سناریوهای پایان جنگ؛ مطلوبترین گزینهها برای هریک از طرفین چیست؟
با گذشت 15 روز از شروع حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، بسیاری از رسانهها سناریوهای احتمالی پایان جنگ را بررسی میکنند.
اکسیوس ۵ سناریو را برای پایان جنگ برشمرده است. اولین سناریو به گفته این خبرگزاری «آتشبس مذاکره شده و توافق هستهای» است. در روزهای گذشته، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در مصاحبهای با فاکسنیوز از احتمال از سر گرفتن مذاکرات صحبت کرده اما ایران چنین احتمالی را رد کرده است.
سناریوی دوم مدل ونزوئلا برای ایران بود که به نتیجه نرسید. ترامپ در روزهای جنگ بارها از مطلوب بودن مدل ونزوئلا برای ایران سخن گفته بود و مایل بود آن را در ایران هم پیاده کند؛ جایی که ایالات متحده در ژانویه نیکلاس مادورو، رئیس جمهور، این کشور را دستگیر کرد و معاون او، دلسی رودریگز، را روی کار آورد. ترامپ در مورد ایران هم مدعی شده بود که باید در انتخاب رهبر جدید مداخله کند اما به اذعان خودش، انتخاب آیتالله مجتبی خامنهای او را ناامید کرد.
سناریوی سوم از نظر اکسیوس، جنگ داخلی و سقوط نظام است و سناریوی چهارم استفاده از نیروی ویژه زمینی برای نابودی اورانیوم غنیشده انبارشده در ایران. اکسیوس مینویسد که واشنگتن و تلآویو در مورد اعزام نیروهای ویژه به ایران برای دسترسی به ذخایر اورانیوم غنیشده با غنای بالا بحث کردهاند.
در نهایت اکسیوس سناریوی نهایی را اعلام پیروزی از جانب ترامپ و عقبنشینی بدون رسیدن به موفقیت سیاسی در ایران خوانده است.
جنگ به زودی متوقف میشود
به گزارش رویداد۲۴ امیر دبیریمهر، رئیس اندیشکده قلم و کارشناس مسائل سیاسی، با تشریح سازه مفهومی خود برای پایان جنگ میگوید: «این سازه شامل سناریوهای مطلوب طرف مهاجم (آمریکا و اسرائیل) و سناریوهای مطلوب جمهوری اسلامی ایران است و آنچه در روزها و هفتههای آینده رخ خواهد داد، احتمالاً ترکیبی از این سناریوها خواهد بود.»
دبیریمهر روند فعلی را در چند مرحله توضیح میدهد. مرحله نخست «ارزیابی» که حدود ۱۰ روز طول کشید و طی آن طرفین از استراتژیها، تاکتیکها و توان یکدیگر آگاه شدند؛ مرحله دوم «تشدید درگیریها» که اکنون در آن قرار داریم و طرفین تلاش میکنند بر اساس ارزیابیهای انجامشده بر نقاط ضعف حریف متمرکز شوند و از نقاط قوت خویش بهره برند؛ و مرحله سوم «توقف» است.
بهگفته او شواهد پیرامونی نشان میدهد جنگ نمیتواند میانمدت یا درازمدت ادامه یابد و روندی به سوی توقف پیش خواهد گرفت.
سناریوهای مطلوب آمریکا و اسرائیل برای پایان جنگ
این کارشناس مسائل سیاسی به سه سناریوی مطلوب دشمن اشاره کرده و مینویسد که سناریوی اول فروپاشی جمهوری اسلامی است که دور از دسترس است و اکنون احتمال تحقق آن کاهش یافته است.
سناریوی دوم تسلیم ایران در جنگ و درخواست آتشبس مستقیم از تهران که بهزعم او دور از دسترس است و سناریوی سوم تضعیف کامل توان دفاعی نظامی و انتظامی ایران است. بیش از پنج هزار حمله از سوی دشمن برای نیل به این هدف متمرکز بوده است و در صورت موفقیت میتواند زمینهساز سناریوهای فروپاشی یا تسلیم شود، هرچند تاکنون تحقق کامل این هدف رخ نداده است.
دبیریمهر سناریوی چهارم را «تضعیف بنیادین زیرساختهای کشور و آسیبزدن به مناطق مسکونی» میداند و میگوید از زمانی که انبارهای نفت و بنزین در تهران هدف قرار گرفتند، این سناریو در حال اجراست و قابلیت عملیاتی بیشتری نسبت به برخی سناریوهای دیگر دارد. وی این روند را نگرانکننده خوانده و یادآور میشود: «مسئولیت حقوقی و اخلاقی سنگینی متوجه متجاوز است، اما در عرصه بینالملل گاهی «قدرت بیرحم» تعیینکننده میشود.»
سناریویهای مطلوب ایران برای پایان جنگ چیست؟
در بخش مربوط به سناریوهای مطلوب جمهوری اسلامی ایران، دبیریمهر دو مسیر را مطرح میکند. مسیر نخست ادامه مقاومت تا اعلام آتشبس از سوی آمریکا یا اسرائیل است که وی آن را پیروزی ملی و نمادی از موفقیت مقاومت میداند و معتقد است میتواند بازدارندگی میانمدت ایجاد کند. مسیر دوم نیز درخواست آتشبس از طریق میانجی که بهزعم او احتمال تحقق آن بیشتر است تا تسلیم مستقیم تهران.
رئیس اندیشکده قلم میگوید: «نشانههایی از تلاش برای میانجیگری وجود دارد و نقش روسیه و چین، با داشتن حق وتو در شورای امنیت و وزن بالاتر در نظام بینالملل، در تسهیل راه حل آتشبس قابل توجه است.
آمریکا بازیگر سناریوهای اسرائیل است
دبیریمهر همچنین به تفاوت اولویتها و رویکردهای اسرائیل و آمریکا اشاره میکند و معتقد است این جنگ «کارگردانی» و «بازیگری» مشخص دارد؛ به این معنا که اسرائیل نقش کارگردان و آمریکا نقش بازیگر را ایفا میکند و آمریکاییها احساس میکنند هزینههای این درگیری تا حدی بر دوش آنان افتاده است. او میگوید گرچه میان واشنگتن و تلآویو تفاوتهایی هست، در مجموع این رخداد را میتوان جنگ آمریکایی–اسرائیلی علیه جمهوری اسلامی ایران دانست.
این کارشناس سیاسی توضیح میدهد که منطق این سناریوها اینگونه است که موارد مطلوب طرفین احتمال عملی شدن کمتری دارد و احتمال سناریوهای نامطلوب برای آمریکا، اسرائیل و ایران بیشتر است؛ یعنی جنگی که به سود هیچکدام از طرفهای درگیری نیست.
دبیریمهر پیشبینی کرده آنچه رخ خواهد داد میتواند ترکیبی از این سناریوها باشد و درنهایت میگوید: «پبشبینی من این است هیچکدام به سناریوی مطلوب خود دست نخواهند یافت و احتمال بروز سناریوهای نامطلوب برای هر دو طرف بیشتر است.»