//
کد خبر: 558730

بهترین فیلم‌های وسترن ۵ سال اخیر

اگرچه ژانر وسترن دیگر به اندازه گذشته محبوب نیست، اما همچنان به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین و مهم‌ترین ژانرهای تاریخ سینما به‌شدت تحسین می‌شود.

 این ژانر پایه‌های بسیاری از قواعد سینمایی را بنا گذاشت و میراثی خلق کرد که تأثیر آن هنوز هم در بلاک‌باسترهای امروزی دیده می‌شود. با وجود اینکه امروزه وسترن دیگر جایگاه و محبوبیت گذشته را ندارد، همچنان تعداد قابل‌توجهی فیلم وسترن دیدنی و برجسته در دوران معاصر ساخته می‌شود که هم به این ژانر ادای احترام می‌کنند و هم بر جایگاه تاریخی آن می‌افزایند. فیلم وسترن هرگز واقعاً از بین نخواهد رفت؛ و ۱۵ فیلم وسترن ساخته شده از ۲۰۲۰ تاکنون که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهیم کرد، ثابت می‌کنند هنوز هم خون و شور زندگی در غرب وحشی جریان دارد.

۱۵ – Let Him Go (۲۰۲۰)

کوین کاستنر یکی از شناخته‌شده‌ترین و برجسته‌ترین بازیگران ژانر وسترن به‌شمار می‌رود و اگرچه رهایش کن (یا بگذار برود) شاخص‌ترین وسترن او در دهه ۲۰۲۰ نیست، اما فیلمی بسیار دست‌کم‌گرفته‌شده و تأثیرگذار در کارنامه‌ این اسطوره ژانر وسترن محسوب می‌شود. این فیلم توان ذاتی و حضور قدرتمند کاستنر روی پرده را با بازی همواره درخشان دایان لین ترکیب می‌کند تا داستانی پرتنش از خطر و هراس در سرزمینی کاملاً ناآشنا شکل بگیرد.

داستان فیلم درباره زوجی زخم‌خورده با بازی کاستنر و لین است که هنوز از مرگ پسرشان رنج می‌برند. آن‌ها با عزم تازه‌ای برای محافظت از تنها خانواده‌ای که برایشان باقی مانده، مزرعه امن خود در مونتانا را ترک می‌کنند تا نوه خردسالشان را از چنگ یک خانواده خطرناک که به‌دور از جامعه در داکوتا زندگی می‌کنند، نجات دهند. Let Him Go با رازآلودگی و تنش ناشی از این خانواده خطرناک، مخاطب را تا پرده پایانیِ فیلم، درگیر و روی لبه صندلی نیم‌خیز نگه می‌دارد.

۱۴ – Butcher’s Crossing (۲۰۲۲)

گذرگاه قصاب که یکی از آثار کمتر دیده‌شده در کارنامه هنری متنوع نیکلاس کیج است، یک تریلر وسترن به‌شمار می‌آید که مانند نگاهی آشفته و تلخ به جنونِ وسواس و کرختیِ تدریجی، روایت می‌شود. این فیلم داستان ویل اندروز، دانشجوی انصرافی هاروارد با بازی فرد هچینگر را دنبال می‌کند که برای یافتن معنا در زندگی‌اش راهی غرب وحشی می‌شود و به گروهی از شکارچیان بوفالو به رهبری مردی مرموز به نام میلر با بازی کیج می‌پیوندد. این سفر آن‌ها را به مسیری خشن و طاقت‌فرسا در دل طبیعت می‌کشاند که نه‌تنها جانشان، بلکه عقل و روانشان را نیز تهدید می‌کند.

یکی از جنبه‌های دردناک زندگی در قرن نوزدهم که اغلب در وسترن‌های پرزرق‌وبرق نادیده گرفته می‌شود، شرایط سخت زیستی و نیروهای خشن و بی‌رحم طبیعت است. Butcher’s Crossing عمیقاً به رنجی می‌پردازد که طبیعت هم از نظر جسمی و هم روانی بر انسان تحمیل می‌کند و همچنین نشان می‌دهد چگونه خودِ طبیعت می‌تواند انسان‌ها را علیه یکدیگر بشوراند. این فیلم تا حد زیادی با بازی محوری نیکلاس کیج ارتقا پیدا می‌کند؛ نقش‌آفرینی که به‌طور کامل رنج، وسواس و فروپاشی شخصیت او را به تصویر می‌کشد.

