//
کد خبر: 578303

تحلیل بحران بنزین؛ از کسری تولید تا مصرف مازاد

بحران بنزین در ایران به دو عدد مهم اشاره دارد: کسری تولید ۱۴ میلیون لیتر و مصرف مازاد ۶۵ تا ۸۵ میلیون لیتر. این ارقام نمایانگر چالش‌های اساسی در ساختار مصرف انرژی کشور هستند.

به گزارش فرتاک نیوز؛ هر بار که مقامات کشور درباره بنزین صحبت می‌کنند، عدد «کسری» در صدر خبرها قرار می‌گیرد. امسال، اسماعیل سقاب اصفهانی، رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی، اعلام کرد که مصرف روزانه بنزین کشور به‌طور میانگین حدود ۱۳۵ میلیون لیتر است. از این میزان، حدود ۱۱۲ میلیون لیتر در پالایشگاه‌های داخلی تولید می‌شود و نزدیک به ۹ میلیون لیتر نیز از تبدیل محصولات پتروشیمی تأمین می‌گردد. این ارقام نشان‌دهنده کسری ۱۴ میلیون لیتر در روز است که تقریباً ۱۰ درصد از مصرف کل را تشکیل می‌دهد.

این عدد، مبنای گفتگوهای مختلف درباره «گران کردن بنزین» یا «سهمیه‌بندی جدید» قرار می‌گیرد. اما اگر به دیگر اظهارات همین مقام نگاه کنیم، عدد نگران‌کننده‌تری به چشم می‌خورد. او در جلسات دیگر تصریح کرده که مصرف بهینه بنزین ایران باید در حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون لیتر در روز باشد. مصرف فعلی، بین ۷۰ تا ۸۰ میلیون لیتر بیشتر از استانداردهای جهانی است.

این شکاف بین ۶۵ تا ۸۵ میلیون لیتر مصرف مازاد و ۱۴ میلیون لیتر کسری تولید، دو مسئله متفاوت را نمایان می‌سازد. نخستین مسئله مربوط به عرضه و تولید است، در حالی که دومی به ساختار مصرف انرژی در کشور برمی‌گردد. با وجود این که کسری ۱۴ میلیون لیتر را می‌توان از طریق واردات یا فشار بر مصرف خانگی مدیریت کرد، اصلاح مصرف مازاد به تغییرات ساختاری در ناوگان حمل‌ونقل و صنعت خودروسازی نیاز دارد.

علت اصلی این بحران، وجود ناوگان پرمصرف و انحصار در صنعت خودروسازی است. میانگین مصرف سوخت خودروهای تولید داخل ایران به‌دلیل عدم رعایت استانداردها و کیفیت پایین ساخت، به‌طور محسوسی بالاتر از میانگین جهانی است. علاوه بر این، عدم وجود یا ناکارآمدی نظام اسقاط خودروهای فرسوده و ضعف زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی، وابستگی مردم به خودروهای شخصی را افزایش داده است.

از آنجا که مصرف بهینه بنزین باید نیمی از رقم فعلی باشد، بررسی دقیق‌تری از ارقام اعلامی نشان می‌دهد که دولت‌ها به‌جای تمرکز بر اصلاح ساختار، بیشتر بر روی عدد کسری ۱۴ میلیون لیتر تأکید می‌کنند. این رویکرد، تنها بار مالی را بر دوش خانوارها می‌گذارد و به حل ریشه‌ای مشکلات کمک نمی‌کند.

در نهایت، هرگونه اصلاح واقعی در این حوزه نیازمند یک رویکرد جامع برای تغییرات اساسی در صنعت خودروسازی و سیستم حمل‌ونقل عمومی است. تنها در این صورت است که می‌توان به کاهش واقعی مصرف و بهینه‌سازی وضعیت بنزین در کشور دست یافت.