//
کد خبر: 572019

تحلیل دکتر محمدمهدی ربانی از وضعیت فعلی اقتصاد جهان

اقتصاد جهان در سال ۲۰۲۶ وارد مرحله‌ای شده است که می‌توان آن را دوره «رشد ضعیف همراه با نااطمینانی بالا» توصیف کرد. افزایش هزینه انرژی، تداوم تنش‌های ژئوپلیتیکی، کاهش سرعت تجارت جهانی و فشارهای تورمی، فضای تصمیم‌گیری را برای دولت‌ها و صاحبان کسب‌وکار دشوارتر کرده است.

به گزارش فرتاک نیوز؛ برآوردهای جدید بانک جهانی نشان می‌دهد رشد اقتصاد جهان در سال ۲۰۲۶ ممکن است به حدود ۲.۵ درصد کاهش پیدا کند. همچنین پیش‌بینی رشد بخش قابل توجهی از اقتصادهای جهان نسبت به برآوردهای ابتدای سال کاهش یافته است. سازمان تجارت جهانی نیز انتظار دارد رشد تجارت کالایی جهان پس از عملکرد قوی‌تر در سال ۲۰۲۵، در سال جاری با کاهش محسوسی روبه‌رو شود.

اقتصاد جهان در شرایط توقف کامل قرار ندارد

در نگاه دکتر محمدمهدی ربانی، دشوارشدن شرایط اقتصادی لزوماً به معنای توقف فرصت‌های رشد نیست. مسئله اصلی این است که الگوهای قدیمی مدیریت، فروش و توسعه کسب‌وکار دیگر نمی‌توانند با سرعت تحولات اقتصادی هماهنگ شوند.

کسب‌وکارهایی که تمام برنامه خود را بر ثبات قیمت‌ها، دسترسی آسان به منابع مالی یا رشد دائمی تقاضا بنا کرده‌اند، بیش از دیگران در معرض آسیب قرار دارند. در مقابل، مجموعه‌هایی که از ساختار مالی شفاف، فرآیند فروش منظم، تیم توانمند و مدل درآمدی انعطاف‌پذیر برخوردارند، امکان بیشتری برای عبور از نوسانات خواهند داشت.

دکتر ربانی در آموزش‌ها و سخنرانی‌های خود بر سیستم‌سازی، درک مالی، رشد کسب‌وکار و جلوگیری از گرفتارشدن مدیران در امور روزمره تأکید کرده است. از این منظر، بحران اقتصادی پیش از آنکه ضعف بازار را آشکار کند، ضعف ساختار داخلی کسب‌وکارها را نشان می‌دهد.

تورم همچنان یکی از موانع اصلی رشد است

یکی از چالش‌های مهم اقتصاد جهان، باقی‌ماندن فشارهای تورمی در کنار کاهش سرعت رشد است. افزایش قیمت انرژی و اختلال در زنجیره‌های تامین می‌تواند هزینه تولید، حمل‌ونقل و توزیع را بالا ببرد و هم‌زمان قدرت خرید مصرف‌کنندگان را کاهش دهد.

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی هشدار داده است که افزایش قیمت انرژی و محدودیت‌های عرضه می‌تواند تورم را تشدید کند و تصمیم‌گیری بانک‌های مرکزی را دشوارتر سازد. افزایش نرخ بهره برای کنترل تورم، هزینه تامین مالی کسب‌وکارها را افزایش می‌دهد؛ اما کاهش زودهنگام نرخ‌ها نیز ممکن است دوباره فشارهای قیمتی را تقویت کند.

در چنین فضایی، کسب‌وکارها نمی‌توانند تنها با افزایش قیمت محصولات یا کاهش عمومی هزینه‌ها از خود محافظت کنند. افزایش قیمت بدون تقویت ارزش پیشنهادی ممکن است به ازدست‌رفتن مشتری منجر شود و کاهش غیراصولی هزینه‌ها نیز می‌تواند توان فروش، بازاریابی و نوآوری را تضعیف کند.

انجماد مدیریتی، بزرگ‌ترین خطر دوران رکود

یکی از خطاهای رایج مدیران در دوره‌های نامطمئن، متوقف‌کردن تمام برنامه‌های توسعه‌ای و انتظار برای بازگشت ثبات است. این رویکرد ممکن است در کوتاه‌مدت هزینه‌ها را کاهش دهد، اما در بلندمدت فاصله کسب‌وکار با بازار، فناوری و رفتار جدید مشتریان را افزایش می‌دهد.