۱۳- Outlaw Johnny Black (۲۰۲۳)

جانی بلک یاغی که توسط مایکل جای وایت، خالق فیلم دینامیت سیاه، ساخته شده، یک هجو وسترن با رویکردی مضحک و پوچ‌گرایانه است که تلاش می‌کند همان سبک کمدی کالت و خاص Black Dynamite را در قالب یک داستان وسترن کلاسیک بازآفرینی کند. داستان فیلم درباره جانی بلکِ بدنام است که در مسیر انتقام‌جویی از مردی به نام برت کلیتون، که پدرش را به قتل رسانده، به یک یاغی تبدیل می‌شود. در جریان این ماجراجویی انتقامی، او برای فرار از دست مقامات به یک شهر معدنی کوچک پناه می‌برد، جایی که خود را به‌عنوان کشیش جدید شهر جا زده و ناخواسته درگیر کشمکش این شهر با یک زمین‌دار بی‌رحم می‌شود.

Outlaw Johnny Black سرشار از همان کمدی دیوانه‌وار و ابزوردی است که Black Dynamite را به یک اثر کالت تبدیل کرد و این عناصر را با طنز وسترنی مؤثر ترکیب می‌کند تا به یک کمدی مدرن، خلاقانه و بسیار خنده‌دار برسد. در بهترین لحظاتش، این فیلم به یکی از موفق‌ترین تجربه‌های کمدی سال‌های اخیر تبدیل می‌شود، به‌ویژه برای طرفداران دینامیت سیاه؛ با این حال، مدت‌زمان روایت بیش از دو ساعت و روایت نسبتاً خشک و ناهماهنگ باعث شد آن‌طور که شایسته‌اش بود، دیده نشود.

۱۲- Americana (۲۰۲۵)

آمریکانا یک نئو-وسترن نادیده گرفته شده از دوران معاصر است که با تکیه بر یک گروه بازیگران مکمل گسترده، داستانی جنایی و سرگرم‌کننده را روایت می‌کند؛ داستانی که به‌خوبی از قواعد و زیبایی‌های ژانر وسترن بهره می‌برد. ماجرا زمانی آغاز می‌شود که یک پیراهن نادر از قوم لاکوتا وارد بازار سیاه یک شهر کوچک در داکوتای جنوبی می‌شود و موجی از آشوب و خشونت را میان ساکنان شهر به راه می‌اندازد. با تلاش افراد مختلف برای به‌دست آوردن این لباس ارزشمند، اوضاع به‌سرعت از کنترل خارج می‌شود.

بزرگ‌ترین نقطه قوت Americana بازیگران مکمل آن هستند؛ هر شخصیت لایه‌ای تازه از آشوب و جذابیت به روایت اضافه می‌کند. با این حال، در میان این گروه، دو چهره برجسته سیدنی سوئینی و پل والتر هاوزر هستند که با حضور پررنگ و کاریزماتیک خود، هر صحنه‌ای را که در آن حضور دارند، به سطحی بالاتر می‌برند.

۱۱- News of the World (۲۰۲۰)

اخبار جهان که به‌طور جالبی تنها فیلم وسترنی است که تام هنکس در آن حضور داشته، به‌خوبی از کاریزمای ذاتی این بازیگر برای روایت داستانی درباره همدلی ملی و تقویت پیوندهای اجتماعی بهره می‌برد. هنکس در این فیلم در نقش سروان جفرسون کایل کید ظاهر می‌شود؛ مسافری اهل تگزاس که سراسر غرب وحشی را زیر پا می‌گذارد تا اخبار جهان را برای مردم شهرهای کوچک بازگو کند. در جریان این سفر، او با دختری روبه‌رو می‌شود که ربوده شده و تصمیم می‌گیرد او را به خانواده‌اش بازگرداند.

