//
کد خبر: 563648

نبضِ تندِ ثروت در تلاطم سیاست؛ چرا دلار و طلا از تبِ تنش‌های منطقه‌ای نمی‌افتند؟

چرا مداخلات بانک مرکزی دیگر اثرگذار نیست؟ گزارشی تکان‌دهنده از دست‌های پشت‌پرده‌ای که از نوسانات ارز در زمان بحران، ثروت‌های افسانه‌ای به جیب می‌زنند.

در حالی که نگاه‌ها به میزهای خالیِ دیپلماسی دوخته شده، بازارِ سبزه‌میدان واقعی‌ترین روایت از وضعیت کنونی را بازگو می‌کند. قیمت دلار که به «شاخصِ بقا» در معیشت ایرانیان تبدیل شده، در پی بن‌بستِ مذاکرات، طلا را نیز به عنوان پناهگاه امن سرمایه‌ها، به قله‌های جدیدی هدایت کرده است.
 دلار؛ از نرخ برابری تا شاخصِ ترس اجتماعی
دلار در اقتصاد ایران از نقش یک ارز خارجی خارج شده و به یک «متغیر امنیتی» تبدیل شده است. این بار برخلاف دوره‌های قبل، بازار نه بر اساس داده‌های اقتصادی، بلکه بر اساس «پیش‌بینی ریسک جنگ» قیمت‌گذاری می‌کند. هر زمان که تنش‌های بین‌المللی افزایش می‌یابد، تقاضای احتیاطی برای خرید ارز بالا می‌رود که کنترل آن را دشوار کرده است.
 مأمنِ زرد؛ هجوم نقدینگی به سنگرِ طلا
بازار طلا و سکه در خط مقدم نوسانات قرار دارد. افزایش قیمت جهانی طلا از یک سو و جهش نرخ ارز داخلی از سوی دیگر، اهرم دوگانه‌ای را ایجاد کرده که قیمت سکه را به ارقام بی‌سابقه‌ای رسانده است. هجوم نقدینگی به سمت طلا، نه برای سودجویی، بلکه به عنوان یک استراتژی «دفاعی» برای حفظ قدرت خرید انجام می‌شود.
 دومینوی گرانی؛ از چهارراه استانبول تا سفره‌های مردم
تأثیر این نوسانات بر معیشت، بسیار عمیق است. چسبندگی قیمت کالاها به نرخ دلار باعث شده است که حتی پیش از ورود محموله‌های جدید، برچسب قیمت کالا‌های اساسی تغییر کند. این «تورم انتظاری» باعث کوچک‌تر شدن سبد غذایی طبقه متوسط شده و قدرت برنامه‌ریزی مالی را از خانواده‌ها سلب کرده است.
محدودیتِ ابزارهای پولی در برابر شوک‌های سیاسی
دولت تلاش می‌کند با عرضه‌ی ارز در سامانه‌های رسمی مانع از فروپاشی روانی بازار شود، اما ابزارهای پولی در برابر شوک‌های سیاسی کارایی محدودی دارند. تا زمانی که افق روشنی برای کاهش تنش‌های نظامی دیده نشود، تزریق نقدینگی تنها به مثابه مسکنی موقت عمل خواهد کرد و نقدینگی همچنان به سمت بازارهای موازی سرازیر می‌شود.