چرا بعضی آگهیها جواب میدهند و بعضی نه؟ آنچه قبل از ثبت آگهی باید بدانید!
عنوان دقیق، عکس واقعی، توضیحات کامل و قیمتگذاری منطقی، مهمترین عوامل موفقیت یک آگهی فروش هستند.
به گزارش فرتاک نیوز؛ بین دو نفر که یک روز و یک ساعت، کالای تقریباً یکسانی را برای فروش میگذارند، معمولاً یکی ظرف چند ساعت چند تماس میگیرد و دیگری بعد از دو هفته هنوز منتظر است. کالا یکی است، قیمت هم چندان فرقی ندارد، اما نتیجه کاملاً متفاوت است. تفاوت، تقریباً همیشه در نحوهی ثبت آگهی و جزئیاتی است که در نگاه اول بیاهمیت به نظر میرسند.
این موضوع برای کسی که برای اولین بار میخواهد چیزی بفروشد، معمولاً روشن نیست. اغلب افراد ابتدا دنبال راهی برای ثبت آگهی رایگان میگردند تا بدون هزینه، کار را امتحان کنند؛ که تصمیم درستی هم هست. اما رایگان بودن، بهتنهایی تضمینی برای دیدهشدن نیست. در این نوشته میخواهیم دقیقاً همان تفاوتها را بررسی کنیم: آن چیزهایی که باعث میشود یک آگهی خوانده شود و آگهی دیگری در میان انبوه گزینههای مشابه گم شود.
کاربر پشت صفحه چطور تصمیم میگیرد؟
برای فهمیدن اینکه آگهی خوب چه شکلی است، بهتر است چند لحظه جای مخاطب بنشینیم. کسی که در حال جستوجوست، معمولاً دهها گزینه پیش رو دارد و برای هر کدام چند ثانیه بیشتر وقت نمیگذارد. اول عنوان را میخواند، اگر مبهم بود رد میشود. بعد نگاهی به عکس میاندازد؛ اگر تار یا نامرتبط بود، دوباره رد میشود. تازه اگر این دو مرحله را رد کند، سراغ توضیحات میرود.
یعنی آگهی شما در عمل سه فیلتر پشتسرهم دارد و باید از هر سه عبور کند. وقتی این نگاه را داشته باشیم، خیلی از تصمیمها سادهتر میشود: چرا عنوان باید دقیق باشد، چرا عکس واقعی مهم است و چرا نوشتن دو خط توضیح کلی کافی نیست.
عنوانهایی که کار میکنند و عنوانهایی که نه
عنوان، تنها چیزی است که در فهرست نتایج دیده میشود. عنوانی مثل «فروش فوری، قیمت مناسب» عملاً هیچ اطلاعاتی منتقل نمیکند و از دید مخاطب با دهها آگهی دیگر یکی است. در مقابل، «لپتاپ ایسوس، کارکرده، باتری تعویضشده، همراه کیف» در همان یک خط، نوع کالا، وضعیت و یک مزیت واقعی را میگوید.
قاعدهی ساده این است: هرچه اطلاعات مفیدتری در عنوان بگنجانید بهتر است، اما نباید آن را به فهرستی از کلمات بیربط تبدیل کنید. مخاطب فرق بین یک عنوان صادقانه و یک عنوان تبلیغاتی را بهسرعت تشخیص میدهد.
عکسهایی که به آگهی اعتبار میدهند
عکس، معمولاً بیشتر از متن بررسی میشود. عکس واقعی از خود کالا، در نور روز و با پسزمینهی ساده، حس اطمینان بیشتری میدهد تا تصویر تبلیغاتی کاتالوگ. اگر کالا خط و خشی دارد، بهتر است همان را هم نشان دهید؛ نشان دادن نقصهای جزئی، برخلاف تصور، اعتماد را بالا میبرد چون پیام میدهد که چیزی پنهان نشده است.
برای خودرو، تصویر کیلومتر و وضعیت داخل کابین معمولاً نصف سوالات را پیش از تماس پاسخ میدهد. برای ملک، عکس از فضاهای اصلی در نور روز همین کار را میکند.
چند نکته کوچک که کیفیت عکس را بالا میبرد
از فلش مستقیم استفاده نکنید؛ نور طبیعی کنار پنجره نتیجهی بهتری میدهد. وسیله را روی سطحی ساده و تمیز قرار دهید تا شلوغی پسزمینه حواس را پرت نکند. و در نهایت، چند زاویهی مختلف بگیرید؛ یک عکس تنها، تصویر کاملی از وضعیت واقعی نمیدهد.
