//
کد خبر: 555996

سکوت نتانیاهو درباره مذاکرات هسته ای نشانه چیست؟

در همین حال، با ادامه تقویت نظامی آمریکا در منطقه و گمانه‌زنی‌های مداوم درباره حمله قریب‌الوقوع، اسرائیلی‌ها در وضعیت اضطراب به سر می‌برند. برای نسل‌های قدیمی‌تر، این فضا یادآور ماه‌های پیش از جنگ ۱۹۶۷ است، زمانی که دولت در حال بررسی حمله پیش‌دستانه علیه مصر و سوریه بود. آن انتظار پرتنش زمانی پایان یافت که نخست‌وزیر لوی اشکول دستور حمله را صادر کرد و معادلات تغییر یافت. اکنون، نزدیک به ۶۰ سال بعد، نتانیاهو منتظر است ترامپ دستور را صادر کند و به اضطراب و گمانه‌زنی‌ها پایان دهد.

در حالی که واشنگتن از احتمال پذیرش غنی‌سازی محدود سخن می‌گوید، گزینه‌های نظامی همچنان روی میز است و نتانیاهو بر طبل حمله می‌کوبد.

هم‌زمان با طرح احتمال پذیرش غنی‌سازی نمادین از سوی دولت ترامپ، فضای دیپلماسی و تهدید به‌طور هم‌زمان بر پرونده هسته‌ای ایران سایه انداخته است. واشنگتن از یک‌سو اعلام کرده در انتظار پیشنهاد بسیار مفصل تهران است و از سوی دیگر گزینه‌های دیگر را بررسی می‌کند؛ در این میان، سیاست‌های اسرائیل معادله‌‌ی منطقه را پیچیده‌تر کرده است.

به نوشته بن کاسپیت، تحلیل‌گر المانیتور، مقام‌های نظامی اسرائیل به نتانیاهو هشدار داده‌اند که از کارزار علنی برای تشویق آمریکا به حمله به ایران احتمالا با مشارکت اسرائیل خودداری کند. به گفته آنان، چنین موضعی نه‌تنها خطر حملات تلافی‌جویانه علیه اسرائیل را افزایش می‌دهد، بلکه این رژیم را در جایگاه بازیگری قرار می‌دهد که ایالات متحده را به سوی جنگی بی‌معنا سوق داده است. برای بسیاری از ناظران، حمایت آشکار نتانیاهو از حمله آمریکا یادآور رویدادهای منتهی به تهاجم سال ۲۰۰۳ به عراق است. نتانیاهو که در انتخابات سال ۲۰۰۰ شکست خورده بود و در آن زمان خارج از قدرت اما همچنان چهره‌ای برجسته در حوزه امنیتی اسرائیل به شمار می‌رفت، در سپتامبر ۲۰۰۲ به واشنگتن رفت و در مقام یک شهروند نگران کوشید قانون‌گذاران آمریکایی را متقاعد کند که حمله به عراق برای سرنگونی صدام حسین ضروری است.

 

کنگره مجوز حمله‌ای را صادر کرد که در مارس ۲۰۰۳ آغاز شد و به سرعت صدام حسین را سرنگون کرد، اما در بلندمدت نیروهای آمریکایی را درگیر جنگی خونین ساخت و دوره‌ای طولانی از بی‌ثباتی را در عراق رقم زد. جنگ عراق نه‌تنها مقاومت را مهار نکرد، بلکه نتیجه‌ای معکوس داشت: بازدارندگی متقابل دیرینه میان ایران و عراق را برهم زد و نفوذ تهران را در منطقه و فراتر از آن گسترش داد. تلاش اسرائیل برای سپردن رهبری کارزار علیه صدام حسین به آمریکا بازتاب یک اصل بنیادین است: هر اقدام بزرگ برای مهار نیروهای مخالف منطقه‌ای باید به رهبری ایالات متحده و متحدان غربی آن انجام شود، نه توسط خود اسرائیل.

ترامپ در جایگاه هدایت‌کننده

ترامپ، بدون مراجعه به کنگره رهبری اقدامات علیه ایران را بر عهده گرفته است. اسرائیل برخلاف سیاست دیرینه خود، اکنون اصرار دارد در خط مقدم قرار گیرد. مقام‌های نظامی به نتانیاهو درباره این رویکرد هشدار داده‌اند و دو دلیل آورده‌اند: نخست، خطر تبدیل حمله به ایران به جنگی طولانی و پیچیده با حملات متقابل ایران به خاک اسرائیل؛ دوم، متهم شدن اسرائیل به کشاندن آمریکا به جنگی غیرضروری.

