//
کد خبر: 567389

بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و در ادامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های غربی

روزنامه لس آنجلس تایمز در تحلیلی نوشت که جبهه لبنان به بزرگ‌ترین مانع بر سر راه مذاکرات صلح ترامپ با ایران تبدیل شده و می‌تواند کل این روند را به شکست بکشاند. به نوشته این روزنامه، نتانیاهو با علم به اینکه لبنان «فضایی است که می‌تواند واقعاً بر مذاکرات تأثیر بگذارد»، هر زمان که احساس کند توافق نزدیک است، با اقدام در لبنان کارشکنی می‌کند و عملاً از این جبهه برای «وتو کردن مذاکرات آمریکا و ایران» استفاده می‌کند.

این تحلیل تصریح می‌کند که جمهوری اسلامی ایران با حملات موشکی اخیر خود در دفاع از حزب‌الله، یک «تغییر راهبردی بزرگ» را رقم زد.

لس آنجلس تایمز می‌افزاید که ایران با درک صحیح از بی‌میلی ترامپ به ازسرگیری جنگ، به دنبال حفظ شراکت راهبردی خود با حزب‌الله است. در پایان این گزارش با اشاره به تشدید حملات اسرائیل به صور و تخلیه کامل این شهر، هشدار داده می‌شود که رویارویی جدید بر سر لبنان صرفاً مسئله زمان است.

موسسه واشنگتن برای خاور نزدیک در تحلیلی هشدار داد که دولت ترامپ در محاسبات خود برای توافق دیپلماتیک با ایران، تهدید قریب‌الوقوع انصارالله یمن را نادیده گرفته است؛ غفلتی که می‌تواند کل معادله جنگ را دگرگون سازد. به نوشته این اندیشکده آمریکایی، انصارالله تاکنون قدرتمندترین سلاح خود یعنی توانایی مختل کردن سریع کشتیرانی تجاری در تنگه باب‌المندب را در اختیار نگه داشته‌اند، اما نباید این خویشتنداری را با انفعال اشتباه گرفت.

این گزارش با اشاره به حمله موشکی دوشنبه انصارالله به اسرائیل و تهدید به هدف قرار دادن کشتی‌های مرتبط با این رژیم در دریای سرخ، تصریح می‌کند که چهار دلیل عمده برای عدم ورود تمام‌عیار این جنبش به جنگ وجود دارد: اجتناب از دعوت مجدد به اقدام نظامی آمریکا، اولویت‌های سیاسی داخلی یمن و تمایل به توافق با عربستان، دشواری بسیج افکار عمومی یمن برای دفاع از ایران، و مهم‌تر از همه، این جمع‌بندی که بستن باب‌المندب «صرفاً غیرضروری» بوده زیرا فشار ناشی از کنترل ایران بر تنگه هرمز به تنهایی کافی است.

موسسه واشنگتن هشدار می‌دهد که تجدید حملات انصارالله به کشتیرانی پیامدهای اقتصادی سریعی خواهد داشت و با توجه به اینکه ۱۳ درصد تجارت جهانی و ۵ درصد نفت دریایی از باب‌المندب می‌گذرد، بستن این گلوگاه در بحبوحه بحران هرمز، اقتصاد شکننده جهانی را تحت فشار مضاعف قرار می‌دهد. این تحلیل در پایان با هشداری صریح به واشنگتن تصریح می‌کند که اگر ایران بابت بازگشایی تنگه هرمز امتیازات مالی مستقیم یا حق اخذ عوارض دریافت کند، گروه‌هایی مانند انصارالله درس روشنی خواهند گرفت: تهدید تجارت جهانی سودآور است و این دقیقاً همان مساله خطرناکی است که منافع بلندمدت آمریکا را تهدید می‌کند.

شبکه سی‌ان‌ان در تحلیلی نوشت که رهبران جدید جمهوری اسلامی ایران دست به ریسک‌هایی می‌زنند که اسلافشان از آن اجتناب می‌کردند و با حملات موشکی مستقیم به اسرائیل در دفاع از لبنان، خطوط قرمز جدیدی را ترسیم کرده‌اند. به نوشته این شبکه آمریکایی، این اقدام جسورانه نشان داد که محاسبات تهران از «پاسخ متناسب و مدیریت تنش» به سوی «پذیرش ریسک و شکل‌دهی به تحولات منطقه» تغییر کرده است.

