//
کد خبر: 577190

ذخایر موشکی آمریکا کاهش یافته؛ CSIS چه عواملی را توضیح می‌دهد؟

ذخایر موشکی آمریکا کاهش یافته و CSIS در گزارشی آن را حاصل مصرف گسترده مهمات در جنگ علیه ایران و چند عامل راهبردی و صنعتی دانسته است. این وضعیت بازسازی ذخایر را به فرآیندی چندساله تبدیل کرده است.

به گزارش فرتاک نیوز؛ به نقل از مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا (CSIS)، کمبود مهمات کلیدی در ایالات متحده به یکی از موضوعات مهم در بحث‌های داخلی این کشور تبدیل شده و حتی در تصمیم‌گیری‌های رئیس‌جمهوری آمریکا درباره جنگ جاری با ایران نیز اثرگذار دانسته شده است. استفاده گسترده از مهمات در جنگ علیه ایران تنها بخشی از این بحران است و عوامل دیگری نیز در کاهش ذخایر نقش داشته‌اند.

CSIS می‌گوید مجموعه‌ای از عوامل راهبردی، صنعتی، نهادی و عملیاتی سبب شده است وزارت دفاع آمریکا ذخایر تسلیحاتی مورد نیاز خود را در اختیار نداشته باشد. به گفته این گزارش، جنگ ایران این روند را تشدید کرده و واشنگتن را با یک مسیر چندساله برای بازسازی ذخایر مواجه کرده است.

جنگ با ایران؛ عامل مهم کاهش ذخایر

پیش از این، اثر جنگ علیه ایران بر هفت نوع مهمات بررسی شده بود؛ تسلیحاتی که علاوه بر نقش در این درگیری، در صورت وقوع درگیری احتمالی با چین در غرب اقیانوس آرام نیز اهمیت دارند. این مهمات در دو گروه اصلی شامل سامانه‌های دفاع موشکی و تسلیحات دوربرد تهاجم زمینی قرار می‌گیرند.

آمریکا تاکنون حدود نیمی از ذخایر اولیه سه نوع مهمات شامل رهگیرهای پاتریوت، موشک‌های سامانه تاد (THAAD) و موشک‌های «پی آر اس ام» (PrSM) را مصرف کرده است. همچنین حدود یک‌سوم ذخایر اولیه موشک‌های JASSM، خانواده موشک‌های SM-۲، SM-۳ و SM-۶ و موشک‌های تاماهاوک مورد استفاده قرار گرفته است.

با این حال، CSIS تاکید می‌کند هنوز مهمات کافی برای سناریوهای محتمل در جنگ آینده باقی مانده است و تمرکز خطر اصلی به جنگ‌های احتمالی آتی، به‌ویژه با چین و احتمالاً روسیه یا کره شمالی، مربوط می‌شود. جنگ ایران این مشکل را تشدید کرده و روند بازسازی ذخایر را چندساله کرده است.

بحران فقط به جنگ ایران محدود نیست

این گزارش می‌افزاید کمبود همه مهمات ناشی از جنگ ایران نیست. آمریکا ذخایر قابل‌توجهی از تسلیحات ارزان‌تر مانند بمب‌های هدایت‌شونده JDAM دارد؛ بمب‌هایی که از نظر دقت و قدرت انفجاری با تاماهاوک یا JASSM قابل مقایسه توصیف شده‌اند، اما برد کمتر دارند و هواپیمای حامل باید وارد حریم دشمن شود که آسیب‌پذیری را افزایش می‌دهد.

در کنار این‌ها، موشک‌های ضدکشتی دوربرد مانند LRASM، تاماهاوک مخصوص حملات دریایی و Naval Strike Missile نیز ذخایر محدودی دارند؛ هرچند در جنگ ایران تقریباً استفاده نشده‌اند. CSIS می‌گوید این تسلیحات در جنگ احتمالی با چین اهمیت بیشتری خواهند داشت.

میراث دوران پس از جنگ سرد

یکی دیگر از دلایل کمبود فعلی، تغییر راهبرد آمریکا پس از جنگ سرد عنوان شده است. در دوران رقابت با اتحاد جماهیر شوروی، واشنگتن برای یک جنگ احتمالی میان ابرقدرت‌ها آماده می‌شد و به همین دلیل ذخایر عظیمی از مهمات داشت.

پس از فروپاشی شوروی، راهبرد تغییر کرد و آمریکا عمدتاً برای دو جنگ منطقه‌ای محدود، بیشتر علیه عراق و کره شمالی، خود را آماده کرد. برآورد کوتاه‌بودن این جنگ‌ها باعث کاهش خرید مهمات شد.

CSIS می‌گوید این تصور از سال ۲۰۱۴، همزمان با اقدامات روسیه در کریمه و دونباس و افزایش تحرکات چین در دریای جنوبی چین، به‌تدریج تغییر کرد. اما حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ ضرورت افزایش جدی ذخایر مهمات را برای واشنگتن روشن کرد.

صنعتی که برای جنگ بزرگ آماده نبود

در ادامه گزارش، کاهش بودجه دفاعی آمریکا پس از جنگ سرد عامل کوچک شدن شدید صنایع نظامی معرفی شده است. در سال ۱۹۹۳، ویلیام پری، معاون وقت وزیر دفاع، مدیران صنایع دفاعی را گرد هم آورد و از آن‌ها خواست ادغام شوند یا فعالیت‌هایشان را متنوع کنند؛ نتیجه این سیاست، کاهش تعداد پیمانکاران اصلی صنایع هوافضا و دفاعی از ۵۱ شرکت به تنها پنج شرکت بوده است.