 

نتانیاهو این توصیه‌ها را نادیده گرفته و در عوض خواهان مشارکت در هر اقدامی است که به حمله تهران بینجامد؛  یک منبع ارشد امنیتی اسرائیل که نخواست نامش فاش شود، درباره احتمال حمله آمریکا به المانیتور گفت: «چنین اقدامی کل منطقه را در سطحی که در صد سال گذشته دیده نشده، تحت تأثیر قرار خواهد داد. به گونه ای که نظم خاورمیانه را از نو بنا می کند».

نگرانی‌ها درباره رویکرد ترامپ

با توجه به پیامدهای بالقوه تغییر‌دهنده منطقه‌ای یک حمله آمریکا، سخنرانی ترامپ در روز پنجشنبه در نشست «هیأت صلح» تازه‌تأسیس او برخی مقام‌های ارشد دیپلماتیک اسرائیل را نگران کرده است. یک مقام ارشد دیپلماتیک اسرائیلی که نخواست نامش فاش شود به المانیتور گفت: «رئیس‌جمهور اصلاً درباره موشک‌های بالستیک صحبت نکرد. این مسئله پرسش‌هایی ایجاد می‌کند درباره اینکه آیا او تصمیم گرفته فقط پروژه هسته‌ای را هدف قرار دهد و به دنبال توافقی سریع با ایران است، یا اینکه همه این‌ها صرفاً مانوری برای گرفتن امتیاز از ایران در مذاکرات است».

 

نمایندگان آمریکا و ایران سه‌شنبه گذشته در ژنو دور دوم مذاکرات را برگزار کردند، پس از آنکه دور نخست در ۶ فوریه در عمان برگزار شده بود. دو طرف اعلام کردند پیشرفت‌هایی حاصل شده، اما شکاف‌های مهم همچنان باقی است. مقام‌های ارشد دیپلماتیک اسرائیل همچنین درباره اظهارنظر ترامپ در روز پنجشنبه که گفته بود جهان ظرف ۱۰ روز خواهد دانست «چه اتفاقی در حال رخ دادن است» دچار تردید شده‌اند. آیا این سخن به معنای خرید زمان بیشتر برای مذاکرات است، یا فریبی مشابه آنچه کاخ سفید در ژوئن سال گذشته به کار برد تا پیش از حمله اسرائیل، ایران را در وضعیت غافلگیری نگه دارد؟

سرنوشت سیاسی نتانیاهو

در همین حال، با ادامه تقویت نظامی آمریکا در منطقه و گمانه‌زنی‌های مداوم درباره حمله قریب‌الوقوع، اسرائیلی‌ها در وضعیت اضطراب به سر می‌برند. برای نسل‌های قدیمی‌تر، این فضا یادآور ماه‌های پیش از جنگ ۱۹۶۷ است، زمانی که دولت در حال بررسی حمله پیش‌دستانه علیه مصر و سوریه بود. آن انتظار پرتنش زمانی پایان یافت که نخست‌وزیر لوی اشکول دستور حمله را صادر کرد و معادلات تغییر یافت. اکنون، نزدیک به ۶۰ سال بعد، نتانیاهو منتظر است ترامپ دستور را صادر کند و به اضطراب و گمانه‌زنی‌ها پایان دهد.

محاسبات نتانیاهو تنها از منظر امنیتی نیست، بلکه نگرانی‌های شخصی نیز در آن دخیل است. آینده سیاسی او پس از حمله حماس در سال ۲۰۲۳ و این احساس در اسرائیل که کابینه مسئول شکست‌های سیاسی و نظامی منجر به آن حمله بوده، متزلزل شده است. حمله آمریکا می‌تواند شانس بقای سیاسی او را در انتخابات برنامه‌ریزی‌شده برای اواخر امسال به‌طور چشمگیری افزایش دهد. بر اساس نظرسنجی منتشرشده در روز جمعه از سوی معاریو، حزب لیکود در صورت برگزاری انتخابات امروز ۲۶ کرسی کنست را به دست می‌آورد، در حالی که در ژانویه ۲۵ کرسی داشت.