سی‌ان‌ان با مقایسه واکنش سنجیده ایران به ترور سردار سلیمانی در سال ۲۰۲۰ و حملات ژوئن ۲۰۲۵ با اقدام اخیر، تصریح می‌کند که نسل جدید رهبران ایران رویکرد محتاطانه و واکنشی گذشته را کنار گذاشته و اکنون آماده به کارگیری هم‌زمان اهرم‌های نظامی، اقتصادی و منطقه‌ای است

این تحلیل می‌افزاید که ایران هم‌چنین به طرز ماهرانه‌ای در حال آزمودن اتحاد آمریکا و اسرائیل و بهره‌برداری از شکاف فزاینده میان ترامپ و نتانیاهو است. به گفته تریتا پارسی از مؤسسه کوئینسی، این نخستین بار در دهه‌های اخیر است که یک قدرت منطقه‌ای «ابزار، ظرفیت و اراده» به کارگیری قدرت سخت علیه مانورهای نظامی اسرائیل علیه طرف ثالث را دارد. سی‌ان‌ان در پایان نتیجه می‌گیرد که ایران ممکن است در وادار کردن واشنگتن به انتخاب میان تداوم حمایت از اسرائیل و حفظ مسیر دیپلماتیک با تهران موفق شده باشد.

رسانه های عربی و منطقه ای

الجزیره در مقاله ای استدلال کرد که در بسیاری از بحران‌های بزرگ بین‌المللی، آنچه به افکار عمومی اعلام می‌شود تنها بخشی از واقعیت است و بخش مهمی از توافق‌ها و تفاهمات پشت درهای بسته باقی می‌ماند. نویسنده برای اثبات این موضوع به بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ اشاره می‌کند؛ جایی که سال‌ها بعد مشخص شد توافق میان آمریکا و اتحاد شوروی شامل امتیازهای متقابلی بوده که در زمان وقوع بحران علنی نشده بودند تا از فشارهای سیاسی و داخلی جلوگیری شود.

بر همین اساس، نویسنده معتقد است که در پرونده‌های کنونی منطقه، از جمله جنگ غزه و مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا، نیز احتمالاً تفاهمات و توافق‌های پنهانی وجود دارد که هنوز آشکار نشده‌اند. به باور او، ابهام موجود نه ناشی از ضعف اطلاع‌رسانی، بلکه بخشی از ابزار مذاکره است؛ زیرا طرف‌ها برای حفظ انعطاف‌پذیری و کاهش فشارهای داخلی و خارجی به فضایی محرمانه نیاز دارند.

مقاله همچنین به موضوع تنگه هرمز می‌پردازد و یادآور می‌شود که برخی مقام‌های ایرانی از احتمال وضع عوارض یا اعمال شیوه‌های جدید مدیریت این گذرگاه راهبردی سخن گفته‌اند. با این حال، نویسنده تأکید می‌کند که بر اساس حقوق بین‌الملل و قواعد حاکم بر آبراه‌های بین‌المللی، کشورهای ساحلی معمولاً حق دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری را ندارند و هرگونه اقدام در این زمینه می‌تواند با چالش‌های حقوقی و سیاسی گسترده روبه‌رو شود.

در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که توافق‌های اخیر در منطقه، چه در غزه و چه در ارتباط با ایران و آمریکا، بیش از آنکه توافق‌هایی نهایی و جامع باشند، روندهایی باز و در حال تحول هستند و بسیاری از ابعاد واقعی آن‌ها تنها با گذشت زمان آشکار خواهد شد.

الشرق الاوسط در مقاله ای به بررسی علت تکرار مداوم اظهارات دونالد ترامپ درباره نزدیک بودن توافق با ایران می‌پردازد. از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ترامپ بیش از ۳۷ بار اعلام کرده که توافقی نهایی یا قریب‌الوقوع در راه است، اما این وعده‌ها تاکنون به نتیجه ملموسی منجر نشده‌اند.

او از مارس ۲۰۲۶ بارها مدعی شد که مذاکرات به مراحل پایانی رسیده، اختلافات اساسی برطرف شده و ایران به‌شدت خواهان توافق است. ترامپ حتی در مقاطع مختلف گفت که توافق ظرف چند روز یا چند هفته نهایی خواهد شد و پس از آن مشکلاتی مانند بسته شدن تنگه هرمز نیز حل می‌شود. با این حال، با گذشت بیش از صد روز از جنگ، نه توافقی حاصل شده و نه درگیری‌ها پایان یافته است. ترامپ همچنان اصرار دارد که جنگ به‌زودی خاتمه خواهد یافت و از منتقدانی که او را به خوش‌بینی بیش از حد متهم می‌کنند، انتقاد کرده است. او بارها تأکید کرده که ایران آماده ارائه امتیازات گسترده است و مذاکرات در مسیر درستی قرار دارد.

