//
کد خبر: 567381

چرا آمریکا دیگر بازیگر بلامنازع منطقه نیست؟

تحولات میدانی و ظهور بازیگران تأثیرگذار نشان می‌دهد که معادلات قدرت دیگر بر محور برتری مطلق آمریکا نیست.

 تحولات پرشتاب ماه‌های اخیر در غرب آسیا نشان می‌دهد که منطقه وارد مرحله‌ای تازه از رقابت‌های ژئوپلیتیکی و امنیتی شده است افزایش تنش‌ها در آبراه‌های راهبردی، گسترش دامنه درگیری‌ها و ظهور بازیگران تأثیرگذار منطقه‌ای، معادلات سنتی قدرت را با چالش‌های جدی مواجه کرده است در این میان، دریای سرخ به یکی از مهم‌ترین کانون‌های تقابل اراده‌ها و آزمون توان بازیگران بین‌المللی تبدیل شده؛ جایی که هر تحول میدانی می‌تواند آثار سیاسی، امنیتی و اقتصادی فراتر از مرزهای منطقه برجای بگذارد.

همزمان، پیوند خوردن بحران‌های امنیتی با شریان‌های حیاتی تجارت و انرژی جهان، اهمیت این تحولات را دوچندان کرده است آنچه امروز در دریای سرخ، تنگه هرمز و دیگر نقاط حساس منطقه جریان دارد، صرفاً مجموعه‌ای از تنش‌های مقطعی نیست، بلکه نشانه‌ای از تغییر تدریجی موازنه قدرت و شکل‌گیری واقعیت‌های جدید در نظم امنیتی آسیاست؛ واقعیت‌هایی که نقش و جایگاه بازیگران منطقه‌ای را پررنگ‌تر از گذشته کرده و توان مدیریت یک‌جانبه قدرت‌های فرامنطقه‌ای را با پرسش‌های جدی روبه‌رو ساخته است.

بحران قدرت آمریکا در دریای سرخ و تنگه هرمز بازتعریف معادلات بازدارندگی

تحولات اخیر در دریای سرخ و افزایش سطح تنش‌های نظامی در منطقه، نشانه‌ای آشکار از تغییرات عمیق در موازنه قدرت و بازتعریف نظم امنیتی غرب آسیاست منطقه‌ای که طی دهه‌های گذشته تحت تأثیر حضور مستقیم و گسترده ایالات متحده قرار داشت، اکنون وارد مرحله‌ای شده است که بازیگران منطقه‌ای با اتکا به توانمندی‌های بومی و اراده سیاسی خود، در حال به چالش کشیدن الگوهای سنتی قدرت هستند.

آمریکا سال‌ها تلاش کرده بود با استقرار ناوگان‌های نظامی، ایجاد ائتلاف‌های امنیتی و کنترل گلوگاه‌های راهبردی، امنیت مسیرهای تجاری جهانی را تحت مدیریت خود نگه دارد با این حال، رخدادهای اخیر در دریای سرخ نشان می‌دهد که این راهبرد با محدودیت‌های فزاینده‌ای مواجه شده است، اختلال در کشتیرانی بین‌المللی و ناتوانی واشنگتن در ایجاد ثبات کامل در این آبراه مهم، نشانه‌ای از کاهش کارآمدی سازوکارهای سنتی بازدارندگی آمریکا به شمار می‌رود.

وحدت میدان‌ها و فرسایش ظرفیت راهبردی آمریکا

یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که در ماه‌های اخیر در تحولات منطقه خودنمایی کرده، «وحدت میدان‌ها» است؛ مفهومی که موجب پیوند خوردن جبهه‌های مختلف بحران و افزایش فشار همزمان بر آمریکا و متحدانش شده است در چنین شرایطی، واشنگتن ناچار است منابع نظامی، اطلاعاتی و سیاسی خود را در چندین صحنه عملیاتی توزیع کند؛ وضعیتی که به کاهش تمرکز راهبردی و فرسایش توان تصمیم‌گیری منجر می‌شود.