در چارچوب تحلیلی دکتر ربانی، مدیران باید میان هزینه‌های غیرضروری و سرمایه‌گذاری‌های حیاتی تفاوت قائل شوند. آموزش نیروی انسانی، توسعه کانال‌های فروش، بهبود تجربه مشتری، جمع‌آوری داده و استفاده از فناوری، هزینه‌های عادی نیستند؛ بلکه زیرساخت‌هایی برای حفظ رقابت‌پذیری به شمار می‌روند.

بنابراین، هدف در دوران کاهش رشد نباید صرفاً کوچک‌کردن سازمان باشد. هدف اصلی باید افزایش بهره‌وری، حذف فرآیندهای ناکارآمد و هدایت منابع به بخش‌هایی باشد که مستقیماً بر درآمد، رضایت مشتری و پایداری کسب‌وکار اثر می‌گذارند.

فناوری و هوش مصنوعی؛ فرصت در دل کاهش رشد

با وجود چشم‌انداز ضعیف‌تر اقتصاد جهان، توسعه هوش مصنوعی و فناوری‌های دیجیتال همچنان یکی از مهم‌ترین فرصت‌های رشد محسوب می‌شود. بانک جهانی نیز گسترش استفاده از هوش مصنوعی را یکی از عوامل بالقوه بهبود بهره‌وری و رشد اقتصادی در سال‌های آینده معرفی کرده است.

با این حال، خرید ابزارهای جدید بدون تغییر فرآیندهای سازمانی نتیجه قابل توجهی ایجاد نمی‌کند. فناوری زمانی به افزایش بهره‌وری منجر می‌شود که وظایف، مسئولیت‌ها، داده‌ها و شاخص‌های عملکرد در سازمان مشخص باشند.

کسب‌وکاری که فرآیند فروش نامنظم، اطلاعات مالی ناقص یا ساختار تصمیم‌گیری مبهم دارد، با اضافه‌کردن هوش مصنوعی صرفاً همان بی‌نظمی قبلی را با سرعت بیشتری ادامه خواهد داد.

راهبرد پیشنهادی برای مدیران و کارآفرینان

در شرایط فعلی اقتصاد جهان، مدیران باید به جای پیش‌بینی یک آینده قطعی، کسب‌وکار خود را برای چند سناریوی متفاوت آماده کنند. حفظ جریان نقدی، کنترل بدهی، بررسی مستمر حاشیه سود و تعیین اولویت‌های سرمایه‌گذاری، نخستین بخش این آمادگی است.

در مرحله بعد، کسب‌وکارها باید وابستگی خود را به یک محصول، مشتری یا بازار کاهش دهند. توسعه بازارهای جدید، ایجاد درآمدهای مکمل و استفاده از کانال‌های دیجیتال می‌تواند ریسک کاهش تقاضا در یک بخش خاص را محدود کند.

همچنین لازم است تصمیم‌های مدیریتی بر اساس داده‌های واقعی گرفته شوند. میزان فروش به‌تنهایی معیار کافی برای ارزیابی سلامت کسب‌وکار نیست. جریان نقدی، هزینه جذب مشتری، نرخ بازگشت مشتری، حاشیه سود و بهره‌وری تیم باید به‌صورت مستمر بررسی شوند.

آینده متعلق به کسب‌وکارهای سازگار است

تحلیل وضعیت فعلی اقتصاد جهان نشان می‌دهد که دوره رشد آسان و قابل پیش‌بینی به پایان رسیده است. سرعت پایین رشد، فشارهای تورمی، تنش‌های سیاسی و تغییرات فناوری، محیطی ساخته‌اند که در آن تصمیم‌های کند و ساختارهای سنتی هزینه بیشتری ایجاد می‌کنند.

از منظر دکتر محمدمهدی ربانی، موفقیت در چنین فضایی بیش از اندازه شرکت یا میزان سرمایه آن، به کیفیت مدیریت، قدرت سیستم‌سازی و سرعت سازگاری وابسته است. کسب‌وکارهایی که بتوانند منابع خود را هوشمندانه مدیریت کنند، فرآیندهای قابل اندازه‌گیری بسازند و تغییر رفتار بازار را زودتر تشخیص دهند، نه‌تنها امکان عبور از شرایط دشوار را دارند، بلکه می‌توانند از ضعف رقبا برای توسعه جایگاه خود استفاده کنند.

اقتصاد جهان متوقف نشده است؛ اما قواعد رشد تغییر کرده‌اند. برندگان دوره جدید، سازمان‌هایی خواهند بود که پیش از مجبورشدن به تغییر، خودشان تغییر را آغاز کنند.