واکنشها به خط فقر ۷۰ میلیون تومان؛ آیا همه زیر خط فقر هستیم؟
گزارش اخیر درباره خط فقر ۷۰ میلیون تومانی با واکنشهای اعتراضی کاربران مواجه شد. این واکنشها نشان میدهد که بسیاری از افراد به مشکلات اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی اشاره دارند.
به گزارش فرتاک نیوز؛ انتشار گزارشی درباره عبور خط فقر از ۷۰ میلیون تومان و فاصله چشمگیر میان درآمد و هزینههای زندگی، واکنشهای متعددی را از سوی کاربران به دنبال داشت. این واکنشها نشاندهنده نگرانی عمیق مردم نسبت به رشد مداوم تورم، افزایش قیمت کالاها، اجاره مسکن و هزینههای درمان است.
یکی از کاربران با انتقادی تند نوشت: «پس همه زیر خط فقر هستیم» و یکی دیگر پرسید: «چرا سیاستهای شما ما را فقیرتر کرده است؟» همچنین، یکی از بازنشستگان تأکید کرد که کاهش قیمتها مستلزم کاهش نرخ دلار است و هشدار داد که افزایش حقوق بدون کنترل تورم تنها به افزایش قیمتها منجر خواهد شد.
یکی از کاربران با کنایه به قدرت خرید پایین حقوقبگیران نوشت: «حقوق کارمندی = مصرف روزانه یک عدد رانی.» یکی دیگر از کاربران نیز با اشاره به وضعیت مشابه کارگران و معلمان، پرسید چگونه افراد با درآمدهای ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان میتوانند زندگی آبرومندانهای داشته باشند.
در بین نظرات، درخواستهای مکرری برای مداخله نهادهای مسئول در موضوع حقوق و دستمزد مشاهده شد. یکی از کاربران به دیوان عدالت اداری نوشت که باید برای حقوق بازنشستگان و کارگران، براساس تورم چند سال گذشته، اقداماتی صورت گیرد، زیرا حقوق کنونی آنها کفاف زندگی را نمیدهد.
یکی از بازنشستگان نیز از قطع یارانه خود شکایت کرد و نوشت که با وجود دریافت ۲۳ میلیون تومان حقوق بازنشستگی، یارانهاش به دلیل اشتغال دخترش از سال ۱۴۰۰ قطع شده است. در عوض، کاربری با طعنه نوشت: «خوش به حال پولدارها.»
در نظرات، گلایههای زیادی از قیمت بالای مواد غذایی وجود داشت. یکی از بازنشستگان به قیمت خرید چند قلم میوه اشاره کرد و نوشت: «چهار قلم میوه و خیار و گوجهفرنگی دو میلیون و صد» و تأکید کرد که حقوقش با وجود رتبه مدیریتیاش، کمتر از ۳۰ میلیون تومان است.
کاربری دیگر تأکید کرد که تا زمانی که تورم کنترل نشود، «همین آش است و همین کاسه» و مخاطب دیگری با کنایه گفت: «خوش به حال مسئولان.»
یکی از کاربران با ۲۵ سال سابقه کار و حقوق ۳۲ میلیون تومانی، از فشار زندگی و حسرت فرزندانش سخن گفت و نوشت که با وجود سالها کار، خانوادهاش زیر فشار اقتصادی نابود شده است. در میان نظرات، گلایهها از بیتوجهی مسئولان بارها تکرار شد.
کاربری پرسید: «مگر برای کسی هم اهمیت دارد؟» و یکی دیگر به حقوق ۲۰ میلیون تومانی کادر بهداشت و درمان اشاره کرد و گفت که این مبلغ آنها را بالاتر از خط فقر قرار نمیدهد.
برخی کاربران به دلایل سیاسی افزایش تورم اشاره کردند و یک مخاطب، افزایش تورم را به «اصلاحطلبان» نسبت داد. در مقابل، کارگری با درآمد ۱۸ میلیون تومان نوشت که با وجود این میزان درآمد، در دهک ششم قرار دارد و این مسئله را عجیب دانست.
گلایه از وضعیت کارمندان دولت نیز در کامنتها دیده شد؛ یکی از کاربران نوشت: «الان وضع کارمندهای دولت در برخی از سازمانها بدتر از این حرفاست.»
مخاطب دیگری با کنایه گفت: «بگو ۸۰ میلیون ایرانی فقیرند»، و فرد دیگری پرسید: «پس چطور من با ۵۰ تومان حقوق در دهک ده هستم؟»
در بخش دیگری از نظرات، کاربران درباره دشواری تأمین همزمان هزینه مسکن و خوراک صحبت کردند. یکی از مخاطبان به مسئولان نوشت: «تورا خدا فکری کنید، حقوقها را بیشتر کنید؛ مواد غذایی خیلی گران شده، واقعاً چطور باید با ۲۰ میلیون هم اجاره بدهیم و هم شکم بچههایمان را سیر کنیم؟»
کاربری دیگر با ناامیدی پرسید: «مگه گوش شنوایی هست؟» و مخاطبی دیگر معتقد بود با تورم موجود حتی درآمد ۷۰ میلیون تومان نیز رقم بالایی نیست.
