//
کد خبر: 572546

مأموریت نابودی اسپانیا آغاز شد؛ ۴ قدرت فوتبال وارد میدان شدند

۴ تیم ملی بزرگ جهان به دنبال بازسازی و موفقیت در آینده هستند تا اسپانیا را از قله فوتبال به زیر بکشند.

اسپانیا دوباره تیمی است که همه می‌خواهند شکستش دهند. پس از فتح جام جهانی ۲۰۲۶، تیم ملی لوئیس دلافوئنته از یک مدعی قدرتمند به معیار و الگوی فوتبال جهان تبدیل شده است. اما تقویم فوتبال هیچ فرصتی برای استراحت نمی‌دهد. هدف بعدی از همین حالا مشخص است: یورو ۲۰۲۸. پس از آن نیز جام جهانی ۲۰۳۰ از راه می‌رسد که برای اسپانیایی‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد، چرا که بخشی از آن در خاک اسپانیا برگزار خواهد شد و لاروخا امیدوار است یکی از درخشان‌ترین دوره‌های تاریخ خود را ادامه دهد.

چالش پیش‌روی اسپانیا بسیار بزرگ است. این تیم در پی ثبت یک سه‌گانه تاریخی دیگر و ادامه سلطه‌ای است که سایر قدرت‌های فوتبال جهان را وادار کرده برای یافتن راهی جهت متوقف کردن این تیم، خود را از نو بسازند. به نظر می‌رسد پاسخ بسیاری از این تیم‌ها روی نیمکت مربیگری نهفته باشد.

چهار قدرت بزرگ فوتبال جهان، پروژه‌های خود را به چهار مربی سپرده‌اند یا قصد دارند چنین کاری انجام دهند؛ مربیانی که بسیاری آن‌ها را از برترین‌های قرن بیست‌ویکم می‌دانند. کارلو آنچلوتی هدایت پروژه بازسازی برزیل را بر عهده گرفته است. زین‌الدین زیدان قرار است نسل جدید فرانسه را هدایت کند. 

یورگن کلوپ گزینه آلمان برای بازگشت به روزهای اوج است و ایتالیا نیز رؤیای متقاعد کردن پپ گواردیولا را برای آغاز یک انقلاب و بازگرداندن آتزوری به سطح اول فوتبال جهان در سر دارد. چهار اسطوره، چهار سبک متفاوت، اما تنها یک هدف مشترک: پایان دادن به سلطه اسپانیا.

آغاز دوران زیدان

کمتر شخصیتی در فوتبال به اندازه زین‌الدین زیدان هیبت و احترام ایجاد می‌کند. او به‌عنوان بازیکن قهرمان جهان شد و به‌عنوان سرمربی، سه قهرمانی پیاپی لیگ قهرمانان اروپا را با رئال مادرید به دست آورد. حالا دشوارترین مأموریت دوران مربیگری‌اش را پیش رو دارد؛ ساختن تیم ملی‌ای که همچنان عادت به حضور در مراحل پایانی تورنمنت‌ها داشته باشد، استانداردهای نسل قبلی را حفظ کند و بار دیگر فرانسه را بالاتر از اسپانیا به قدرت اول فوتبال اروپا تبدیل کند.

آنچلوتی و مأموریت دشوار در برزیل

کارلو آنچلوتی ماجراجویی خود روی نیمکت برزیل را آغاز کرده و مأموریتی بسیار سنگین پیش رو دارد. پرافتخارترین تیم تاریخ جام جهانی بار دیگر در این رقابت‌ها پایین‌تر از حد انتظار ظاهر شد و حالا باید هویت فوتبالی خود را که سال‌ها نماد قدرت فوتبال جهان بود، دوباره پیدا کند.

به همین دلیل، فدراسیون فوتبال برزیل به سراغ پرافتخارترین سرمربی تاریخ لیگ قهرمانان اروپا رفته است که سال‌ها مدیریت رختکن‌های پرستاره و رقابت در بالاترین سطح فشار را تجربه کرده است.

