فرصتسوزی در ۲۰ سالگی؛ رضا غندیپور و سقوط در باتلاق حاشیهها
رضا غندیپور که روزی به عنوان یکی از آیندهدارترین پدیدههای فوتبال ایران شناخته میشد، این روزها بیش از آنکه در مستطیل سبز بدرخشد، با تصمیمات جنجالی و رفتارهای حاشیهای، مسیر حرفهای خود را به بیراهه برده است.
مسیر حرفهای رضا غندیپور، مهاجمی که پیکان روی او سرمایهگذاری کلانی کرده بود، شباهت عجیبی به یک رمان پرفراز و نشیب دارد. او پس از درخشش در سطوح پایه و پیراهن ملوان، به جای انتخاب مسیر پیشرفت در اروپا و تیمهایی نظیر لو آور فرانسه یا دینامو ماخاچقلعه، اسیر زرقوبرق دلارهای ادنوکلیگ شد و راهی شبابالاهلی امارات گشت؛ تصمیمی که شاید نخستین گام در مسیر افول او بود.
از لیست سیاه «سوسا» تا بلاتکلیفی در الوحده
در امارات، اوضاع مطابق میل غندیپور پیش نرفت. عملکرد ضعیف او در شبابالاهلی باعث شد خیلی زود در لیست سیاه «پائولو سوسا» قرار بگیرد. اگرچه انتقال قرضی به الوحده و ثبت ۵ گل در ۱۶ بازی، آمار قابلقبولی برای یک بازیکن جوان به شمار میرفت، اما زمزمهها حاکی از آن است که مسئولان الوحده نیز تمایلی به حفظ این مهاجم ۲۰ ساله ندارند و بازگشت به شبابالاهلی، آیندهای مبهم را برای او رقم زده است.
متخصص حاشیه در تیم ملی؛ لجبازی با قلعهنویی و عبدی
حاشیههای غندیپور تنها به دنیای باشگاهی محدود نمیشود. چالشهای بیپایان او با کادرفنی تیمهای ملی، او را از یک ستاره در حال ظهور به یک بازیکن پردردسر تبدیل کرده است. از درگیری با امید روانخواه در تیم امید که منجر به غیبتش در جام ملتهای زیر ۲۳ سال شد، تا موضعگیری تند و کنایهآمیز علیه امیر قلعهنویی پس از عدم دعوت به جام جهانی ۲۰۲۶؛ رفتارهایی که غندیپور را به تیتر یک اخبار زرد فوتبال ایران تبدیل کرده است.
ناگویا در خطر؛ آیا پدیده دیروز، غایب بزرگ فرداست؟
در حالی که «حسین عبدی» به عنوان کسی که غندیپور را کشف کرده، هدایت تیم امید را بر عهده گرفته است، انتظار میرفت شرایط برای این مهاجم تغییر کند. اما عبدی در پیامی روشن، شرط بازگشت او را عذرخواهی بابت رفتارهای گذشته عنوان کرده؛ شرطی که غندیپور همچنان از پذیرش آن سر باز میزند. ادامه این لجبازی باعث شده تا حضور او در بازیهای آسیایی ناگویا نیز در هالهای از ابهام قرار گیرد.
فوتبال ایران نگران است؛ بازیکنی که پتانسیل تبدیل شدن به ستاره ملی را داشت، حالا در ۲۰ سالگی با سرعتی باورنکردنی در حال تبدیل شدن به یک «غایب بزرگ» است؛ غیبتی که نه به خاطر ضعف فنی، بلکه به دلیل ضعف در مدیریت رفتار و هیجانات کاذب رقم خورده است.