تحلیلگران درباره انگیزه این اظهارات دیدگاه‌های متفاوتی دارند. برخی معتقدند ترامپ با توجه به کاهش محبوبیت خود و جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، تلاش می‌کند افکار عمومی را آرام کرده و نگرانی‌ها درباره افزایش قیمت‌ها و بحران انرژی را کاهش دهد. گروهی دیگر بر این باورند که هدف اصلی او تأثیرگذاری بر بازارهای نفت و جلوگیری از جهش بیشتر قیمت انرژی است؛ زیرا هر بار که از احتمال توافق سخن می‌گوید، بازارها واکنش نشان می‌دهند. با وجود این، هنوز مشخص نیست که این وعده‌های مکرر سرانجام به توافقی پایدار میان واشنگتن و تهران منتهی خواهد شد یا خیر.

المیادین در مقاله ای نوشت که جنگ مستقیم میان آمریکا و ایران، برخلاف انتظار واشنگتن، به تضعیف موقعیت آمریکا و تقویت جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی ایران انجامیده است. نویسنده معتقد است که آمریکا با تکیه بر برتری نظامی و فناوری خود وارد این رویارویی شد، اما نتوانست اهداف سیاسی و راهبردی‌اش را محقق کند. در مقابل، ایران با حفظ انسجام داخلی، تداوم توان بازدارندگی و اتکا به شبکه متحدان منطقه‌ای خود، فشارهای نظامی را تحمل کرد و مانع از تحقق خواسته‌های آمریکا شد.

از نگاه نویسنده، ناتوانی واشنگتن در دستیابی به پیروزی قاطع، دولت دونالد ترامپ را ناچار کرد به دنبال راه‌حل‌های دیپلماتیک و میانجی‌گری برای کاهش تنش‌ها برود. این وضعیت به‌عنوان نشانه‌ای از شکست سیاست فشار حداکثری و پذیرش ضمنی جایگاه ایران به‌عنوان یک قدرت اثرگذار منطقه‌ای تفسیر می‌شود.

مقاله همچنین پیامدهای گسترده این تحول را بررسی می‌کند. به باور نویسنده، اعتبار بازدارندگی آمریکا و اعتماد متحدانش به چتر امنیتی واشنگتن آسیب دیده است. همچنین مذاکرات آینده دیگر بر پایه تحمیل شروط آمریکا نخواهد بود، بلکه بر اصل «برابری راهبردی» میان طرفین استوار خواهد شد. از سوی دیگر، کشورهای منطقه بیش از گذشته به سمت راه‌حل‌های بومی و همکاری‌های منطقه‌ای سوق داده می‌شوند.

در سطح بین‌المللی نیز نویسنده این تحولات را عاملی برای تسریع گذار به نظام چندقطبی می‌داند؛ نظمی که در آن قدرت‌هایی مانند ایران، چین و روسیه نقش پررنگ‌تری در شکل‌دهی معادلات جهانی خواهند داشت و انحصار قدرت آمریکا بیش از پیش به چالش کشیده خواهد شد.

رسانه های چین و روسیه

روزنامه گلوبال‌تایمز در گزارشی به نقل از اظهارات نماینده چین در نشست شورای امنیت سازمان ملل نوشت پکن نسبت به روندهای اخیر در شورای امنیت درباره پرونده هسته‌ای ایران ابراز نگرانی کرده و تأکید دارد که تکیه بر فشار و تهدید نظامی می‌تواند بحران خاورمیانه و موضوع هسته‌ای ایران را به مرحله‌ای بسیار خطرناک سوق دهد.

سون لی معاون نماینده دائم چین در سازمان ملل اعلام کرد برخی کشورها (آمریکا و اروپا) با نادیده گرفتن اختلاف‌نظر اعضای شورای امنیت، تلاش کرده‌اند مسیر بازگشت تحریم‌ها علیه ایران را پیش ببرند؛ اقدامی که به گفته او هم انسجام شورای امنیت را تضعیف می‌کند و هم چشم‌انداز حل‌وفصل سیاسی پرونده هسته‌ای را دشوارتر می‌سازد. او تأکید کرده این رویکرد، مسئولیت مستقیم تشدید وضعیت پیچیده کنونی را به همراه دارد.

