بلندایِ تاریخِ پرسپولیس ثبت کرد. هادی نوروزی؛ تو نرفته‌ای، تو در هر گلِ سرخ و در ضربانِ قلبِ آزادی، تا همیشه زنده‌ای.