قیمتهای نجومی مسکن در شمال تهران به متری ۲.۵ میلیارد تومان رسید
بازار مسکن تهران با افزایش قیمتها به یکی از دور از دسترسترین بازارها برای خانوارهای ایرانی تبدیل شده است. در برخی نقاط شمال پایتخت، قیمت یک متر خانه از مرز یک میلیارد تومان عبور کرده و به ۲.۵ میلیارد تومان نیز رسیده است.
به گزارش فرتاک نیوز؛ طبق گزارش روزنامه فرهیختگان، ورود دلار به عرصه فروش و اجاره املاک لوکس نشانهای از تغییر روش قیمتگذاری در بازار مسکن است. این تغییر به وضوح فاصله بین قیمت خانه و درآمد خانوار را نمایانتر ساخته است. میانگین قیمت هر مترمربع مسکن در تهران در آگهیهای فروش بین ۲۳۰ تا ۲۵۰ میلیون تومان اعلام شده که قیمتهای معاملاتی قطعاً کمتر از این رقم است.
در مناطق اقدسیه و الهیه شمال تهران، قیمت مسکن به حدی رسیده که برخی املاک به صدها میلیارد تومان ارزشگذاری میشوند. بررسی ۱۶ فایل ملکی در این دو منطقه نشان میدهد قیمت هر مترمربع در بسیاری از آنها بالای یک میلیارد تومان است و در گرانترین موارد، به ۲.۵ میلیارد تومان برای هر مترمربع میرسد. به عنوان مثال، یک زمین ۱۲۵۰ متری با قیمت متری ۷۱۰ میلیون تومان به ارزش کلی ۸۸۸ میلیارد تومان عرضه شده است.
در الهیه، قیمتها حتی بالاتر میروند. یک ملک کلنگی ۲ هزار متری با قیمت متری ۲.۵ میلیارد تومان آگهی شده و مالک برای آن حدود ۵ هزار میلیارد تومان درخواست کرده است. همچنین، قیمت یک برج ۵۱۰ متری در این منطقه به ۱.۲۷۵ میلیارد تومان میرسد. در مجموع، از ۱۶ فایل بررسیشده، ۱۱ مورد قیمت بالای یک میلیارد تومان برای هر مترمربع دارند.
در مقایسه بینالمللی، قیمت مسکن لوکس در تهران به حدود ۱۳ هزار و ۳۶۹ دلار برای هر مترمربع رسیده که این قیمت در میان ۳۰ شهر بزرگ دنیا، تهران را در رتبه اول قرار داده است. به عنوان مثال، مونیخ با قیمت ۱۳ هزار و ۲۱۷ دلار و سیدنی با ۱۳ هزار و ۶۷ دلار در ردههای بعدی قرار دارند.
ایران با نسبت ۳۰ به ۱ قیمت مسکن به درآمد، در میان ۱۰۸ کشور در جایگاه یازدهم قرار دارد. این نشاندهنده شکاف عمیق میان قیمتها و درآمد خانوارهاست. در این شرایط، حتی اگر بازار مسکن به رکود برود، تا زمانی که درآمد خانوارها با قیمت مسکن تطابق نداشته باشد، فاصله قدرت خرید و قیمت خانه پابرجا خواهد ماند.
استفاده از دلار در معاملات مسکن نیز به پدیدهای رایج تبدیل شده، به ویژه در بخش املاک لوکس. با وجود اینکه این نوع قیمتگذاری هنوز عمومی نشده، اما میتواند به کاهش شفافیت و افزایش ریسکهای مالی منجر شود.