چرا فوتبال ایران نتوانسته به کارخانههای بازیکنسازی تبدیل شود؟
فوتبال ایران با وجود داشتن استعدادهای فراوان، هنوز موفق به ایجاد کارخانههای بازیکنسازی در حد آکادمیهای معتبر جهانی نشده است. این موضوع نشاندهنده مشکلات ساختاری و مدیریتی در باشگاههای ایرانی است.
به گزارش فرتاک نیوز؛ ایمان گودرزی؛ نام بارسلونا به عنوان یک نماد در فوتبال به ویژه با آکادمی لامسیا شناخته میشود، جایی که بازیکنانی چون ژاوی ارناندس، آندرس اینیستا و لیونل مسی پرورش یافتند. این آکادمی نه تنها بازیکنان ستارهای به فوتبال معرفی کرده، بلکه در شرایط بحرانی مالی نیز توانسته نیازهای تیم اصلی را از طریق بازیکنان آکادمی تأمین کند. اما در فوتبال ایران، سؤال این است که چرا باشگاههایی نظیر استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور با وجود سرمایهگذاریهای کلان، هنوز موفق به ایجاد زیرساختهای لازم برای پرورش ستارههای آینده نشدهاند؟
نگاهی به روند اخیر نشان میدهد که بخش عمدهای از بودجه باشگاهها صرف جذب بازیکنان آماده و مربیان میشود. در حالی که سرمایهگذاری روی فوتبال پایه و آکادمیها در اولویتهای پایینتری قرار دارد. این رویکرد میتواند به کاهش توان رقابتی فوتبال ایران در آینده منجر شود؛ نشانههای این کاهش را میتوان در عملکرد تیمهای ایرانی در رقابتهای آسیایی مشاهده کرد. باشگاه استقلال در فصل جاری، به ناچار پس از بسته شدن پنجره نقلوانتقالات، فرصت بیشتری برای استفاده از بازیکنان جوان خود پیدا کرد که این موضوع اهمیت آکادمیها را دوباره یادآوری کرد.
مشکلات فوتبال پایه ایران
یکی از معضلات اصلی فوتبال پایه در ایران، فاصله گرفتن برخی مدارس فوتبال از مأموریت اصلی خود است. کارشناسان همواره نسبت به تبدیل این مدارس به مراکز درآمدزایی هشدار دادهاند، جایی که شهریههای دریافتی گاهی بر آموزش اصولی و پرورش بازیکن ارجحیت دارد. نبود نظارت کافی و کمبود مربیان با صلاحیت، مسیر کشف استعدادها را با چالش مواجه کرده است. این مشکلات به مدارس فوتبال محدود نمیشود؛ فدراسیون فوتبال نیز بارها از باشگاهها خواسته تا همکاری بیشتری در زمینه ارائه بازیکنان مستعد به تیمهای ملی پایه داشته باشند، که نشاندهنده شکاف بین منافع کوتاهمدت و بلندمدت است.
سپاهان به عنوان نمونه موفق
اگر بخواهیم نمونهای موفق از باشگاههای ایرانی در زمینه آکادمی معرفی کنیم، سپاهان یکی از مهمترین گزینههاست. این باشگاه با اتکا به پشتوانه فولاد مبارکه، توانسته است شبکه استعدادیابی گستردهتری ایجاد کند و بازیکنان مستعدی را به تیمهای اصلی و ملی معرفی کند. حتی در شرایطی که بودجه نقلوانتقالاتی این باشگاه کاهش یافته، مدیرانش با استفاده از بازیکنان جوان پرورشیافته، بخشی از خلأها را جبران کردند. در مقابل، باشگاههای بزرگ دیگر نیز تلاشهایی در این زمینه داشتهاند، اما فاصله امکانات با استانداردهای حرفهای همچنان قابل توجه است.
فاصله ایران با الگوهای موفق
فاصله فوتبال ایران با آکادمیهای بزرگی چون لامسیا، آژاکس و بنفیکا تنها به کیفیت تمرینات محدود نمیشود. در باشگاههای بزرگ اروپایی، فوتبال پایه جزئی از مدل اقتصادی باشگاه محسوب میشود و درآمد حاصل از فروش بازیکنان پرورشیافته، بودجه آکادمی را تأمین میکند. اما در ایران، بازیکنسازی به عنوان هزینهای غیرضروری دیده میشود. در حالی که در لامسیا، بازیکنان از سنین پایین به یک سبک بازی مشخص آموزش میبینند، در بسیاری از باشگاههای ایرانی هر رده سنی مسیر آموزشی متفاوتی دارد.
استعدادهای بدون ساختار
فوتبال ایران از نظر استعداد خام کمبودی ندارد و بازیکنان بسیاری در لیگهای خارجی درخشان هستند. اما مشکل اصلی، نبود ساختاری منسجم برای تبدیل استعداد به محصول نهایی است. تجربه باشگاه سپاهان نشان میدهد که در مکانهایی با ثبات مدیریتی و برنامهریزی بلندمدت، نتایج مثبت بهدست میآید. تا زمانی که اکثر باشگاهها فوتبال پایه را هزینهای فرعی بدانند، فاصله با الگوهای موفق کاهش نخواهد یافت. در شرایطی که رقبای آسیایی در حال توسعه زیرساختهای خود هستند، پرسش اصلی این است که آیا زمان آن نرسیده که آکادمیها به مهمترین سرمایه باشگاهها تبدیل شوند؟