پل گرینگرس، کارگردان فیلم، همان حس تنش و اکشنی را که در مجموعه جیسون بورن و فیلم کاپیتان فیلیپس به نمایش گذاشته بود، به فضای وسترن منتقل می‌کند و روایتی مدرن از این ژانر ارائه می‌دهد. تام هنکس نیز مثل همیشه دوست‌داشتنی و کاریزماتیک است و با بازی محوری خود، هم فیلم را منسجم نگه می‌دارد و هم صحنه‌های اکشن را ارتقا می‌دهد. این فیلم با استقبال گسترده منتقدان و صنعت سینما روبه‌رو شد و حتی چهار نامزدی جایزه اسکار به دست آورد، هرچند در رقابتی نزدیک از نامزدی در بخش بهترین فیلم بازماند.

۱۰ ـ Cry Macho (۲۰۲۱)

صحبت‌کردن از ظرافت‌ها و تأثیر ژانر وسترن بدون اشاره به کلینت ایستوود تقریباً غیرممکن است؛ یکی از پرکارترین و افسانه‌ای‌ترین فیلمسازانی که در ساخت برخی از بهترین وسترن‌های تاریخ سینما نقش داشته است. در واپسین سال‌های فعالیت حرفه‌ای‌اش، فریاد بزن ماچو (یا گریه کن ماچو) به‌عنوان اثری برجسته ظاهر می‌شود؛ فیلمی که می‌تواند آخرین وسترنِ ایستوود باشد و روایتی از درون‌نگری و واگذاری مشعل به نسل بعد را به تصویر می‌کشد. داستان فیلم، ایستوود را در نقش یک ستاره سابق عرصه حرکات نمایشی با اسب و پرورش‌دهنده‌ای کهنسال نشان می‌دهد که به درخواست رئیس سابقش، مأمور می‌شود پسر او را از مکزیک به خانه بازگرداند؛ مأموریتی که با چالش‌ها و دشواری‌های متعددی همراه است.

برخلاف بسیاری از وسترن‌های پیشین ایستوود که او را مردی خشن، سخت‌گیر و بی‌رحم برای رسیدن به هدف نشان می‌دادند، Cry Macho رویکردی بسیار آرام‌تر، اندوهگین‌تر و درون‌گراتر به شخصیت اصلی دارد. هرچند این فیلم همچنان لحظاتی از تنش و تعلیق را ارائه می‌دهد، اما شخصیت ایستوود در مجموع فردی متین‌تر و مهار‌شده‌تر است؛ همراه با یک بازی ملموس و تأثیرگذار که تفاوتی آشکار با سایر نقش‌های کارنامه هنری این بازیگر مشهور، به ویژه در ژانر وسترن دارد.

۹ ـ The Settlers (۲۰۲۳)

اگرچه وسترن‌های مدرن اغلب با حال‌وهوایی کاملاً آمریکایی شناخته می‌شوند، مهاجران ثابت می‌کند که وسترن‌های غیرانگلیسی‌زبان نیز می‌توانند در سینمای معاصر موفق باشند و روایت‌هایی عمیق و تأثیرگذار ارائه دهند. این فیلم شیلیایی داستان یک زمین‌دار ثروتمند در اوایل قرن بیستم را روایت می‌کند که سه سوارکار را برای تعیین مرزهای املاک وسیعش در شیلی مامور می‌کند. آنچه در ابتدا سفری اداری و به‌ظاهر ساده به نظر می‌رسد، به‌تدریج به کابوسی مرگبار تبدیل می‌شود؛ جایی که سوارکاران درگیر شکار خشونت‌آمیز بومیان این سرزمین می‌شوند.

The Settlers روح و انرژی اغواکننده ژانر وسترن را با هویت شیلیایی خاص خود درمی‌آمیزد و در عین حال، پیام‌هایی معنادار درباره مالکیت زمین و بیرون‌راندن مردم از سرزمین‌هایشان ارائه می‌دهد. نتیجه، تجربه‌ای به‌شدت دست‌کم‌گرفته‌شده و منحصربه‌فرد است که آن را به یکی از خاص‌ترین وسترن‌های دهه اخیر تبدیل می‌کند؛ فیلمی متفاوت از هر وسترن دیگری، چه از نظر مقیاس و چه از نظر رویکرد سینمایی.

