//
کد خبر: 576228

یار حاج قاسم؛ داعش حتی به تبلت مرادعلی عباسی‌فر هم رحم نکرد

یار حاج قاسم، روایت زندگی سردار شهید مرادعلی عباسی‌فر است که داعش حتی به تبلتش هم رحم نکرد. ۹ سال پس از شهادت او در ۱۶ فروردین ۱۳۹۶، هنوز نشانی از پیکر این فرمانده به وطن نرسیده و خانواده در انتظار هستند.

به گزارش فرتاک نیوز؛ خانه در کنگاور آرام‌تر از همیشه شده است؛ دیگر کسی نیمه‌شب چراغ اتاق را برای بررسی نقشه‌ها روشن نمی‌کند و تا سپیده‌دم کنار تصویر عملیات نمی‌ماند. روایت زندگی سردار شهید مرادعلی عباسی‌فر نشان می‌دهد چگونه این فرمانده سال‌ها در مأموریت‌های برون‌مرزی و در نبرد با داعش حضور داشت.

بر اساس این گزارش، زمانی که داعش پیکر فرمانده ایرانی را در میدان نبرد جا گذاشت، حتی به تبلتی که ابزاری برای نقشه‌ راه عملیات و مطالعه میدانی بود نیز رحم نکرد. تبلت برای دیگران یک وسیله الکترونیکی محسوب می‌شد، اما برای عباسی‌فر نتیجه سال‌ها تجربه نبرد با تروریسم به شمار می‌رفت.

کنگاور؛ دیار فرمانده‌ای که نامش کمتر از آنچه شایسته بود بر زبان‌ها افتاد. خانواده او می‌گویند سردار شهید مرادعلی عباسی‌فر در شانزدهم فروردین ۱۳۹۶ در نبرد با داعش آسمانی شد، اما پس از گذشت ۹ سال هنوز پیکر او به وطن بازنگشته و انتظار خانواده پایان نیافته است.

گمنامی نخستین پرسش درباره زندگی او را شکل می‌دهد؛ این‌که چگونه فرماندهی که همرزمانش او را از شجاع‌ترین نیروهای جبهه مقاومت می‌دانستند، برای افکار عمومی ناشناخته مانده است. پاسخ این پرسش از نگاه خانواده، در شخصیت خود عباسی‌فر جست‌وجو می‌شود.

خانواده شهید می‌گویند مرادعلی عباسی‌فر هیچ‌گاه دنبال نام و عنوان نبود و هر مأموریتی را تکلیف می‌دانست. همسر او نیز در گفت‌وگو با خبرنگار می‌گوید حتی همسایه‌های محل سال‌ها نمی‌دانستند فرمانده‌ای که پیش‌تر در دفاع مقدس، عراق، بوسنی، سوریه و مأموریت‌های متعدد حضور داشته، در همان کوچه زندگی می‌کند.

پدر شهید می‌گوید مرادعلی قبل از آنکه فرمانده یا رزمنده باشد، با اخلاق شناخته می‌شد؛ جوانی که همیشه لبخند بر لب داشت و دست نیازمندان را بی‌صدا می‌گرفت. به گفته او، همرزمان بارها گفته‌اند در عملیات‌های سخت هر جا گره‌ای ایجاد می‌شد، چشم‌ها به دنبال مرادعلی بود.

پدر شهید می‌افزاید عباسی‌فر حدود ۲ سال در کنار رزمندگان مقاومت با داعش جنگید و هر بار که به مرخصی می‌آمد انگار دلش هنوز در میدان نبرد جا مانده بود. او همچنین بیان می‌کند اگر آن‌ها در سوریه آنجا نمی‌ایستادند، شاید امروز باید در خیابان‌های ایران با همان جنایتکاران می‌جنگیدند.

مادر شهید پیش از پایان انتظار، چشم از جهان فروبست؛ مادری که به هنگام دیدار خبرنگار تنها یک آرزو داشت؛ یادمانی در شأن فرزندش، حتی اگر مزارش خالی باشد. با این حال، این انتخاب به نتیجه نرسید.

همسر شهید نیز می‌گوید در خانه ماندن می‌توانست ادامه زندگی مشترک را آسان‌تر کند، اما پاسخ او به هر بار مطرح شدن بازگشت به میدان یک جمله بود: اگر ببینی با کودکان و خانواده‌های شیعه چه می‌کنند، هیچ‌وقت نمی‌گویی در خانه بمان.

بر اساس این روایت، سوریه برای عباسی‌فر فقط یک مأموریت نظامی نبود؛ خط مقدم دفاع از امنیت مردمی بود که شاید او را نمی‌شناختند. همسرش همچنین می‌گوید بازنشستگی برای او پایان یک عنوان اداری بود، نه پایان مسئولیت و شور جهاد.

