پذیرش واقعیت نقطه آغاز تابآوری است
«عبوری آرام از بایدها به میتوانمها» خود یک مسیر روانشناختی،تحولی است؛ مسیری که با تغییرهای ظریف در نحوه دیدن خود و جهان آغاز میشود.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی مدیر و مؤسس خانه تابآوری پذیرش واقعیت نقطه آغاز تابآوری است.
در نقطه شروع این مسیر، «بایدها» قرار دارند؛ الزامهایی درونیشده که اغلب از ترس طرد، مقایسه اجتماعی یا کمالگرایی تغذیه میشوند. بایدها به فرد میگویند چه کسی باید باشد، پیش از آنکه فرصت کشف این را بیابد که واقعاً چه کسی هست.
این مسیر زمانی شکل میگیرد که فرد بهتدریج میان الزام و امکان تمایز قائل میشود. «میتوانمها» از دل پذیرش واقعیت بیرون میآیند؛ از پذیرش توانایی ها، محدودیتها، هیجانات و شرایط موجود. در این نقطه، فشار جای خود را به انتخاب میدهد. فرد به جای جنگیدن با خود، با خود گفتوگو میکند. این گفتوگو، بذر خودآگاهی و خودشفقتی را میکارد.
عبور از بایدها به میتوانمها، ترس از نقص را به کنجکاوی برای رشد تبدیل میکند.
شکست دیگر نشانه ناکافی بودن نیست، که میتواند بخشی از فرایند یادگیری است. همین تغییر معنا، هسته مرکزی و اصل و اساس تابآوری را میسازد. در این معنا فرد تابآور کسی است که واقعیت را میپذیرد و در دل آن، امکانات تازه برای ادامه دادن مییابد.
زندگی معاصر آکنده از بایدهاست.
باید قوی باشیم. باید بینقص عمل کنیم. باید مطابق معیارهای بیرونی پیش برویم.
این «بایدها» اغلب نه از دل تجربه زیسته، بلکه از انتظارات اجتماعی، فرهنگی و حتی درونیشدهای میآیند که فرصت شنیدن صدای واقعی خود را از ما میگیرند. در چنین فضایی، پذیرش واقعیت بهمثابه یک نقطه عطف روانشناختی ظاهر میشود.
پذیرش واقعیت به معنای تسلیم شدن یا انفعال نیست.
پذیرش واقعیت حرکتی آگاهانه از مقاومت فرساینده به سوی فهم، انعطاف و رشد است.
هر قدم در جهت پذیرش واقعیت،تابآوری ما را تقویت میکند. این مسیر، مسیری تدریجی است که ما را از «بایدها» به «میتوانمها»، از «معیارها» به «احساسات» و از «ترس از نقص» به «لذت از رشد» میرساند.
تابآوری، در این معنا، توان زیستن معنادار در دل واقعیتهای گاه دشوار است. پذیرش واقعیت، زیربنای این توان است. بدون پذیرش، هر تلاشی برای قویتر شدن به فشار روانی بیشتری منجر میشود. اما با پذیرش، رشد به امری طبیعی تبدیل میشود.
پذیرش واقعیت چیست و چرا نقطه آغاز تابآوری است؟
پذیرش واقعیت به معنای دیدن زندگی همانگونه است که هست، نه آنگونه که باید باشد. این مفهوم در روانشناسی معاصر جایگاهی ویژه دارد، زیرا نشان میدهد بسیاری از رنجهای روانی از مقاومت در برابر واقعیت ناشی میشوند. وقتی فرد مدام با خود میگوید «نباید اینگونه باشد»، انرژی روانی او صرف جنگی نابرابر با واقعیت میشود. این جنگ، فرساینده است و منابع روانی را تحلیل میبرد.
در مقابل، پذیرش واقعیت به فرد اجازه میدهد انرژی خود را از انکار و سرزنش به سوی سازگاری و اقدام معنادار هدایت کند. اینجاست که تابآوری شکل میگیرد. تابآوری یعنی توان بازسازی و حتی رشد پس از تجربه فشار، ناکامی یا بحران. این توان، بدون پذیرش اولیه وضعیت موجود، امکانپذیر نیست.
پذیرش واقعیت به فرد میآموزد که میان آنچه در کنترل اوست و آنچه خارج از کنترل اوست تمایز قائل شود. این تمایز، پایه احساس کفایت و خودکارآمدی است. فرد تابآور کسی نیست که همهچیز را کنترل میکند، بلکه کسی است که میداند کجا میتواند اثرگذار باشد و کجا باید با واقعیت کنار بیاید.
بسیاری از انسانها زندگی خود را بر اساس معیارها تنظیم میکنند. معیار موفقیت، معیار خوب بودن، معیار کافی بودن. این معیارها اغلب بیرونیاند و ریشه در مقایسه اجتماعی دارند. نتیجه این رویکرد، فاصله گرفتن از تجربه هیجانات اصیل است. فرد یاد میگیرد به جای پرسیدن «چه احساسی دارم؟» بپرسد «آیا مطابق معیار هستم؟».
پذیرش واقعیت، این روند را معکوس میکند. فرد به تدریج یاد میگیرد احساسات خود را معتبر بداند، حتی اگر خوشایند نباشند. غم، خشم، ترس و ناامیدی دیگر دشمن نیستند، بلکه پیامرساناند. این تغییر نگرش، تأثیر مستقیمی بر تابآوری دارد. زیرا فرد تابآور کسی است که میتواند با طیف کامل هیجانات خود بماند، بدون آنکه در آنها غرق شود یا از آنها بگریزد. وقتی احساسات پذیرفته میشوند، تنظیم هیجانی هم به شکل سالمتری رخ میدهد.