توضیحاتی که به سوالات پاسخ میدهند
بهترین معیار برای نوشتن توضیحات این است: به سوالاتی که میدانید حتماً پرسیده میشود، از قبل جواب بدهید. اگر گوشی میفروشید، وضعیت باتری، گارانتی و لوازم جانبی همراه. اگر ملک است، متراژ، طبقه و وضعیت سند. اگر خدمات ارائه میدهید، محدودهی کاری و نحوهی محاسبهی هزینه.
هرچه اطلاعات کاملتر باشد، تعداد تماسهای بینتیجه کمتر و تعداد تماسهای جدی بیشتر میشود. این تفاوت، در عمل مهمتر از بالا رفتن صرف تعداد بازدید است.
قیمتگذاری بدون حدس و گمان
خیلی از آگهیها به دلیل قیمت اشتباه بینتیجه میمانند، نه به دلیل متن ضعیف. راه ساده این است که پیش از ثبت آگهی، چند مورد مشابه با همان وضعیت و سال ساخت را بررسی کنید و بازهی واقعی بازار را به دست بیاورید. سپس تصمیم بگیرید کجای این بازه قرار میگیرید و چرا.
گذاشتن فضای کوچکی برای چانهزنی رایج است، اما اگر این فاصله زیاد باشد، مخاطب جدی از همان ابتدا سراغ گزینهی بعدی میرود.
دستهبندی درست را دستکم نگیرید
انتخاب دستهی اشتباه، یکی از دلایل نادیدهماندن آگهیهاست. کسی که دنبال یک کالای خاص میگردد، معمولاً از فیلترها و دستهبندیها استفاده میکند؛ اگر آگهی شما در دستهی درستی نباشد، حتی اگر عالی نوشته شده باشد، به چشم مخاطب هدف نمیآید. چند لحظه وقت گذاشتن برای انتخاب دقیق دسته و زیردسته، بازدهی بیشتری از هر ترفند دیگری دارد.
خطاهایی که مدام تکرار میشوند
فهرست کوتاهی از پرتکرارترینها: توضیحات دو خطی و کلی، نبود عکس یا استفاده از تصویر اینترنتی، قیمت غیرواقعی، انتخاب دستهی نامرتبط، و رها کردن آگهی بلافاصله بعد از انتشار. مورد آخر بیشتر از بقیه نادیده گرفته میشود؛ آگهیهایی که هر چند روز بازبینی و در صورت نیاز ویرایش میشوند، معمولاً تازهتر به نظر میرسند و شانس بیشتری برای دیدهشدن دارند.
هنگام هماهنگی، جانب احتیاط را نگه دارید
بعد از انتشار، بخش دوم ماجرا شروع میشود. تا جای ممکن گفتوگوی اولیه را در همان سامانهی پیامرسان پلتفرم انجام دهید و اطلاعات شخصی را زودتر از لازم در اختیار فرد ناشناس نگذارید. برای کالاهای باارزش، قرار گذاشتن در مکانی عمومی و روشن انتخاب معقولی است.
اگر طرف مقابل برای پرداخت پیش از دیدن کالا اصرار غیرعادی داشت، یا از نشان دادن کالا طفره رفت، بهتر است با احتیاط بیشتری ادامه دهید یا معامله را متوقف کنید.
معیارهای انتخاب پلتفرم مناسب
وقتی آگهی آماده شد، باید تصمیم بگیرید کجا منتشرش کنید. چند معیار قابل بررسی وجود دارد: سادگی فرآیند انتشار، دقت دستهبندیها، تنوع حوزههایی که پوشش میدهد و امکان ارتباط مستقیم و امن بین دو طرف. اینکه بتوانید بعداً آگهی را ویرایش یا مدیریت کنید هم در طول زمان اهمیت پیدا میکند.
رینگ یکی از پلتفرمهایی است که این موارد را پوشش میدهد و امکان ثبت آگهی در دستههای مختلف، از کالای نو و دستدوم و خودرو گرفته تا سیمکارت و خدمات را فراهم کرده است؛ گزینهای که برای شروع بدون هزینهی اولیه قابل بررسی است.
در پایان
اگر بخواهیم همهی این نکات را در یک جمله خلاصه کنیم: آگهی موفق، آگهیای است که به جای تعریف کردن از کالا، اطلاعات درست و کافی به مخاطب میدهد. عنوان دقیق، عکس واقعی، توضیح کامل و قیمت منطقی، چهار ستون هر ثبت آگهی موفقی هستند. پیش از تصمیم نهایی، چند پلتفرم موجود از جمله رینگ را با هم مقایسه کنید و بر اساس نوع کالا یا خدمتی که در نظر دارید، انتخاب کنید.