۸ ـ The World to Come (۲۰۲۰)

ژانر عاشقانه و وسترن در نگاه اول دو ژانر متضاد به نظر می‌رسند، اما ترکیب آن‌ها بارها به خلق داستان‌هایی عمیق و پرشور انجامیده است. یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های سال‌های اخیر، دنیای پیش رو است؛ داستان عشقی ممنوعه که شکل‌گیری آن را در انزوای مرزهای آمریکا در سال ۱۸۵۶ دنبال می‌کند. این فیلم در ادامه سنت وسترن‌های عاشقانه، از فضا و جذابیت‌های قرن نوزدهم آمریکا برای روایت عشقی سوزان و پنهان بهره می‌برد.

The World to Come فراتر از یک عشق ممنوعه در دل سرحدات غرب وحشی حرکت کرده و به‌طور عمیق به انزوا و سبکی از زندگی‌ می‌پردازد که بستر شکل‌گیری چنین عشقی را فراهم می‌سازد. بررسی ظریف و هنرمندانه میل و خواسته‌های شخصیت‌هایی اصلی، در کنار افزایش تدریجی تنش و خطر، فیلم را به تجربه‌ای درخشان تبدیل می‌کند. این اثر با وجود تحسین گسترده منتقدان، در میان موج فیلم‌های منتشرشده در دوران همه‌گیری کرونا کمتر دیده شد و آن‌گونه که شایسته‌اش بود، مورد توجه قرار نگرفت.

۷ ـ Old Henry (۲۰۲۱)

هنری پیر با الهام از وسترن‌های خشن و واقع‌گرای نسل‌های پیشین، بازگشتی درخشان به ریشه‌های این ژانر است و روایت کلاسیک وسترن را با هیجان و ریتم یک فیلم اکشن مدرن پیوند می‌زند. تیم بلیک نلسون در نقش هنری، کشاورزی بیوه، ظاهر می‌شود که پس از پناه‌دادن به مردی زخمی و مرموز با کیسه‌ای پر از پول، ناخواسته در شبکه‌ای آشفته از فریب و جنایت گرفتار می‌شود. زمانی که گروهی مدعی قانون برای تصاحب این پول از راه می‌رسند، هنری برای حفاظت از خانواده‌اش مهارت پنهان خود در تیراندازی را آشکار می‌کند.

اگرچه بخشی از فیلم از الگوی آشنای «کهنه‌سربازی که برای دفاع از عزیزانش دوباره به میدان بازمی‌گردد» بهره می‌برد، اما هسته‌ موضوعی و انرژی آن به وسترن‌های کلاسیک نزدیک است. با رویکردی خوش‌ریتم و چشم‌نواز در صحنه‌های اکشن، Old Henry یکی از رضایت‌بخش‌ترین و سرگرم‌کننده‌ترین وسترن‌های اکشن سال‌های اخیر به شمار می‌آید.

۶ ـ Eddington (۲۰۲۵)

ادینگتون اگرچه از نظر ظاهری فاصله زیادی با وسترن‌های سنتی دارد، اما به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین نئو-وسترن‌های معاصر شناخته می‌شود؛ فیلمی که با استفاده از موتیف‌ها و زبان وسترن، روایتی از جنون مهارنشده زمانه را به تصویر می‌کشد. داستان این فیلم وسترن در مه ۲۰۲۰ می‌گذرد و تقابل پرتنش میان کلانتر یک شهر کوچک (واکین فینیکس) و شهردار آن (پدرو پاسکال) را دنبال می‌کند؛ نزاعی که به یک درگیری آتشین تبدیل می‌شود و کل شهر را در آستانه فروپاشی قرار می‌دهد.

