//
کد خبر: 581799

استراتژی ترامپ در آمریکای لاتین: همکاری با همسوها و فشار بر مخالفان

سیاست جدید دولت ترامپ در آمریکای لاتین به جای همکاری برابر، بر حمایت از دولت‌های همسو و فشار بر دولت‌های مخالف متمرکز شده است. این تغییر رویکرد به بازسازی نفوذ واشنگتن در این منطقه کمک می‌کند.

به گزارش فرتاک نیوز؛ دولت دونالد ترامپ در دوره دوم خود، آمریکای لاتین را در کانون سیاست خارجی ایالات متحده قرار داده است. به عقیده روزنامه ال پائیس اسپانیا، قاره آمریکا به عنوان آزمایشگاهی برای تحول نظم جهانی مورد نظر ترامپ در نظر گرفته شده است. در این راستا، واشنگتن در حال بازتعریف رویکرد و جایگاه خود در نیمکره غربی می‌باشد.

برگزاری نشست «سپر آمریکا» (Escudo de las Américas) در مارس ۲۰۲۶ در میامی با حضور ۱۲ رئیس‌جمهوری آمریکای لاتین که به ترامپ نزدیک هستند، نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای تقویت همکاری‌های سیاسی و امنیتی با دولت‌های همسو در منطقه است. خبرگزاری «افه» (EFE) این نشست را ائتلافی از «متحدان ایدئولوژیک» ترامپ توصیف کرده و اهداف این ائتلاف شامل مقابله با قاچاق مواد مخدر، مهار مهاجرت و کاهش نفوذ چین در منطقه است.

گزارش رویترز نیز حاکی از آن است که اکوادور و السالوادور به همراه برخی از دولت‌های راست‌گرای منطقه به همکاری نزدیک‌تر با واشنگتن برای مقابله با کارتل‌های مواد مخدر و جرایم سازمان‌یافته پرداخته‌اند. این روند به عنوان تلاشی از سوی دولت ترامپ برای تقویت نفوذ آمریکا در نیمکره غربی تلقی می‌شود.

از این منظر، سیاست ترامپ تنها یک رویکرد ایدئولوژیک نیست، بلکه ملاحظات ژئوپلیتیکی و اقتصادی نیز در آن نقش دارند. واشنگتن به دنبال محدود کردن نفوذ چین در حوزه‌های اقتصادی و زیرساختی و کاهش وابستگی کشورهای منطقه به رقیب خود است.

آرژانتین تحت رهبری خاویر میلی نمونه‌ای برجسته از نزدیکی سیاسی به واشنگتن است. میلی یکی از نخستین رهبران آمریکای لاتین بود که روابط نزدیکی با ترامپ برقرار کرد. اهمیت این رابطه در سال ۲۰۲۵ با حمایت مالی قابل توجه از دولت میلی در شرایط دشوار اقتصادی آرژانتین مشهود شد.

رویترز گزارش داده که واشنگتن یک برنامه ۲۰ میلیارد دلاری را برای حمایت از آرژانتین پیش برد و خزانه‌داری آمریکا برای تقویت ارزش پول این کشور اقداماتی انجام داد. حمایت ترامپ از میلی به عنوان یک متحد محافظه‌کار در آمریکای لاتین می‌تواند به دسترسی آمریکا به منابع طبیعی آرژانتین، از جمله لیتیوم، و همچنین مهار نفوذ چین کمک کند.

السالوادور تحت رهبری نایب بوکله نیز در این الگو جایگاه خاصی دارد. دولت بوکله به دلیل سیاست‌های سختگیرانه خود علیه جرم و جنایت، با انتقادات حقوق بشری روبه‌رو بوده، اما روابط خود با واشنگتن را گسترش داده است. یکی از نقاط عطف این رابطه، موافقت السالوادور با پذیرش مهاجران اخراج‌شده از آمریکا است.

اکوادور نیز در تلاش است تا از حمایت حامیان ترامپ برای توافق تجاری و میزبانی پایگاه نظامی آمریکا بهره‌برداری کند. همکاری‌های امنیتی و نظامی با واشنگتن در حال گسترش است و عملیات مشترک علیه قاچاقچیان مواد مخدر در حال اجراست.

در مقابل، کوبا تحت فشار فزاینده‌ای قرار دارد. واشنگتن در سال ۲۰۲۶ تحریم‌هایی را علیه مقام‌ها و نهادهای کوبایی اعمال کرد و ترامپ پیش از این نیز از تشدید فشار علیه هاوانا سخن گفته بود.

ونزوئلا نیز به عنوان نمونه‌ای از مداخله نظامی آمریکا در آمریکای لاتین مطرح است. در ژانویه ۲۰۲۶، آمریکا اقدام نظامی برای ربودن رئیس‌جمهور نیکلاس مادورو انجام داد.

در سوی دیگر، برزیل تحت رهبری لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا به دلیل عدم همسویی با سیاست‌های ترامپ، با تعرفه‌های ۲۵ درصدی از سوی آمریکا مواجه شده است. اختلافات تجاری به موضوعی سیاسی تبدیل شده و نگرانی‌هایی درباره تأثیرگذاری واشنگتن بر انتخابات برزیل ایجاد کرده است.

در نهایت، واشنگتن در تلاش است تا با استفاده از معیارهایی نظیر مهاجرت، مبارزه با مواد مخدر، دسترسی به منابع طبیعی و امنیت مرزی، روابط خود را با کشورهای منطقه تعریف کند. این رویکرد می‌تواند پیامدهای معکوسی نیز برای واشنگتن داشته باشد و کشورهای آمریکای لاتین را به سمت تنوع روابط خارجی و نزدیکی به چین سوق دهد.