//
کد خبر: 555055

زلزله استراتژیک در خاورمیانه؛ آیا تهران از نزاع بن سلمان و بن زاید سود می‌برد؟

رقابت عربستان سعودی و امارات متحده عربی، تلاش‌های اسرائیل برای مقابله با ایران و فرآیند عادی‌سازی روابط را پیچیده می‌کند.

رقابت فزاینده میان عربستان و امارات نه تنها به پیچیدگی‌های دیپلماتیک در منطقه خاورمیانه افزوده، بلکه به نظر می‌رسد در شرایط کنونی منافع استراتژیک اسرائیل را نیز تهدید می‌کند. در حالی که شکاف میان این دو کشور در حال گسترش است، اسرائیل نگران است که این رقابت به سمت تغییر در سیاست‌های منطقه‌ای عربستان و گرایش بیش‌تر آن به سوی کشورهایی با گرایشات سیاسی اسلام‌گراییانه، مانند ترکیه و قطر، پیش برود. این تغییرات، به ویژه در زمینه مواجهه با جمهوری اسلامی ایران و فرآیندهای عادی‌سازی روابط، می‌تواند قدرت منطقه‌ای اسرائیل را در ترویج ابتکارات مشترک با ریاض و ابوظبی تضعیف و دست تهران را برای نفوذ بیشتر در منطقه باز کند.

چرخش استراتژیک منطقه

به نوشته المانیتور ، اسرائیل از افزایش رقابت بین امارات و عربستان می‌ترسد، چرا که گمان می‌کند این امر ممکن است ریاض را بیشتر به سمت کشورهایی با سیاست‌های اسلام‌گرایانه سوق دهد. کارشناسان اسرائیلی به المانیتور گفته‌اند که افزایش شکاف میان امارات و عربستان سعودی به ضرر اسرائیل خواهد بود. این تغییر استراتژیک می‌تواند توانایی بازیگران خارجی، را برای اتکا به رهبری هماهنگ سعودی-اماراتی که به عنوان ستون فقرات ابتکارات منطقه‌ای در نظر گرفته می‌شود، کاهش دهد. زیرا بسیاری از ابتکارات منطقه‌ای از نگاه تل‌آویو -از عادی‌سازی روابط و بازسازی گرفته تا مسئله ایران- به حمایت مشترک سعودی و امارات وابسته بوده است. این شکاف، توانایی اسرائیل برای جلب حمایت ریاض و ابوظبی پیچیده می‌کند، حتی اگر روابط دوجانبه با هر یک از این کشورها همچنان برقرار باشد.

 

 رقابت میان عربستان سعودی و امارات، سبب افزایش تنش و همزمان تلاش برای میانجی‌گری میان این دو کشور شده است.

رقابت‌های سال‌های گذشته میان عربستان و امارات بر سر نفوذ منطقه‌ای و ژئوپولتیکی گسترده‌تر، طی شش ماه گذشته به میدان‌های دیپلماتیک مختلفی تبدیل شده است که از جمله می‌توان به یمن، سودان و سومالی اشاره کرد. تنش‌های فزاینده بین این دو کشور می‌تواند به سایر مسائل منطقه‌ای مانند غزه و سوریه سرایت کند و همچنین ممکن است بر گسترش توافقات ابراهیم 2020 تأثیر بگذارد. این شکاف باعث می‌شود که اسرائیل نتواند جبهه‌ای متحد در برابر ایران تشکیل دهد. هنگامی که ریاض و ابوظبی در رقابت هستند، ابتکارات دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی مشترک در برابر تهران کندتر و مشروط‌تر می‌شود، و این امر به ایران اجازه می‌دهد تا ریاض و ابوظبی را علیه یکدیگر بازی دهد.

این شکاف آشکار همچنین به ایران و گروه‌های متحد منطقه‌ای‌اش این پیام را می‌دهد که محور ضدایران ضعیف‌تر و حواسش به این مسائل پرت است و فشارهای وارده بر آن‌ها به دلیل هماهنگی میان اسرائیل و ایالات متحده کاهش می‌یابد. این شکاف همچنین به حوثی‌های یمن قدرت می‌دهد و به تهران فرصت می‌دهد تا روابط خود را با ریاض بهبود بخشد.

تغییرات استراتژیک در منطقه

در 30 دسامبر، عربستان سعودی شهر بندری المکلا در یمن را بمباران کرد و اعلام کرد که محموله‌ای از سلاح‌ها برای گروه جدایی‌طلب شورای انتقالی جنوبی (STC) از امارات متحده عربی وارد شده بود. پس از درخواست‌های عربستان، امارات نیز آخرین نیروهای خود را از یمن خارج کرد. در سودان، در 22 ژانویه، عربستان سعودی و ایالات متحده طرح آتش‌بس جدیدی را به ارتش سودانی ارائه دادند. این ابتکار مشترک، امارات را که در دو سال گذشته نقش فعالی در تلاش‌های چندملیتی برای رسیدن به آتش‌بس داشت، کنار گذاشت. در آوریل 2024، امارات در کنفرانس اهداکنندگان پاریس 100 میلیون دلار برای کمک‌های بشردوستانه و برنامه‌های حمایتی به سودان اختصاص داد که این امر نشان‌دهنده دخالت دیپلماتیک و مالی قبلی آن‌ها است و حذف امارات از ابتکار آتش‌بس، نکته‌ای قابل توجه است.