در ادامه این موضع‌گیری، نماینده چین هشدار داد که استفاده از زور یا تهدید به جنگ، نه تنها راه‌حل بحران نیست، بلکه آن را به سمت «بن‌بست خطرناک» سوق می‌دهد. او همچنین با اشاره به خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام و اقدامات نظامی در جریان مذاکرات، این سیاست‌ها را از عوامل اصلی تضعیف اعتماد و شکل‌گیری وضعیت فعلی دانسته است.

گلوبال تایمز در ادامه می‌نویسد چین بر ضرورت بازگشت به گفت‌وگوی برابر، پرهیز از سیاست فشار و پایبندی به مسیر دیپلماتیک تأکید دارد. پکن همچنین حفظ آتش‌بس و جلوگیری از گسترش درگیری را اولویت فوری می‌داند و معتقد است تنها از طریق توافق سیاسی می‌توان زمینه ثبات پایدار در منطقه را فراهم کرد.

این رسانه چینی در جمع‌بندی گزارش خود تأکید می‌کند رویکرد پکن بر این اصل استوار است که حل بحران‌های منطقه‌ای بدون گفت‌وگو، کاهش تنش و پایبندی به توافق‌های بین‌المللی امکان‌پذیر نیست.

روزنامه روسی ایزوستیا در گزارشی با عنوان «آیا جنگ میان آمریکا و ایران دوباره شعله‌ور خواهد شد؟» نوشت تنش‌های اخیر در تنگه هرمز و تبادل حملات محدود میان تهران و واشنگتن اگرچه بار دیگر سایه درگیری را بر منطقه انداخته، اما هنوز نشانه‌ای از بازگشت دو طرف به یک جنگ تمام‌عیار دیده نمی‌شود و مسیر مذاکرات همچنان باز مانده است.

این گزارش می‌افزاید جرقه دور جدید تنش‌ها با سقوط یک فروند بالگرد تهاجمی آپاچی آمریکا در نزدیکی تنگه هرمز زده شد. واشنگتن مدعی است این حادثه در نتیجه حمله ایران رخ داده و برخی رسانه‌های آمریکایی نیز از احتمال هدف قرار گرفتن این بالگرد توسط یک پهپاد انتحاری خبر داده‌اند. در واکنش، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) مجموعه‌ای از حملات محدود را علیه سامانه‌های پدافندی، مراکز فرماندهی و ایستگاه‌های راداری ایران در مناطق مختلف جنوب کشور انجام داد و این عملیات را پاسخی «متناسب» به اقدام تهران توصیف کرد.

به نوشته ایزوستیا، ایران این حملات را مصداق تجاوز نظامی جدید آمریکا دانست و با حملات موشکی علیه پایگاه‌ها و منافع آمریکا در منطقه به آن پاسخ داد. در عین حال، مقام‌های ایرانی تأکید کرده‌اند که به دنبال تشدید درگیری نیستند و حادثه سقوط بالگرد آمریکایی باید از طریق تحقیقات مستقل بررسی شود. تهران همچنین از این رخداد برای تأکید بر موضع خود درباره لزوم کاهش حضور نیروهای خارجی در اطراف مرزهای ایران و نقش این کشور در تأمین امنیت تنگه هرمز بهره برده است.

گزارش در ادامه به روند مذاکرات هسته‌ای میان ایران و آمریکا می‌پردازد و می‌نویسد دو طرف در برخی موضوعات به یکدیگر نزدیک‌تر شده‌اند. بر اساس ارزیابی‌های مطرح‌شده، کاهش سطح غنی‌سازی، مدیریت ذخایر اورانیوم، بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و تعیین تکلیف برخی تأسیسات هسته‌ای از مهم‌ترین محورهای گفت‌وگوهاست. با این حال، اختلاف بر سر نحوه اجرای تعهدات و بی‌اعتمادی عمیق میان طرفین همچنان مانع اصلی دستیابی به توافق نهایی به شمار می‌رود.

ایزوستیا در جمع‌بندی تأکید می‌کند تهران و واشنگتن فعلاً راهبرد «فشار کنترل‌شده» را دنبال می‌کنند؛ راهبردی که در آن دو طرف با حفظ خطوط قرمز خود، همزمان از ابزارهای نظامی و دیپلماتیک بهره می‌گیرند. به اعتقاد نویسنده، تداوم این وضعیت اگرچه احتمال جنگ گسترده را کاهش داده، اما در عین حال نشان می‌دهد که دستیابی به یک سازوکار پایدار امنیتی و سیاسی میان ایران و آمریکا همچنان دور از دسترس است.