//
کد خبر: 591850

بازار جهانی نفت تحت تأثیر تحولات هرمز؛ آرامش موقتی است

تحولات در تنگه هرمز و صادرات نفت خاورمیانه بر بازار جهانی نفت تأثیرگذار است. با وجود افزایش صادرات، چالش‌های قابل توجهی در زمینه انتقال نفت وجود دارد.

به گزارش فرتاک نیوز؛ با وجود نشانه‌هایی از بهبود در بازار نفت، تردد کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز به طور قابل توجهی کاهش یافته و گزارش‌هایی از حمله به نفتکش‌ها نیز به گوش می‌رسد. در این شرایط، مسئله اصلی بازار تنها وجود نفت نیست، بلکه توانایی رساندن آن به مقصد است.

این اختلاف در شرایط کنونی اهمیت زیادی دارد. عربستان سعودی موفق شده است بخشی از صادرات خود را از مسیرهای جدید به جای مسیر آسیب‌دیده ینبع منتقل کند. اما این تغییرات، تقاضا برای کشتی‌های VLCC را افزایش داده و ظرفیت انتقال کشتی به کشتی (STS) در دریای عمان را به مرز عملیاتی رسانده است.

حدود ۶۰ میلیون بشکه نفت عربستان برای انتقال STS در اطراف صحار برنامه‌ریزی شده که منجر به افزایش زمان گردش کشتی، کاهش ظرفیت مؤثر ناوگان و افزایش هزینه حمل شده است. بخشی از این انتقال‌ها با سیستم AIS خاموش انجام می‌شود و گزارش‌ها حاکی از تسهیل برخی عبورها توسط نیروهای آمریکایی است. این وضعیت ممکن است آمار تردد را کمتر از واقعیت نشان دهد بدون اینکه هزینه و ریسک عملیاتی کاهش یابد.

بدین ترتیب، یک تناقض ساختاری در بازار شکل گرفته است: در حالی که نفت بیشتری در مبدأ موجود است، انتقال آن به مقصد آسان‌تر و ارزان‌تر نشده است. گزارش‌ها در مورد ادعای رهگیری ۱۹ کشتی توسط نیروهای ایرانی نیز این ریسک را از زاویه دیگری نمایان می‌سازد. خبرگزاری فارس اعلام کرده که ۱۲ کشتی در شب جمعه و ۷ کشتی در شب شنبه به دلیل حرکت خارج از مسیر تعیین‌شده، مورد هدف قرار گرفته‌اند.

برای مالکان کشتی، بیمه‌گران و خریداران نفت، ریسک تنها به احتمال آسیب یا غرق‌شدن کشتی محدود نمی‌شود. عدم‌قطعیت درباره مسیر مجاز، زمان عبور، امکان STS و مسئولیت در صورت بروز حادثه نیز بخشی از هزینه واقعی سفر است. این موضوع در تحلیل بازار باید به عنوان یک عامل افزایش‌دهنده عدم‌قطعیت مدنظر قرار گیرد.

در این شرایط، معیارهای جدیدی برای پالایشگران آسیایی شکل گرفته است. دیگر تنها قیمت FOB معیار نیست بلکه هزینه نهایی نفت تحویل‌شده باید شامل کرایه حمل، بیمه جنگی، هزینه STS و زمان انتظار باشد. این رویکرد نه تنها به نفت خام بلکه به بازار LNG و دیگر فرآورده‌ها نیز تسری می‌یابد.

کاهش صادرات دیزل خاورمیانه و نرخ بالای فعالیت پالایشگاه‌ها، فضای واکنش سریع بازار را محدود کرده است. بنابراین، بازار جهانی انرژی با مجموعه‌ای از چالش‌ها مواجه است که به سادگی قابل حل نیستند.

در چنین وضعیتی، مهم‌ترین اشتباه تحلیلگران این است که کاهش قیمت نفت یا یک خبر دیپلماتیک را معادل پایان بحران بدانند. با توجه به عدم تغییر در شرایط دیپلماتیک، آینده بازار به رفتار کشتی‌ها، بیمه‌گران و صاحبان محموله بستگی دارد. اگر این فضا تغییر کند، بازار ممکن است به تدریج عادی شود، اما هر گونه حادثه جدید می‌تواند اوضاع را به شکل چشمگیری تغییر دهد.

به این ترتیب، به‌جای تمرکز صرف بر قیمت نفت، باید به چهار شاخص اصلی توجه کرد: ۱. تعداد واقعی VLCCهایی که از هرمز خارج می‌شوند؛ ۲. مدت انتظار برای عملیات STS؛ ۳. نرخ کرایه حمل و حق بیمه جنگی؛ ۴. زمان و حجم ورود محموله‌های سعودی و عراقی به بنادر آسیایی. اگر این شاخص‌ها بهبود یابند، می‌توان گفت بازار در مسیر عادی‌شدن است.