پروژه آزادی، پروژه شکست/ تنگه هرمز و توهم پیروزی ترامپ
مهدی محمدی: از عملیات زمینی و یورش از مرزهای کردستان و سیستان گرفته تا نفوذ هلیبرن و مهندسی آشوب مسلحانه خیابانی در شب چهارشنبه سوری. تمام این سناریوها با شکست مواجه شد
مهدی محمدی مشاور محمدباقر قالیباف طی یادداشتی با عنوان « پروژه آزادی، پروژه شکست؛ تنگه هرمز و توهم پیروزی ترامپ» نوشت: در میانه نبردی که دشمن آن را به غلط «تمامشده» میپنداشت، ساعات پایانی شامگاه گذشته در تنگه هرمز، برگ زرین دیگری در تاریخ سلحشوری سربازان این سرزمین رقم خورد. آنچه در دل شب گذشت، نه صرفاً یک درگیری دریایی، که فروپاشی یک پروژه راهبردی و نمایش عملی بنبست ماشین نظامی آمریکا بود.
برای فهم دقیق آنچه رخ داد، ابتدا باید یک عقبه استراتژیک را مرور کنیم. مشکل اصلی ترامپ از نیمه دوم جنگ این بود که افکار عمومی جهان، شکست او در دستیابی به اهداف اولیهاش را دیده بود. هدفی که در بیست روز نخست، از براندازی و توقف برنامه موشکی تا از کار انداختن ارتش و سپاه تعریف شده بود، خیلی زود دستنیافتنی تشخیص داده شد. از آن پس، تمام تلاش دشمن معطوف به خلق یک «پیروزی نمایشی» برای شستن ننگ شکست و گشودن پنجرهای برای خروج آبرومندانه یا تغییر فاز جنگ شد.
آنها در این مسیر، سناریوهای متعددی را آزمودند: از عملیات زمینی و یورش از مرزهای کردستان و سیستان گرفته تا نفوذ هلیبرن و مهندسی آشوب مسلحانه خیابانی در شب چهارشنبه سوری. تمام این سناریوها با شکست مواجه شد و هیچکدام «پیروزی قاطع» مورد نظر ترامپ را محقق نساخت. در چنین شرایطی، دشمن آخرین برگ خود را رو کرد: «پروژه آزادی» با هدف بازنمودن نظامی تنگه هرمز و ورود به خلیج فارس.
اما آنچه بامداد امروز رخ داد، دفاع قهرمانانهای بود که باید در حافظه تاریخی ملت ثبت شود. نیروی دریایی سپاه و ارتش، دوشادوش یکدیگر از نیمه شب تا سپیدهدم، در برابر چتر پروازی عظیم و آرایش گسترده شناورهای رزمی آمریکا ایستادگی کردند. نتیجه این نبرد نابرابر، یک فاجعه نظامی سنگین برای آمریکا بود. چهار شناور دشمن از کار افتاد و دو فروند از آنها در صخرههای ساحلی یکی از کشورهای جنوب خلیج فارس پناه گرفتند. پروژه آزادی شکست خورد و تنگه هرمز بسته ماند تا این پیام به وضوح مخابره شود: این آبراهه، با ابزار نظامی قابل گشودن نیست.
حال آن توییت ساعت ۵ صبح ترامپ مبنی بر توقف عملیات و ادعای پیشرفت مذاکرات را باید در این چارچوب تحلیل کرد. کدام عقل سلیمی میپذیرد که نیمه شب در اسلامآباد یا هر پایتخت دیگری، توافقی دیپلماتیک رخ داده باشد؟ این دروغپردازی، صرفاً پوششی بر شکست نظامی سنگین ساعات پیش از آن بود. ترامپ نیاز داشت برای توقف عملیات، توجیهی بتراشد تا بتواند نزد افکار عمومی و پیش از دیدار با پوتین، خود را پیروز جلوه دهد. واقعیت اما چیز دیگری است: ایران هنوز پاسخی به طرح آمریکا نداده و چشماندازی برای مذاکرات متصور نیست، مگر تسلیم که محال است.
اکنون در نقطهای حساس ایستادهایم. ترامپ با سرعت به سمت پرتگاه سقوط سیاسی پیش میرود. هنر ایران مدیریت زمان و تحمیل هزینههای جنگ به اقتصاد جهانی و محیط داخلی آمریکا بوده است. بسته ماندن تنگه هرمز، بهزودی تبعات عمیقتری بر بازارهای جهانی خواهد گذاشت. از همین رو، دشمن که میداند فرصتش رو به پایان است، ممکن است در این روزهای سرنوشتساز به سناریوهای هیستریک و عملیاتهای غافلگیرانه متوسل شود. یکی از این سناریوها، سپردن پرونده جنگ به رژیم اسرائیل است. هشدار ما جدی و قطعی است: اگر رژیم صهیونیستی خطای حمله مجدد به ایران را مرتکب شود، پاسخی فراتر از تمام محاسبات متعارف دریافت خواهد کرد که در تاریخ قوم یهود بیسابقه خواهد بود. ما برای شکستن این چرخه مصمم هستیم.
نکته پایانی، ضرورت شکستن محاصره دریایی علیه ایران است. آنچه دیشب در تنگه هرمز روی داد، گوشهای از قدرت دریایی ایران را نشان داد. تلفیق این قابلیت با قدرت موشکی و پهپادی، به زودی معادله محاصره را به نفع ملت ایران تغییر خواهد داد.