در سومالی، در 12 ژانویه، تمامی توافقات این کشور با امارات، از جمله قراردادهای همکاری در زمینه بندرها و دفاع، لغو شد. امارات در سومالی به ویژه در منطقه تجزیه‌طلب سومالی‌لند فعال بوده، اما آن را به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت نشناخته است. با این حال، سومالی تصمیم گرفت به دلیل حمایت امارات از سومالی‌لند، از آن‌ها تلافی کند، به ویژه پس از آن که اسرائیل که متحد نزدیک ابوظبی است، رسماً سومالی‌لند را به رسمیت شناخت.

رو به سوی محور اسلام‌گرا

به گفته موران زاگا، تحلیل گر مسائل منطقه‌ای: «در طول دو دهه گذشته، امارات سیاست خارجی فعال و جسورانه‌ای را اتخاذ کرده است، از جمله امضای توافق‌نامه ابراهیم با میانجیگری آمریکا با اسرائیل. این رویکرد فعال نه تنها در منطقه، بلکه در سراسر آفریقا نیز اجرا می‌شود.» به گفته زاگا، در مقابل، عربستان سعودی که به طور سنتی یک بازیگر با دیپلماسی سطح بالا است تنها در ماه‌های اخیر در میدان عمل فعال‌تر شده که این تغییر استراتژیک و جاه‌طلبی‌های رقابتی برای رهبری ابتکارات منطقه‌ای در قلب درگیری‌های اخیر با اماراتی‌ها قرار دارد.

زاگا تخمین زد که تغییر استراتژیک عربستان و رقابت فزاینده آن با امارات، دلایل اصلی سوق دادن ریاض به تعمیق و گسترش روابط خود با آنکارا و دوحه است. او گفت: «بحران بین دو کشور به این معنی است که عربستان سعودی به طور فزاینده‌ای به سمت کشورهایی مانند ترکیه، قطر یا شورای رهبری ریاست جمهوری در یمن که از سیاست‌های اسلام‌گرایانه  حمایت می‌کنند، روی می‌آورد که شامل حزب مسلمان الاصلاح نیز می‌شود.» در واقع، سفر رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، به ریاض در سوم فوریه، نشانگر نزدیکی روزافزون بین این دو کشور بود.

نگرانی در تل‌آویو

به گفته یک دیپلمات ارشد اسرائیلی: «منافع اسرائیل در این است که عربستان سعودی و امارات با یکدیگر همکاری کنند تا [از نگاه اسرائیلی‌ها] رهبری معتدل‌تر و عمل‌گراتر در منطقه را تقویت کنند و عربستان سعودی اقداماتی انجام دهد که باعث تثبیت وضعیت در منطقه ما شود». وی افزود که رقابت میان این دو کشور ممکن است به این معنا باشد که حتی اگر مرحله دوم طرح ترامپ برای غزه پیش برود و اسرائیل از غزه خارج شود، عربستان برای پیوستن به توافقات ابراهیم تمایلی نداشته باشد.

یائل گوزانسکی، پژوهشگر ارشد و رئیس بخش تحقیقات خلیج در موسسه مطالعات امنیت ملی، توضیح داد که وقتی صحبت از عربستان سعودی می‌شود، اسرائیل عمدتاً نگران سه موضوع است: روابط فزاینده آن با ترکیه و قطر، تمایلات آن برای دخالت در غزه و همچنین نقش آن در سوریه.

به گفته گوزانسکی: «برخی از مفسران اسرائیلی اخیراً استدلال کرده‌اند که اسرائیل باید در بحران بین امارات و عربستان سعودی، یکی از طرفین را انتخاب کند؛ یعنی در کنار ابوظبی بایستد. برای این مفسران، نزدیکی عربستان سعودی با ترکیه و قطر به معنای حمایت مستقیم یا غیرمستقیم از جنبش اخوان المسلمین است». در واقع، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر، در 27 ژانویه در گفتگو با خبرنگاران به احتمال عادی‌سازی روابط اسرائیل و عربستان سعودی اشاره کرد. او خاطرنشان کرد: «ما در حال پیگیری نزدیکی [عربستان سعودی] با قطر و ترکیه هستیم. از کسانی که علاقه‌مند به عادی‌سازی روابط با ما هستند، انتظار داریم که خود را با ایدئولوژی‌ای که به دنبال خلاف صلح است، همسو نکنند».