این شرایط آمریکا را در برابر یک معادله دشوار قرار داده است؛ از یک سو حفظ امنیت متحدان و مسیرهای تجاری و از سوی دیگر جلوگیری از گسترش دامنه درگیری‌ها، هرچه تعداد جبهه‌های فعال افزایش یابد هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی واشنگتن نیز بیشتر خواهد شد و این مسئله توان مانور راهبردی آن را محدودتر می‌کند.

سرنگونی آپاچی؛ پیام تغییر در موازنه بازدارندگی

سرنگونی بالگرد آپاچی به‌عنوان یکی از نمادهای قدرت هوایی ارتش آمریکا، صرفاً یک رخداد نظامی محدود نیست؛ بلکه حامل پیامی راهبردی درباره تغییر معادلات بازدارندگی در منطقه است این حادثه نشان داد که تصور برتری مطلق فناوری نظامی دیگر به تنهایی تضمین‌کننده امنیت و موفقیت در میدان نبرد نیست و بازیگران منطقه‌ای توانسته‌اند هزینه‌های جدیدی را بر قدرت‌های فرامنطقه‌ای تحمیل کنند.

از منظر بازدارندگی، آمریکا اکنون با یک دوگانه حساس مواجه است واکنش شدیدتر می‌تواند خطر گسترش جنگ به سطحی فراگیر را افزایش دهد و کل منطقه را درگیر یک بحران گسترده کند در مقابل، خویشتنداری بیش از حد نیز ممکن است به تضعیف تصویر بازدارندگی آمریکا و کاهش اعتماد متحدانش منجر شود در سوی دیگر، پاسخ ایران و نیروهای همسو با آن را می‌توان تلاشی برای تثبیت بازدارندگی فعال و افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه محور مقاومت ارزیابی کرد.

آسیا در آستانه بازتعریف نظم امنیتی

ابعاد اقتصادی این تحولات نیز کمتر از جنبه‌های نظامی آن نیست هرگونه اختلال در تردد کشتی‌ها از دریای سرخ، افزایش هزینه‌های بیمه، حمل‌ونقل و زنجیره تأمین جهانی را در پی دارد این فشارها در نهایت بر اقتصادهای بزرگ جهان از جمله آمریکا اثرگذار خواهد بود و نشان می‌دهد که امنیت اقتصادی قدرت‌های بزرگ نیز بیش از گذشته به تحولات میدانی منطقه وابسته شده است.

در مجموع، واقعیت‌های جدید منطقه حاکی از آن است که نظم گذشته مبتنی بر برتری بلامنازع آمریکا با چالش‌های جدی مواجه شده است آسیا در حال ورود به دوره‌ای است که در آن توازن قدرت بیش از هر زمان دیگری متکی بر بازدارندگی متقابل، اراده سیاسی و توان مدیریت بحران است از این منظر، آنچه امروز در دریای سرخ و سایر جبهه‌های منطقه مشاهده می‌شود، صرفاً یک بحران مقطعی نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند شکل‌گیری نظم امنیتی جدیدی است که آینده معادلات راهبردی منطقه را رقم خواهد زد.

آنچه امروز در دریای سرخ، تنگه هرمز و دیگر کانون‌های تنش غرب آسیا جریان دارد، صرفاً مجموعه‌ای از بحران‌های مقطعی نیست، بلکه نشانه‌ای از گذار تدریجی منطقه به سوی موازنه‌ای جدید در قدرت و بازدارندگی است، ایران با تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی معادلات امنیتی منطقه و یمن با تبدیل شدن به یک عامل تأثیرگذار در امنیت آبراه‌های راهبردی، نشان داده‌اند که معادلات ژئوپلیتیکی دیگر صرفاً بر پایه برتری نظامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای تعریف نمی‌شود. واقعیت‌های میدانی حاکی از آن است که آسیا در حال ورود به مرحله‌ای است که در آن اراده سیاسی، توان اعمال هزینه و قدرت تأثیرگذاری بر شریان‌های حیاتی تجارت و انرژی جهان، بیش از گذشته در شکل‌دهی به نظم امنیتی آینده نقش‌آفرین خواهد بود.