تحلیل تأثیر جنگ علیه تروریسم بر سیاستهای آمریکای لاتین پس از ۲۵ سال
جنگ علیه تروریسم که ۲۵ سال پیش پس از حملات ۱۱ سپتامبر آغاز شد، به ابزاری برای تغییر ساختار دولتها و سرکوب مخالفان سیاسی در آمریکای لاتین تبدیل گشته است.
به گزارش فرتاک نیوز؛ به نقل از بخش اسپانیولی تارنمای تحلیلی اوپن دموکراسی (OpenDemocracy)، ۲۵ سال پیش چهار حمله انتحاری در خاک آمریکا جان ۲هزار و ۹۷۷ نفر را گرفت. این حادثه، تأثیرات عمیقی بر سیاستهای داخلی و خارجی آمریکا داشت و به تأسیس یک جنگ جهانی و بیپایان علیه تروریسم منجر شد.
این جنگ نهتنها به تهاجم به چندین کشور انجامید، بلکه موجب عادیسازی شکنجه و زندانی کردن صدها نفر در زندانهای مخفی در سرتاسر جهان شد. بر اساس پروژه «هزینههای جنگ» در دانشگاه براون، در ۲۰ سال پس از این حملات، بیش از ۹۰۰ هزار نفر بهطور مستقیم در نتیجه جنگ علیه تروریسم جان خود را از دست دادهاند و تخمینها نشان میدهد که ۳.۸ میلیون نفر دیگر نیز بهطور غیرمستقیم جان باختهاند.
در آمریکای لاتین، ۱۱ سپتامبر به عنوان نقطه عطفی برای بازسازی ساختار دولتها و توازن قدرت تلقی میشود. این فرایند با هدف مبارزه با تروریسم و ایجاد دولتهای ضدتروریسم به وقوع پیوسته است. به این ترتیب، آنچه با بهانه وضعیت استثنایی آغاز شد، به قاعدهای دائمی تبدیل شد.
پس از این حملات، مفهوم تروریسم در ایالات متحده به عنوان تهدیدی برای ساختارهای داخلی دولت نیز تعریف شد. از سال ۲۰۰۲، فعالیتهای مربوط به واکنش به فوریتها و کنترل مهاجرت تحت نظارت وزارت امنیت ملی (DHS) قرار گرفت و اختیارات سرویسهای اطلاعاتی برای جمعآوری دادهها افزایش یافت.
همچنین، ابزارهای اداری بر اساس منطق «برچسبگذاری» توسعه یافتند؛ به این معنا که دولت میتواند بدون ارائه شواهد، افراد یا سازمانها را به عنوان تروریست شناسایی کند. این روند در سالهای اخیر به عادیسازی استفاده از ابزارهای نظامی و استثنایی برای سرکوب مخالفان انجامیده است.
در سالهای اخیر، وضعیت آمریکای لاتین به عنوان یک «منطقه صلح» تغییر یافته است و دولتها از چارچوبهای ضدتروریسم برای سرکوب مخالفان خود استفاده میکنند. این امر به بهانهای برای اقتدارگرایی و نادیده گرفتن تفکیک قوا تبدیل شده است.
بازگشت «دونالد ترامپ» به ریاستجمهوری آمریکا، این روند را تسریع کرده است. واشنگتن، آمریکای لاتین را منطقهای تحت نفوذ انحصاری خود تلقی کرده و به دنبال نظامیگری در این قاره است.
این پروژه که زیر نظر «فرماندهی جنوبی» (SOUTHCOM) پیش میرود، با بهانه مبارزه با «نارکوتروریسم»، ابزارهای ضدتروریسم را دوباره فعال کرده و به دولتهای منطقه قدرت بیشتری میبخشد. حتی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، از گسترش مفهوم تروریسم برای سرکوب سیاسی حمایت کرده است.
۲۵ سال پس از تولد «دولت ضدتروریسم»، این رویکرد اکنون بر آمریکای لاتین سنگینی میکند و خطر خشونتهای مرگبار و سرکوب سیاسی را بهطرز نگرانکنندهای افزایش داده است.
مفهوم تروریسم به ابزاری برای جرمانگاری مخالفان تبدیل شده و مقابله با توان تخریبی این چارچوبها به اولویتی حیاتی برای جامعه مدنی و نیروهای دموکراتیک در این منطقه تبدیل شده است.