همچون دیگر آثار آری استر، Eddington بر خلق تجربه‌ای تفرقه‌برانگیز و پیچیده تکیه دارد که از خصومت و خشونت شخصیت‌ها نیرو می‌گیرد. هجو دیوانگیِ زندگی روزمره دوران شیوع کرونا، مدام سطح تنش، خشم و آشوب را بالاتر می‌برد. این فیلم شاید برای دوست‌داران وسترن‌های سنتی جذاب نباشد، اما کمتر نئو-وسترنی تا این اندازه دقیق، جنون و آشفتگی زمانه معاصر را بازتاب داده است.

۵ ـ Horizon: An American Saga – Chapter 1 (۲۰۲۴)

کوین کاستنر بارها جایگاه خود را به‌عنوان یکی از نام‌های افسانه‌ای ژانر وسترن تثبیت کرده است؛ جایگاهی که تا حد زیادی مدیون با گرگ‌ها می‌رقصد، فیلم وسترن برنده اسکار بهترین فیلم، است. افق: یک حماسه آمریکایی تلاشی عظیم و پرهزینه از جانب کاستنر برای احیای وسترنِ بلاک‌باستری برای مخاطبان امروز به شمار می‌آیذ؛ پروژه‌ای جاه‌طلبانه که قرار است در قالب چهار فیلم بلند روایت شود. تاکنون تنها فصل نخست این فرانچایز منتشر شده و زمان اکران فصل دوم همچنان نامشخص است.

این فیلم نه‌تنها نامه‌ای عاشقانه به ژانر وسترن، بلکه ادای دینی به کل فرهنگ آمریکا در قرن نوزدهم است و سختی‌ها و سنگینی تاریخ را با دقت بازآفرینی می‌کند. هرچند فروش نه‌چندان درخشان گیشه، سرنوشت فصل‌های بعدی را در هاله‌ای از ابهام قرار داده، اما کاستنر بی‌تردید فیلم‌سازی توانا و اثرگذار است و توانایی‌هایش در فصل نخست به‌خوبی نمایان می‌شود. حتی اگر ادامه‌ای در کار نباشد، همین فصل آغازین نیز به‌تنهایی اثری خوش‌ساخت و تماشایی است.

۴ ـ The Dead Don’t Hurt (۲۰۲۳)

ویگو مورتنسن معمولاً با ژانر وسترن شناخته نمی‌شود و بیشتر به‌خاطر نقش‌هایش در فیلم‌های فانتزی و درام شهرت دارد. با این حال، این موضوع مانع از آن نشد که او با مرده‌ها صدمه نمی‌بینند (یا مرده‌ها درد نمی‌کشند) یک درام وسترن قابل‌توجه را هم نویسندگی و هم کارگردانی کند؛ فیلمی که به‌طور بنیادین کلیشه‌ها و قواعد تصویری ژانر وسترن کلاسیک را بازنویسی و دگرگون می‌کند.

در اینجا، مورتنسن در نقش هولگر اولسن، مهاجری دانمارکی، ظاهر می‌شود که همراه با زنی فرانسوی‌ـکانادایی به نام ویوین لوکلودی (با بازی ویکی کریپس) سفری را در دل سرزمین‌های غرب وحشی آغاز می‌کند. این دو به‌سرعت عاشق یکدیگر می‌شوند و زندگی تازه‌ای را در شهری کوچک در نوادا بنا می‌کنند. اما با رفتن هولگر برای جنگیدن در صفوف اتحادیه در جریان جنگ داخلی آمریکا، خانواده و معیشت آن‌ها با تهدیدی جدی روبه‌رو می‌شود؛ به ویژه زمانی که شهردار فاسد شهر قدرت خود را بر ویوین تحمیل می‌کند. فیلم بی‌پروا به سراغ تاریک‌ترین و آزاردهنده‌ترین واقعیت‌های قرن نوزدهم می‌رود و تصویری سرد و بی‌رحم از حقیقت‌های دردناک آن دوران ارائه می‌دهد.

