رفیقکشی بر سر یک دختر
پسر جوانی که در جریان درگیری با دوستش او را به قتل رسانده بود، در دادگاه مدعی شد دعوای مرگبار بر سر یک دختر بوده است.
رسیدگی به این پرونده از اواخر بهار امسال و با گزارش مرگ مشکوک مرد جوانی در یکی از بیمارستانهای جنوب تهران آغاز شد. تیم جنایی با حضور در محل با جسد مرد جوان در حالی که با ضربههای چاقو به قتل رسیده بود، روبهرو شد.
یکی از دوستان مقتول که او را به بیمارستان رسانده بود، در تحقیقات اولیه گفت: امروز سعید سراغم آمد و خواست او را به محل قرار با دوستش سامان برسانم. میگفت سامان پشتسرش حرفهای نامربوطی زده و آبرویش را برده و حالا میخواهد او را ادب کند. وقتی به آنجا رسیدیم، از ماشین پیاده شد و با سامان شروع به صحبت کرد. من هم پشت فرمان نشسته بودم و از آینه آنها را زیر نظر داشتم. ناگهان با هم درگیر شدند که سامان با چاقو سعید را زد و از محل گریخت. من سعید را به بیمارستان رساندم، اما به دلیل شدت خونریزی و جراحات فوت کرد. با شناسایی هویت متهم، مأموران تحقیقات برای دستگیری او را آغاز کردند و توانستند او را دستگیر کنند.
متهم در تحقیقات درباره درگیری مرگبار گفت: من و سعید هشت سال دوست و هم باشگاهی بودیم. او چند وقت قبل ازدواج کرد، اما ارتباطمان ادامه داشت. یک شب در خانه بودم که دختری به من زنگ زد و مدعی شد دوست سعید است و کمک خواست. آدرسش را گرفتم و به آنجا رفتم. دو دختر مست گوشه خیابان بودند که سوارشان کرده و به خانهشان رساندم. یکی از آنها در مسیر از سعید گلایه کرد و گفت ببین دوستت ما را مست رها کرد. به او گفتم اشتباه کردی روی سعید حساب باز کردی. او زن دارد و دست از سرش بردار و اجازه بده به زندگی اش برسد. همین باعث اختلاف من و سعید شد. او ناراحت بود که چرا به آن دختر گفتم زن دارد. روز حادثه با هم قرار گذاشتیم تا درباره این سوءتفاهم حرف بزنیم که درگیر شدیم و ناخواسته باعث مرگ دوستم شدم. من بیماری روحی و روانی دارم و در بیمارستان هم بستری شدهام. آن روز هم بیماریام باعث این درگیری شد.
این در حالی بود که دوست مقتول مدعی شد وقتی سامان سعید را زد، گفت میرود میگوید دیوانه بوده و در زمان قتل در حال خودش نبوده است. پس از تکمیل تحقیقات و تأیید سلامت روان متهم در زمان قتل از سوی پزشکی قانونی، پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد و متهم در شعبه نهم پای میز محاکمه از خود دفاع کرد. در این جلسه اولیای دم برای متهم به قتل درخواست قصاص کردند. سپس سامان در جایگاه ایستاد و گفت: من قصد کشتن دوستم را نداشتم. آن دختر آن شب حرفهای من را ضبط کرده و برای سعید پخش کرده بود. همین باعث دعوای من و سعید شد. من اینکار را کردم تا دست از سر زندگی سعید بردارند. آن روز عصبی شدم و سابقه بیماری روانی دارم. اشتباه کردم، اما در دفاع از خودم مجبور شدم سعید را بزنم. او به سمتم حمله کرد.
پس از دفاعیات متهم به قتل، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.