//
کد خبر: 584204

چرا باید از تصمیم پاک‌نژاد و شاکری برای احیای پتروشیمی اسلام‌آباد غرب دفاع کرد؟

در اقتصادی که پروژه‌های نیمه‌تمام سال‌ها خاک می‌خورند، تصمیم برای احیای پتروشیمی اسلام‌آباد غرب بیش از آنکه محل سرزنش باشد، نیازمند حمایت و مطالبه‌گری است.

گاهی در این کشور، تصمیم نگرفتن فضیلت است و تصمیم گرفتن جرم! پروژه‌ای سال‌ها متوقف می‌ماند و کسی درباره بلاتکلیفی آن پاسخ روشنی نمی‌دهد، اما همین که مدیری پای کار می‌ایستد، پرونده‌ای خاک‌خورده را از بایگانی بیرون می‌آورد و برای ازسرگیری عملیات اجرایی تصمیم می‌گیرد، ناگهان موج انتقادها آغاز می‌شود.

پتروشیمی اسلام‌آباد غرب حالا در چنین شرایطی قرار گرفته است؛ پروژه‌ای که سال‌ها با موانع مختلف روبه‌رو بوده و اکنون با تصمیم محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت، و امید شاکری، سرپرست شرکت ملی صنایع پتروشیمی، بار دیگر در مسیر احیا قرار گرفته است.

پروژه نیمه‌تمام، پروژه مرده نیست

پرسش اصلی از منتقدان تصمیم اخیر ساده است؛ اگر پتروشیمی اسلام‌آباد غرب نباید دوباره فعال شود، با سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده و تجهیزات موجود چه باید کرد؟

آنها را تعطیل کنیم؟ به حال خود رها کنیم؟ یا چند سال دیگر منتظر بمانیم تا شاید شرایط ایده‌آل از راه برسد؟

این نگاه چیزی جز تعویق مسئله نیست. پروژه‌ای که سال‌ها متوقف مانده، بالاخره باید تعیین تکلیف شود؛ یا باید با دلایل فنی و اقتصادی متوقف شود یا اگر امکان احیای آن وجود دارد، برای بازگشتش به مدار اجرا برنامه‌ریزی شود.

مدیریت یعنی پیدا کردن راه در دل بحران

شرایط صنعت نفت و پتروشیمی کشور بر کسی پوشیده نیست. تحریم، محدودیت‌های صادراتی، ناترازی گاز و برق، مشکلات تأمین مالی و ده‌ها چالش دیگر، فضای فعالیت این صنعت را دشوار کرده است.

اما آیا وجود این مشکلات به معنای تعطیل کردن تمام پروژه‌های نیمه‌تمام است؟

قطعاً نه.

مدیریت فقط فهرست کردن مشکلات نیست. مدیر باید در کنار شناخت بحران‌ها، به یک سؤال اساسی هم پاسخ دهد: «حالا چه باید کرد؟»

پاک‌نژاد و شاکری دست‌کم درباره پتروشیمی اسلام‌آباد غرب یک پاسخ داده‌اند: پروژه را دوباره روی ریل اجرا قرار دهید و همزمان موانع آن را برطرف کنید.

این تصمیم را می‌توان نقد کرد، اما صرف تصمیم گرفتن نمی‌تواند نقطه ضعف یک مدیر محسوب شود.

صنعت پتروشیمی با «یا این یا آن» اداره نمی‌شود

یکی از استدلال‌های مطرح‌شده علیه احیای پروژه این است که چرا در شرایط بحران انرژی باید برای یک پروژه صنعتی وقت و منابع مدیریتی صرف شود.

اما این استدلال یک اشکال اساسی دارد.

آیا چون برق پتروشیمی‌ها با مشکل مواجه است، باید پروژه‌های نیمه‌تمام را نیز تعطیل کنیم؟ آیا چون ناترازی گاز وجود دارد، نباید برای آینده سرمایه‌گذاری کرد؟ آیا چون صادرات دشوار شده، باید همه مسیرهای توسعه را بست؟

صنعتی به بزرگی پتروشیمی با چنین رویکردی اداره نمی‌شود.