۳ ـ The Harder They Fall (۲۰۲۱)

هرچه قوی‌تر، سخت‌تر زمین‌ می‌خوری (یا آن‌ها سخت‌تر سقوط می‌کنند) یک وسترن اکشن پرزرق‌وبرق و پرانرژی با گروهی از بازیگران مطرح است که از نظر سرگرم‌کنندگی، یکی از شاخص‌ترین وسترن‌های دهه اخیر محسوب می‌شود. داستان فیلم درباره یک یاغی به نام نَت لاو (جاناتان میجرز) است که با گروهی از تبهکاران خطرناک متحد می‌شود تا یک جنایتکار بی‌رحم به نام روفوس باک (ادریس البا) را نابود کند. این رویارویی از سال‌ها پیش شکل گرفته؛ چرا که روفوس در کودکی نَت، والدین او را به قتل رسانده و زخمی ماندگار بر پیشانی‌اش باقی گذاشته است.

این فیلم بیش از هر وسترن مدرن دیگری، تکامل‌های سبک اکشن معاصر را با صحنه‌پردازی‌ها و جذابیت‌های کلاسیک وسترن ترکیب می‌کند و به نتیجه‌ای درخشان می‌رسد. در حالی که بسیاری از آثار جدید در انتقال شکوه غرب وحشی به مخاطب امروز ناکام مانده‌اند، The Harder They Fall از همان بستر تاریخی برای برجسته‌کردن هویت پررنگ و جسورانه خود در هر سکانس اکشن بهره می‌برد. بازی‌های درخشان گروه بازیگران، به‌ویژه نقش‌آفرینی تأثیرگذار لاکیت استنفیلد، از نقاط قوت اصلی این فیلم است.

۲ ـ The Power of the Dog (۲۰۲۱)

قدرت سگ فراتر از یک وسترن شاخص برای دهه ۲۰۲۰ است و به‌راحتی می‌توان آن را یکی از بهترین فیلم‌های کل دهه اخیر دانست. این وسترن هنری با وسعت دید و اجرای خیره‌کننده‌اش، کشمکشی ویرانگر بر سر قدرت را به تصویر می‌کشد و به مفاهیمی چون مردانگی افراطی و ظواهر خشن می‌پردازد؛ مفاهیمی که از آغاز، هویت ژانر وسترن را شکل داده‌اند.

فیلم داستان دامدار مستبدی به نام فیل بربنک (بندیکت کامبربچ) را دنبال می‌کند که تلاش دارد با ارعاب و خشونت، بر همسر جدید برادرش و پسر نوجوان او سلطه داشته باشد. اما در مسیر حفظ قدرت و اقتدار خود، رازها و افشاگری‌های تکان‌دهنده‌ای از گذشته فیل آشکار می‌شود. The Power of the Dog اثری یگانه در ژانر وسترن‌ است؛ فیلمی هنری که جوهره این ژانر را بازتعریف و احیا می‌کند.

۱ ـ Killers of the Flower Moon (۲۰۲۳)

هیچ وسترن دیگری در دهه ۲۰۲۰ به‌اندازه اثر حماسی مدرن مارتین اسکورسیزی، قاتلان ماه کامل (یا قاتلان ماه گل)، بازتاب‌دهنده روح زمانه و چشم‌انداز سینمایی این دوره نیست. این فیلم با واکاوی عمیق دردها و جنایت‌های گسترده علیه مردم بومی اوسیج، یکی از تأمل‌برانگیزترین آثار جنایی سال‌های اخیر را خلق می‌کند. این اثر، آگاهانه در برابر انرژی مردانه و قهرمان‌ساز سنتی وسترن‌ها می‌ایستد و بی‌پرده، ماهیت شرور و نفرت‌انگیز جنایتکاران مرکزی داستان را به نمایش می‌گذارد.

نتیجه، وسترنی درام، نوآورانه و تکان‌دهنده است که نه‌تنها درباره خود ژانر وسترن اظهار نظر می‌کند، بلکه بازتابی از کل کارنامه اسکورسیزی در روایت و اسطوره‌سازی از مجرمان نیز به شمار می‌آید. در این فیلم هیچ قهرمان‌سازی‌ در کار نیست؛ بلکه داستانی زیبا و در عین حال هولناک از رنج یک جامعه و عشقی ناعادلانه روایت می‌شود که می‌کوشد با وجود همه زخم‌ها دوام بیاورد.