سرمربی ایتالیایی چهار سال فرصت دارد پروژه‌ای را شکل دهد که در جام جهانی ۲۰۳۰ به اوج آمادگی برسد. برزیل فقط نمی‌خواهد دوباره قهرمان شود؛ می‌خواهد دوباره همان هیبت گذشته را به دست آورد. تحقق این هدف نیازمند تصمیمات دشوار از پایه تا تیم ملی بزرگسالان است و کارلتو باید سبک بازی و شیوه کاری خود را پیاده کند؛ همان فلسفه‌ای که تاکنون ۳۱ جام، از جمله چهار قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا، برای او به ارمغان آورده است.

کلوپ برای بازگرداندن غرور آلمان

آلمان نیز روزهای خوبی را سپری نمی‌کند. پس از ناکامی دیگری در جام جهانی، فدراسیون فوتبال این کشور تصمیم گرفته روی یکی از موفق‌ترین و کاریزماتیک‌ترین چهره‌های فوتبال مدرن سرمایه‌گذاری کند.

یورگن کلوپ که پس از جدایی از لیورپول از مربیگری فاصله گرفته و در ماه‌های اخیر در گروه ردبول فعالیت داشته، نماد بازگشت همان رهبری احساسی و روحیه‌ای است که همیشه فوتبال آلمان را متمایز می‌کرد.

انرژی، توانایی ساخت تیم‌های رقابتی و شخصیت ویژه کلوپ، او را به گزینه‌ای ایده‌آل برای هدایت پروژه بازسازی آلمان تبدیل کرده است. آلمان می‌خواهد دوباره همان آلمان همیشگی شود و همه می‌دانند که برای رسیدن به این هدف، راه دشواری در پیش است.

ایتالیا و رؤیای بزرگ به نام گواردیولا

تنها حرکت بزرگ باقی‌مانده، مربوط به ایتالیاست. پس از غیبت در دو جام جهانی پیاپی و ناتوانی در بازگرداندن اعتبار بین‌المللی، آتزوری به دنبال یک تحول بزرگ است و نامی که بیش از همه وسوسه‌کننده به نظر می‌رسد، پپ گواردیولا است.

رسانه‌های ایتالیایی مدعی‌اند فدراسیون فوتبال این کشور با تمام توان تلاش می‌کند سرمربی کاتالان را متقاعد کند. او تاکنون هرگز هدایت یک تیم ملی بزرگسالان را بر عهده نداشته است. اگر این اتفاق رخ دهد، آخرین حلقه از یک دوران مربیگری تقریباً بی‌نقص برای گواردیولا تکمیل خواهد شد.

چهارگانه‌ای کم‌سابقه

به‌سختی می‌توان در تاریخ معاصر فوتبال مقطعی را پیدا کرد که این تعداد از قدرت‌های بزرگ فوتبال، هم‌زمان هدایت یا پروژه آینده خود را به مربیانی با چنین جایگاه و اعتباری سپرده باشند.

زیدان، آنچلوتی، کلوپ و گواردیولا مجموعه‌ای کم‌نظیر از افتخارات را در اختیار دارند: ده‌ها قهرمانی داخلی و بین‌المللی و تأثیری انکارناپذیر بر فوتبال مدرن. هر یک نماینده فلسفه‌ای متفاوت هستند، اما همه یک مأموریت مشترک دارند: پیدا کردن راهی برای شکست دادن اسپانیا که دوباره نبض فوتبال جهان را در دست گرفته است.

شاگردان لوئیس دلافوئنته حالا تیمی هستند که همه می‌خواهند آن را شکست دهند و از آن الگوبرداری کنند. هرچه قهرمان بزرگ‌تر باشد، واکنش رقیبانش نیز گسترده‌تر خواهد بود. یورو ۲۰۲۸ نخستین فصل بزرگ این نبرد خواهد بود و پس از آن جام جهانی ۲۰۳۰ از راه می‌رسد که اسپانیا یکی از میزبانان آن خواهد بود و رؤیای ادامه یک سلسله پرافتخار را در سر می‌پروراند. قهرمان جهان حالا رقیبان بعدی خود را می‌شناسد و به‌ندرت در تاریخ فوتبال، این همه غول بزرگ برای برکنار کردن یک پادشاه، همزمان در یک میدان گرد هم آمده‌اند.