عبور از ترس از نقص به لذت از رشد
کمالگرایی یکی از موانع جدی پذیرش واقعیت است. ترس از نقص، فرد را در چرخهای از خودانتقادی و نارضایتی دائمی گرفتار میکند. در این چرخه، هر خطا بهمنزله شکست تلقی میشود و هر ناکامی، نشانه بیارزشی آدمی است. این نگاه، دشمن تابآوری و آن را تضعیف میکند، زیرا فرد را از تجربه و یادگیری بازمیدارد.
پذیرش واقعیت به معنای پذیرش ناکامل بودن انسان است.
این پذیرش، فضایی امن برای رشد فراهم میکند. وقتی فرد میپذیرد که خطا بخشی طبیعی از فرایند یادگیری است، ترس جای خود را به کنجکاوی میدهد. لذت از رشد، جایگزین اضطرابِ کامل بودن میشود.
در این فضا، تابآوری به شکل سیال و پویاتری ظاهر میشود و افراد پس از شکست به مسیر بازمیگردند و همچنین از شکست بهعنوان منبعی برای رشد استفاده میکنند. این همان نقطهای است که تابآوری از سطح بقا فراتر میرود و به سطح شکوفایی میرسد.
مطالعات در روانشناسی مثبت بخوبی نشان داده است یکی از ابعاد عمیق تابآوری، معنویت و معنامندی است. انسانها زمانی تابآورترند که بتوانند برای رنجها و چالشهای خود معنایی بیابند. پذیرش واقعیت، پیششرط این معنامندی است. زیرا تا زمانی که فرد در انکار یا مقاومت باقی بماند، امکان بازنگری و تفسیر تازه از تجربهها فراهم نمیشود.
پذیرش واقعیت به فرد اجازه میدهد داستان زندگی خود را بازنویسی کند. این روایت ساختار مند و مبتنی بر معنا، احساس انسجام روانی را تقویت میکند و یکی از ستونهای اصلی تابآوری محسوب میشود. در این معنا، تابآوری توانایی ادامه دادن زندگی با حس معنا و جهتمندی است. پذیرش واقعیت، قطبنما و راه نشان این مسیر است.
از فشار درونی به خودمهربانی
بسیاری از افراد تصور میکنند پذیرش واقعیت به معنای تقلیل، سهل انگاری یا کاهش استانداردهاست. اما در واقع، پذیرش واقعیت اغلب به افزایش خودمهربانی منجر میشود. خودمهربانی یعنی برخورد انسانی و خالی از قضاوت با خود، بهویژه در زمان شکست یا رنج.
خودمهربانی ارتباط مستقیمی با تابآوری دارد. مطالعات نشان داده است افرادی که با خود مهربانترند، در مواجهه با استرس و بحران، واکنشهای سازگارانهتری نشان میدهند. پذیرش واقعیت، بستر شکلگیری این مهربانی است. زیرا فرد میپذیرد که رنج بخشی از تجربه انسانی است و او در این رنج تنها نیست.
این نگاه، فشار درونی را کاهش میدهد و منابع روانی را آزاد میکند. منابعی که میتوانند صرف حل مسئله، یادگیری و رشد شوند.
پذیرش واقعیت در بستر روابط و جامعه
تابآوری در بستر روابط و زمینههای اجتماعی شکل میگیرد. پذیرش واقعیت، کیفیت روابط را نیز بهبود میبخشد. فردی که واقعیت خود و دیگران را میپذیرد، کمتر دچار زیاده خواهی یا درگیر انتظارات غیرواقعبینانه میشود و ارتباطی مناسب و اصیل برقرار میکند.
این اصالت، حمایت اجتماعی را تقویت میکند. حمایت اجتماعی یکی از قویترین عوامل محافظتکننده در برابر استرس است و نقش مهمی در تابآوری دارد. پذیرش واقعیت، به فرد اجازه میدهد کمک بخواهد، آسیبپذیری خود را نشان دهد و از شبکههای حمایتی بهرهمند شود.
مسیر تابآوری از انکار و فشار نمیگذرد. از پذیرش میگذرد. هر قدم در جهت پذیرش واقعیت، حرکتی است به سوی آزادی روانی، انعطافپذیری هیجانی و رشد معنادار. این مسیر، ما را از بایدهای خشک به میتوانمهای واقعبینانه میرساند. از معیارهای بیرونی به احساسات درونی نزدیک میکند. از ترس از نقص عبور میدهد و لذت رشد را جایگزین میسازد.
تابآوری در این معنا فرایندی است که با پذیرش آغاز میشود و با معنا، خودمهربانی و ارتباط ادامه مییابد. پذیرش واقعیت، نقطهای است که در آن زندگی، با تمام پیچیدگیهایش، قابل زیستن میشود. و در همین زیستن آگاهانه است که تابآوری شکل میگیرد، تقویت میشود و به منبعی پایدار برای مواجهه با آینده تبدیل میگردد.
خاتمه سخن اینکه دکتر محمدرضا مقدسی پیشگام تابآوری ایران است. او با ترجمه و انتشار قریب به ۴۰ عنوان کتاب تخصصی تابآوری، نقش مهمی در بومیسازی دانش علمی این حوزه ایفا کرده است. فعالیتهای او به توسعه ادبیات علمی، ارتقای آگاهی عمومی و تقویت رویکردهای مبتنی بر شواهد در سطح فردی و اجتماعی کمک کرده است.