تغییر استراتژی نظامی ژاپن و تأثیرات آن بر امنیت شرق آسیا
تغییر رویکرد نظامی ژاپن به بازدارندگی فعال، تأثیرات عمیقی بر شرایط امنیتی شرق آسیا خواهد داشت. این تحولات به دلیل تهدیدات نظامی چین و کره شمالی و نیاز به امنیت بیشتر در منطقه رخ میدهد.
به گزارش فرتاک نیوز؛ تارنمای آسیاتایمز در ادامه مطلب خود آورده است: در طول نزدیک به هشت دهه، معماری امنیتی شرق آسیا بر اساس یک فرض ثابت استوار بود: ژاپن به عنوان یک کشور کاملاً دفاعی که تحت ماده ۹ قانون اساسی ۱۹۴۷ و دکترین تاریخی سنشو بویی محدود شده باقی خواهد ماند.
اکنون این فرض از بین رفته و پیامدهای عمدهای برای امنیت منطقهای به دنبال خواهد داشت.
در مواجهه با تهدیدات نظامی چین و آزمایشهای موشکی کره شمالی، توکیو رادیکالترین تحول دفاعی خود را از زمان جنگ جهانی دوم آغاز کرده است.
انتقال از پدافند غیرفعال به بازدارندگی فعال دیگر یک بحث نظری در مجلس نیست، بلکه به یک واقعیت عملیاتی تبدیل شده و فرضیه دفاع محور را دگرگون کرده است.
در دسامبر ۲۰۲۲، با بازنگری در راهبرد امنیت ملی ژاپن (NSS)، دستیابی به توانایی ضدحمله مجاز اعلام شد. این تغییر سیاست موجب شد تا محدودیت تاریخی در هزینههای دفاعی شکسته شود و بودجه دفاعی به سومین بزرگترین در جهان تبدیل گردد.
دکترین جدید ژاپن به جای تکیه صرف بر سیستمهای دفاعی، به دنبال ایجاد تهدید برای پرتابگرهای موشک و مراکز فرماندهی دشمن از فواصل دور است.
این دکترین در اواخر مارس ۲۰۲۶ با استقرار اولین سلاحهای دورایستا (هدایت خودکار) تحقق مییابد.
به علاوه، در ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶، جنگنده F-۲B از نیروی دفاع هوایی ژاپن اولین آزمایش پرواز تهاجمی خود را انجام داد.
این تحولات فراتر از ارتقاء تدریجی فناوریها هستند و نمایانگر یک تغییر ساختاری در ژئواستراتژیک هند و اقیانوسیه میباشند. توکیو با استقرار موشکهایی که قادر به هدفگیری اهداف زمینی و دریایی تا فاصله هزار کیلومتر هستند، به چالش برنامههای ارتش آزادیبخش خلق میپردازد.
ژاپن با استقرار این موشکها چتر ضد دسترسی-منع منطقهای خود را ایجاد کرده و نیروی دریایی چین را در تیررس واحدهای زمینی خود قرار میدهد.
این تغییرات، تقسیم کار در اتحاد ایالات متحده و ژاپن را به طور اساسی دگرگون میکند. به طور تاریخی، ژاپن به عنوان "سپر" دفاعی عمل میکرد و ایالات متحده "نیزه" تهاجمی را فراهم میکرد.
اکنون، معماری ضدحمله ژاپن به داراییهای فضایی و سیستمهای مشترک فرماندهی وابسته است، در حالی که توکیو به دنبال همکاریهای تکمیلی با بریتانیا، استرالیا و فنلاند است.
پکن به شدت به این تغییرات واکنش نشان داده و توکیو را به تظاهر به صلحطلبی متهم کرده است. ارتش آزادیبخش خلق در حال تنظیم مجدد وضعیت عملیاتی خود و افزایش قابلیتهای جنگ الکترونیک و ضد ماهواره است.
تقویت دفاعی ژاپن، موجهای ژئواقتصادی و امنیتی قابل توجهی را در سراسر جنوب شرقی آسیا به وجود خواهد آورد. توکیو از طریق چارچوب کمکهای امنیتی رسمی (OSA) به سمت اعطای تجهیزات نظامی غیرکشنده به کشورهای همفکر آسهآن حرکت کرده است.
این کمکها به کشورهای جنوب شرقی آسیا کمک میکند تا آگاهی ساحلی خود را تقویت کنند و یک شبکه نظارت دریایی یکپارچه در دریای چین جنوبی ایجاد کنند.
در نهایت، توانایی ژاپن در حملات دقیق و دوربرد، اطمینان میدهد که هرگونه تلاش برای تغییر وضع موجود منطقهای با توسل به زور، هزینههای بیسابقهای به همراه خواهد داشت.