در شب‌های کوتاه مرخصی، تصویری متفاوت از این فرمانده شکل می‌گرفت؛ وقتی بسیاری از رزمندگان روزهای مرخصی را کنار خانواده می‌گذرانند، عباسی‌فر ساعت‌های طولانی شب را مقابل صفحه تبلتش می‌نشست. نماز می‌خواند، اندکی استراحت می‌کرد و دوباره کار را از سر می‌گرفت و گاهی به اذان صبح مطالعه نقشه‌ها ادامه پیدا می‌کرد.

به گفته همسر شهید، او گاهی از خانه هم می‌خواست نقشه‌های جدید دانلود شود تا لحظه‌ای از شناخت میدان نبرد عقب نماند. همرزمان بعدتر گفتند تسلط عباسی‌فر بر جغرافیای سوریه به اندازه‌ای بود که اگر کسی او را نمی‌شناخت، تصور می‌کرد سال‌ها در همان منطقه زندگی کرده است.

پس از رسیدن خبر شهادتش، گزارش‌ها می‌گویند داعش تنها به گرفتن جان فرمانده ایرانی بسنده نکرد بلکه تبلتی را که ساعت‌ها مطالعه و تحلیل و طراحی عملیاتی روی آن ثبت شده بود هم به دست تروریست‌ها افتاد. در ادامه این گزارش آمده است در جبهه مقاومت، عباسی‌فر نه فقط با شجاعت بلکه با دقت، شناخت میدان و آرامش در سخت‌ترین شرایط شناخته می‌شد.

در روایت خانواده، سردار شهید حاج قاسم سلیمانی پس از حضور دوباره مرادعلی در میدان نبرد با صمیمیت به او گفته بود: « بارک‌الله که در خانه نماندی و آمدی تا به ما کمک کنی .»

همچنین عنوان می‌شود که پس از شهادت عباسی‌فر، حاج قاسم یادداشتی نوشت و در آن از مرادعلی به عنوان یکی از بهترین یارانش نام برد. در این یادداشت، با اندوهی آشکار گفته شده که هنوز داغ از دست دادن او بر دوش کشیده می‌شود و شهادت او زخمی عمیق بر پیکره جبهه مقاومت بوده است.

در خانه، روایت جنگ برای فرزند کوچک شهید هم با همان آمادگی‌های پیش از اعزام شکل گرفته است. علیرضا می‌گوید پیش از آخرین اعزام، از مادر پرسیده بود اگر بابا شهید شود، ما چه می‌شویم و مادر پاسخ را از ایمان بیان کرده بود.

پس از شهادت پدر، علیرضا تلاش کرده استوار بماند، اما برادر بزرگ‌تر هنگام شنیدن نام پدر بغضش را پنهان نمی‌کند. برادر شهید همچنین می‌گوید حضور مداوم مرادعلی در جبهه‌ها فرصت خاطره‌سازی را از خانواده گرفته بود؛ مردی که خانه را دوست داشت، اما هر زمان اسلام و امنیت مردم در خطر بود راه خانه را به مقصد میدان نبرد ترک می‌کرد.

امروز نهمین سال از شهادت سردار مرادعلی عباسی‌فر سپری می‌شود و همچنان پیکر او به وطن بازنگشته است.

در یک جمع‌بندی از مشخصات، در این گزارش آمده است: نام: سردار شهید مرادعلی عباسی‌فر؛ زادگاه: کنگاور، استان کرمانشاه؛ تاریخ تولد: اول اسفند ۱۳۴۵ (به گفته خانواده، سال تولد واقعی ۱۳۴۳ است اما شناسنامه با تأخیر صادر شد.). آغاز حضور در جبهه: از ۱۵ سالگی در دوران دفاع مقدس؛ سوابق: حضور در دفاع مقدس، قرارگاه رمضان، مأموریت‌های برون‌مرزی در عراق، بوسنی، آلبانی و سوریه و از فرماندهان نیروی قدس سپاه؛ بازنشستگی: پس از ۳۱ سال خدمت، اما با آغاز نبرد با داعش دوباره داوطلبانه به میدان بازگشت؛ شهادت: ۱۶ فروردین ۱۳۹۶ در نبرد با گروه تروریستی داعش در سوریه؛ وضعیت پیکر: جاویدالاثر؛ ویژگی برجسته: از یاران قدیمی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و از فرماندهان شناخته‌شده جبهه مقاومت که به گمنامی شهرت داشت.

مادر سردار شهید مرادعلی عباسی‌فر نیز در انتظار بازگشت پیکر فرزندش سال‌ها ماند و مرداد امسال ۱۴۰۵، پیش از تحقق این آرزو، چشم از جهان فروبست .