به گفته CSIS، صنایع دفاعی برای تولید کارآمد در دوران صلح طراحی شده بودند نه برای افزایش ناگهانی تولید در جنگ. ظرفیت مازاد، غیرضروری و پرهزینه تلقی می‌شد و همین موضوع باعث شد هنگامی که وزارت دفاع در سال ۲۰۲۲ تصمیم گرفت تولید برخی تسلیحات را افزایش دهد، ظرفیت اضافی چندانی وجود نداشته باشد.

مهمات، بازنده رقابت بودجه‌ای پنتاگون

CSIS توضیح می‌دهد نیروهای مسلح آمریکا همواره میان خرید مهمات و خرید تجهیزات بزرگ مانند هواپیما، کشتی و خودروهای زرهی ناچار به انتخاب‌اند. تجهیزات بزرگ ممکن است حدود ۳۰ سال در خدمت باقی بمانند و در بازدارندگی نقش داشته باشند، اما مهمات معمولاً پس از تولید در انبار قرار می‌گیرند و تنها هنگام جنگ یا پایان عمر مفیدشان استفاده می‌شوند.

در نتیجه، به گفته این گزارش، بودجه مهمات بارها برای تأمین هزینه اولویت‌های دیگر قربانی شده است. همین مسئله به کاهش دسترسی به ذخایر مورد نیاز منجر شده است.

جنگ‌های اخیر و مصرف ذخایر

در سال‌های اخیر، مقدار قابل‌توجهی از مهمات پیشرفته آمریکا در خاورمیانه مصرف شده است. در دولت بایدن، عملیات علیه نیروهای یمنی صدها رهگیر دریایی SM-۲، SM-۳ و SM-۶ را به مصرف رسانده و در تبادل حملات ایران و اسرائیل در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ نیز رهگیرهای بیشتری استفاده شده است.

CSIS همچنین گزارش می‌دهد نیروهای آمریکایی در جریان جنگ ۱۲روزه در دوره دوم ترامپ حدود ۱۵۰ رهگیر تاد شلیک کرده‌اند. علاوه بر این، موشک‌های تهاجمی دوربرد نیز به میزان زیادی مصرف شده‌اند؛ از جمله اینکه دولت بایدن دست‌کم ۱۳۵ موشک تاماهاوک علیه حوثی‌ها استفاده کرده و در جنگ ۱۲روزه نیز ۲۴ فروند دیگر شلیک شده است.

طبق همین گزارش، ۱۶ تاماهاوک در دسامبر ۲۰۲۵ علیه مواضع داعش در نیجریه به کار رفته و چند ده موشک JASSM در عملیات ژانویه ۲۰۲۶ در ونزوئلا استفاده شده است. CSIS بر این نکته تاکید می‌کند که این مصرف‌ها فشار بر ذخایر را افزایش داده‌اند.

نقش محدود کمک‌های نظامی به اوکراین

مقام‌های دولت آمریکا گاهی ارسال تسلیحات به اوکراین را عامل کاهش ذخایر معرفی کرده‌اند. واشنگتن در مجموع حدود ۸۵ میلیارد دلار تجهیزات نظامی در ۱۰۲ گروه مختلف به اوکراین ارائه کرده است، اما CSIS می‌گوید بیشتر این تجهیزات مربوط به جنگ زمینی بوده و ارتباط مستقیمی با جنگ هوایی علیه ایران ندارد.

در این گزارش آمده است تنها چهار گروه از تجهیزات تحویلی به اوکراین در جنگ هوایی علیه ایران هم کاربرد داشته‌اند که مهم‌ترین آن پاتریوت است. از آغاز جنگ اوکراین حدود ۶۰۰ رهگیر پاتریوت برای دفاع در برابر موشک‌های بالستیک روسیه به این کشور ارسال شده و بخشی از ذخایر آمریکا تأمین شده و بخشی دیگر تولید جدید یا متعلق به کشورهای اروپایی بوده است.

CSIS همچنین می‌گوید انتقال موشک‌های استینگر ذخایر آمریکا را به‌شدت کاهش داده است. با این حال، گزارش جمع‌بندی می‌کند که کمک به متحدان عامل اصلی بحران نیست، هرچند درباره برخی تسلیحات کمیاب اهمیت دارد.

مشکل اصلی؛ زمان است نه پول

آمریکا برای افزایش تولید مهمات کلیدی با بیشترین سرعت ممکن برنامه‌ریزی کرده است؛ اقدامی که به گفته گزارش، در دولت بایدن آغاز شده و در دولت ترامپ شتاب گرفته است. CSIS می‌افزاید در صورت تصویب بودجه پیشنهادی سال مالی ۲۰۲۷، سرعت این روند بیشتر خواهد شد.

با این وجود، گزارش تاکید می‌کند افزایش تولید باید برای سال‌ها ادامه یابد. چند سال خرید فشرده برای بازسازی کامل ذخایر و ایجاد ظرفیت لازم برای افزایش ناگهانی تولید در جنگ آینده کافی نیست.

در نهایت، CSIS می‌گوید مشکل فوری واشنگتن پول نیست، بلکه زمان است. تحویل مهمات پس از امضای قرارداد معمولاً دو تا چهار سال طول می‌کشد و تولیدات کنونی عمدتاً نتیجه بودجه‌هایی است که پیش از سال مالی ۲۰۲۴ اختصاص یافته‌اند؛ بنابراین ظرفیت تولید می‌تواند با تقاضا برابر شود اما رسیدن به این نقطه چند سال زمان می‌برد و آمریکا در این فاصله با یک «پنجره آسیب‌پذیری» در ذخایر مهمات روبه‌رو است.