واکنشهای طعنهآمیز نیز در میان نظرات کم نبود. یک کاربر نوشت: «عجب، پس دور هم فقیریم» و دیگری با استفاده از یک ضربالمثل قدیمی گفت: «گوش اگر گوش من و ناله اگر ناله توست، آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.»
یکی از کاربران پیشنهاد کرد حقوق کارگران بر اساس دلار پرداخت شود و کاربری دیگر در یک جمله هشدار داد: «با جامعه فقیر نمیشود به توسعه رسید.»
در ادامه نیز یکی از کاربران پرسید: «خب الان کی باید این وضع را درست کند؟» و مخاطب دیگری خلاصه واکنش خود را اینگونه بیان کرد: «فقط حرف، فقط حرف...»
یکی از کاربران با اشاره به وضعیت شخصی خود نوشت که ماهانه ۱۰۰ میلیون تومان درآمد دارد اما با وجود نداشتن اجاره مسکن، به دلیل افزایش شدید هزینه خوراک، پوشاک و خودرو، تا اواسط ماه پولش تمام میشود؛ او با تعجب پرسید کارگرانی که ۲۰ یا ۳۰ میلیون تومان درآمد دارند چگونه زندگی میکنند.
کاربری دیگر نیز در واکنش به شرایط اقتصادی نوشت: «زندگی به کام ما تلخ شد» و مخاطب دیگری تأکید کرد: «واقعاً خیلی سخته زندگی کردن توی این شرایط.»
در میان نظرات، مشکلات معلمان مدارس غیردولتی نیز مطرح شد. یکی از کاربران خطاب به وزیر آموزشوپرورش نوشت که حقوق معلم در مدارس غیرانتفاعی تنها ۷ میلیون تومان است و برای ۱۵ روز نیز بیمه میشود و خواستار پاسخگویی مسئولان شد.
مخاطبی دیگر وضعیت موجود را «معجزه مردم ایران» توصیف کرد و از مسئولان خواست به این وضعیت توجه کنند.
در مقابل، کاربری که ظاهراً از تکرار پرسش «چطور با ۲۰ میلیون زندگی کنیم؟» خسته شده بود، نوشت: «همه میگن چجوری با ۲۰ میلیون میشه زندگی کرد، هی تکرار میکنن، هیچکس هم هیچ غلطی نمیکنه؛ پس خواهشاً این جمله رو دیگه تکرار نکنین.»
یکی از کاربران نیز با لحنی انتقادی پرسید: «مگر ما تو ایران کارگر و بدبخت و زیر خط فقر داریم؟» و مخاطبی دیگر پیشبینی کرد اگر فردی ۷۰ میلیون تومان حقوق دریافت کند، دولت ممکن است او را از بسیاری از حمایتها و یارانهها حذف کند.
موضوع نبود نظام یکسان و مدون پرداخت حقوق نیز در یکی از کامنتها مطرح شد. این مخاطب معتقد بود نبود «اشل حقوق سراسری مدون» باعث شده کارگری که حامی دارد بتواند ترقی کند اما کارگر بیپشتوانه زیر فشار قرار گیرد و در دوران بازنشستگی نیز زندگی سختی داشته باشد.
یکی از کاربران نیز با اشاره به هزینههای زندگی نوشت که مسئولان باید به مشکل بزرگ معیشتی مردم توجه کنند؛ چراکه افزایش اجاره، هزینه دانشگاه و مدرسه و هزینه دارو و درمان، بسیاری از خانوادهها را تحت فشار قرار داده و حتی امکان مراجعه به پزشک را از آنها گرفته است.
در میان نظرات، حمایت از علیرضا خرمی نیز دیده شد و یکی از کاربران در واکنش به اظهارات او نوشت: «آفرین خرمی، دمت گرم.»
حقوق نیروهای نظامی نیز از دیگر موضوعات مطرحشده بود. یکی از کاربران پرسید: «حقوق نیروی انتظامی چرا باید اینقدر پایین باشد؟» و مخاطب دیگری در یک جمله وضعیت حقوقبگیران را چنین توصیف کرد: «بیچاره حقوقبگیر.»
در پایان، یک بازنشسته آموزشوپرورش با اشاره به ۳۰ سال خدمت و دریافت ۲۶ میلیون تومان حقوق نوشت که دوران بازنشستگی همزمان با افزایش سن، بیماریهایی چون دیابت و آرتروز و هزینههای درمان همراه شده و بیمه نیز هزینه داروها را آنگونه که باید پوشش نمیدهد؛ او تأکید کرد در چنین گزارشهایی نباید فقط از کارگران نام برد و باید بازنشستگان و سایر حقوقبگیران نیز دیده شوند.
در مجموع، بخش عمده کامنتهای مخاطبان حول چند محور مشترک میچرخد: فاصله شدید درآمد و هزینههای زندگی، رشد قیمت خوراک و مسکن، ناکافی بودن حقوق کارگران و بازنشستگان، فشار هزینههای درمان و آموزش، نگرانی از اثر تورم بر قدرت خرید و انتقاد از سیاستهای اقتصادی.