یک مدیر باید همزمان برای تأمین انرژی برنامه داشته باشد، برای خوراک چاره‌اندیشی کند، مسیرهای صادراتی را دنبال کند و پروژه‌های نیمه‌تمام را نیز تعیین تکلیف کند.

اسلام‌آباد غرب فقط یک پروژه صنعتی نیست

پشت عنوان «پتروشیمی اسلام‌آباد غرب» فقط یک پروژه و چند ساختمان و تجهیزات قرار ندارد؛ پشت آن، اشتغال، پیمانکاری، حمل‌ونقل، خدمات فنی و رونق اقتصادی یک منطقه قرار گرفته است.

مردم اسلام‌آباد غرب سال‌ها درباره پروژه‌های بزرگ صنعتی وعده شنیده‌اند. امروز چیزی که بیش از وعده اهمیت دارد، مشاهده پیشرفت واقعی پروژه است.

اگر وزارت نفت بتواند با رفع موانع، تأمین منابع و استفاده از ظرفیت‌های موجود، این پروژه را دوباره به مسیر اجرا بازگرداند، اصل این تصمیم باید مورد استقبال قرار گیرد.

اما این استقبال نباید به معنای چشم‌بستن بر عملکرد آینده باشد.

شاکری باید درباره نتیجه تصمیم پاسخگو باشد

امید شاکری مانند هر مدیر دیگری باید درباره عملکرد خود پاسخگو باشد. اما میان «نقد عملکرد» و «زیر سؤال بردن اصل تصمیم‌گیری» تفاوت وجود دارد.

اگر کسی معتقد است احیای پتروشیمی اسلام‌آباد غرب تصمیم اشتباهی است، باید با عدد و سند توضیح دهد چرا.

اگر پروژه توجیه اقتصادی ندارد، محاسبات باید روی میز باشد. اگر مشکل خوراک دارد، باید راهکار ارائه شود. اگر تأمین مالی یا زیرساخت مانع اجرای آن است، باید مشخص شود جایگزین چیست.

نقد بدون ارائه راه‌حل، مشکلی از پروژه حل نمی‌کند.

حالا آزمون واقعی آغاز شده است

دفاع از تصمیم احیای پتروشیمی اسلام‌آباد غرب به معنای دادن چک سفیدامضا به وزارت نفت نیست.

اتفاقاً از اینجا به بعد مطالبه‌گری باید جدی‌تر شود.

وزارت نفت و شرکت ملی صنایع پتروشیمی باید درباره زمان‌بندی اجرای پروژه، وضعیت تأمین مالی، موانع اجرایی، خوراک، زیرساخت‌ها و زمان احتمالی بهره‌برداری توضیح شفاف ارائه کنند.

تصمیم درست بدون اجرای درست، در نهایت یک تصمیم نیمه‌تمام خواهد بود.

سؤال اصلی: چرا تصمیم گرفتید یا چرا زودتر نگرفتید؟

منتقدان امروز می‌پرسند چرا در چنین شرایطی پتروشیمی اسلام‌آباد غرب دوباره فعال شده است.

اما شاید سؤال درست‌تر این باشد که چرا یک پروژه با این حجم از سرمایه‌گذاری، سال‌ها در وضعیت بلاتکلیف باقی مانده بود؟

ایران امروز بیش از هر چیز به مدیرانی نیاز دارد که در میان ده‌ها مشکل، راهی برای پیشرفت پیدا کنند؛ نه مدیرانی که به دلیل وجود ده‌ها مشکل، همه راه‌ها را ببندند.

پاک‌نژاد و شاکری را باید بابت نتیجه این تصمیم ارزیابی کرد، اما بابت «تصمیم گرفتن» نباید سرزنش کرد.

حالا که پتروشیمی اسلام‌آباد غرب دوباره در مسیر اجرا قرار گرفته، باید اجازه داد کار جای حرف را بگیرد و نتیجه، بهترین قاضی این تصمیم باشد.