گوزانسکی تخمین زد که اگرچه اسرائیل ممکن است دلیلی برای نگرانی در مورد روابط رو به رشد بین عربستان سعودی، ترکیه و قطر داشته باشد، اما این نزدیکی نه از نظر ایدئولوژیک، بلکه از نظر اقتصادی و امنیتی هدایت می‌شود. او تأکید کرد که عربستان سعودی از اخوان المسلمین حمایت نمی‌کند؛ بلکه مایل است مشارکت‌ها و اتحادهایی ایجاد کند که در خدمت منافع ریاض باشد، از جمله با کشورهایی که از سیاست‌های اسلام‌گرا حمایت می‌کنند: «ترکیه نقش کلیدی در دستیابی به آتش‌بس بین اسرائیل و حماس ایفا کرده و به دنبال مشارکت در بازسازی نوار غزه است. دعوت ترامپ از رهبران ترکیه و قطر برای عضویت در هیئت صلح غزه نشان می‌دهد که او همچنین به ایفای نقش فعال هر دو کشور در روند بازسازی علاقه‌مند است.» زاگا افزود. از نظر او، تقویت روابط با رهبران ترکیه و قطر می‌تواند به عربستان سعودی کمک کند تا در اجرای مرحله دوم طرح صلح ترامپ مشارکت بیشتری داشته باشد.

رقابت تا ویرانه‌های غزه

دخالت فزاینده عربستان سعودی در غزه، رقابت این کشور با امارات را نشان می‌دهد. در طول جنگ غزه، امارات با تشویق ایالات متحده و اسرائیل - به شدت در تلاش‌های بشردوستانه برای ساکنان غزه مشارکت داشت. به عنوان مثال، در ماه اوت گذشته، آنها خط لوله‌ای را افتتاح کردند که آب شیرین شده را از ایستگاه‌های سیار نصب شده در مصر به منطقه رفح هدایت می‌کرد. دو ماه بعد، سعودی‌ها پروژه‌ای تقریباً مشابه را آغاز کردند و ایستگاه‌های شیرین‌سازی آب را در نوار غزه نصب کردند.

به گفته یک منبع دیپلماتیک اسرائیلی: «اسرائیل ممکن است در اصل با سرمایه‌گذاری سعودی‌ها در غزه و مشارکت در بازسازی آن مخالفتی نداشته باشد.» با این حال، او گفت که اسرائیل دوست ندارد امارات به دلیل رقابت در غزه کنار گذاشته شود و هرگونه دخالت هماهنگ عربستان، ترکیه و قطر در آنجا را رد می‌کند. 

این هماهنگی سه‌جانبه همچنین اسرائیل را در جبهه سوریه نگران می‌کند. ترکیه و قطر در موضع قوی در برابر دولت دمشق قرار دارند. از آنجایی که عربستان سعودی علاقه‌مند به کسب نفوذ در سوریه است، با هر دو کشور در آنجا همکاری می‌کند. در جلسه‌ای در ۳ فوریه در ریاض، اردوغان و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، توافق کردند که کشورهایشان در پروژه‌های ساختمانی در سوریه با هم همکاری کنند. به موازات آن، عربستان سعودی و قطر بدهی ۱۵.۵ میلیون دلاری سوریه به بانک جهانی را پرداخت کردند.

اسرائیل مداخله می‌کند؟

گوزانسکی خاطرنشان کرد که اگر اسرائیل در بحران میان امارات و عربستان دخالت کند، این امر به ضرر آن خواهد بود، چرا که عربستان سعودی ممکن است اینطور استنباط کند که اسرائیل در این درگیری به طرف امارات رفته است، و این امر روابط را به طور فزاینده‌ای پیچیده‌تر می‌کند. 

سومالی در حال بازتنظیم روابط دفاعی و دیپلماتیک خود؛ از امارات به قطر، در میان تنش‌ها و چالش‌های جدایی‌طلبانه شاخ آفریقا

در واقع، روابط بین اسرائیل و عربستان سعودی به دلیل سیاست‌های کابینه نتانیاهو در غزه، کرانه باختری و کوه معبد، از قبل پیچیده شده است. نزدیکی بین اسرائیل و عربستان سعودی که در ماه‌های قبل از حمله حماس در 7 اکتبر 2023 ثبت شده بود، عملاً با جنگ غزه ناپدید شد. گوزانسکی گفت: «با حملات اسرائیل به حوثی‌ها و یمن، به ایران و قطر، اکنون اسرائیل در عربستان سعودی به عنوان قلدر محله به تصویر کشیده می‌شود.»

از نگاه اسرائیل، اگر عربستان سعودی به این نتیجه برسد که اسرائیل در اختلاف خود با امارات، طرف یکی را گرفته است، این امر فقط ریاض را دورتر خواهد کرد. اگر اسرائیل بخواهد در آینده با سعودی‌ها عادی‌سازی روابط کند، مداخله در این نزاع مضر خواهد بود.