جشنواره فیلم فجر؛ سینما یا ویترین سیاست در روزهای بحران؟/ آیا جشنواره فیلم فجر باید در هر شرایطی برگزار شود؟
هر سال با نزدیک شدن به دهه فجر، فضای فرهنگی کشور وارد حالتی «نمایشی» میشود؛ جایی که قرار است جشن و هیجان به روی صحنه برود، حتی اگر بیرون از سالنها جامعه درگیر التهاب و خشم و بحران باشد. جشنواره فیلم فجر در تمام این سالها فقط یک رویداد سینمایی نبوده، بلکه در بزنگاههای سیاسی و اجتماعی تبدیل به بخشی از روایت رسمی کشور شده است. روایتی که گاهی بیشتر از آنکه درباره فیلمها باشد، درباره این است که چه چیزی را باید دید و چه چیزی را نباید دید.
از زمانی که سید محمد خاتمی وزیر وقت ارشاد دولت میرحسین موسوی تصمیم گرفت که ایام دهه فجر را تبدیل به یک جشن تمام عیار فرهنگی و هنری کند، مدتها میگذرد. در تمام این دوران جشنوارههای هنری بدون وقفه برگزار شدهاند و هیچ حادثه یا اتفاقی نتوانسته وفقهای در این رویداد فرهنگی و هنری ایجاد کند. اما این جشنواره دورههای بحرانی زیادی را هم پشت سر گذاشته است. دورههایی که جامعه چنان ملتهب بوده که برگزاری جشنواره بیشتر از آن که ماهیت هنری داشته باشد، ماهیتی سیاسی پیدا کرده است.
کارکرد سیاسی جشنواره فیلم فجر هم در دوران التهاب سیاسی-اجتماعی، پیش از هر چیز این بوده که نشان دهد همه چیز آرام است و انگار نه انگار در جامعه اعتراضی به وقوع پیوسته است. از این منظر، جشنواره فیلم فجر تبدیل به یک کارناوال سیاسی شده که مدیران فرهنگی کشور با برگزاری آن ثابت کنند حاکمیت پیروز تمام منازعات با مردم ایران است.
این موضوع زمانی اثبات میشود که بدانیم وزیر ارشاد پس از اعتراضات گسترده امسال دستور اکید داده که جشنوارههای فرهنگی در ایام دهه فجر باشکوه برگزار شود. انگار باز هم جشنواره فیلم فجر قرار است تبدیل به یک جشن باشکوه برای اثبات پیروزی حاکمیت شود.
جشنواره سال ۱۳۸۸؛ متاثر از یک انتخابات پرماجرا
رویداد۲۴ نوشته است که بیست و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر در شرایطی برگزار شد که فضای جامعه متاثر از انتخابات پرماجرای سال ۱۳۸۸ بود. انتخاباتی که محمود احمدینژاد نامزد مورد حمایت اصولگرایان، توانست میرحسین موسوی اصلاحطلب را شکست دهد. پیروزی احمدینژاد باعث شد تا جواد شمقدری به سازمان سینمایی برود، در همان آغاز با دفترچهای در دست با عنوان «سینما اصلاحات» در یک نشست خبری حاضر شود و از انحراف سینما در دولت اصلاحات سخن بگوید.
بیست و هشتمین دوره جشنواره در حالی برگزار شد که پیش از آن زمزمههای تحریم جشنواره به گوش میرسید. زمزمههایی که خود را در قالب هیئت داوران جشنواره فیلم فجر نشان داد. جایی که دبیر وقت جشنواره اعلام کرد تا روز آخر هیئت داوران را معرفی نخواهد کرد؛ مرحوم کیومرث پوراحمد این اتفاق را بیسابقه در تاریخ جشنوارهها نامید. دلیل این امر بیش از هر چیز به این موضوع برمیگشت که اکثر قریب به اتفاق سینماگران مشهور حاضر نشده بودند پیشنهاد دبیر جشنواره برای داوری فیلمها را قبول کنند. چهرههایی مانند عباس کیارستمی، اصغر فرهادی، فرهاد توحیدی، مینو فرشچی و عزتالله انتظامی از قبول داوری جشنواره سرباز زدند که دلیل آن هم کاملاً مشخص بود. این موضوع شکاف بین جامعه سینمایی و مدیران سینمایی وقت را بیش از پیش آشکار کرد.
اما پاتک جواد شمقدری، رفع توقیف از فیلم به رنگ ارغوان ابراهیم حاتمیکیا بود. شمقدری و سجادپور مدیرکل نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی رفع توقیف این فیلم را بالا بردن آستانه تحمل دولت تفسیر کردند تا کنایهای هم به دولت اصلاحات بزنند که به رنگ ارغوان در آن دولت به دستور وزیر اطلاعات وقت علی یونسی توقیف شده بود.
شمقدری و تیمش به رنگ ارغوان را برخلاف آییننامه جشنواره فیلم فجر در بخش مسابقه قرار دادند و جوایز اصلی را هم به آن دادند تا نشان دهند مدیریت فرهنگی در دولت محمود احمدی نژاد بازتر از دوران اصلاحات است. اقدامی که صدای جمال شورجه کارگردان همسو با دولت را هم درآورد. او در مصاحبهای عنوان کرد:
برای اینکه مملکت سالمی داشته باشیم لازم است که نقاط ضعف و آن اشکالات را با اشکال مختلف گوشزد کنیم و اگر این اشکالات آنقدر بزرگ و مهم بود آن وقت است که میتوانیم آن را رسانهای کنیم تا از این راه این مشکلات برطرف شود. پیام به رنگ ارغوان همگرایی مناسبی با عملکرد وزارت اطلاعات ندارد و تصویری که به مخاطب ارائه میدهد در مقایسه با خدمات وزارت اطلاعات جفا است.
جشنواره فیلم فجر زیر سایه سنگین فضای سیاسی برگزار شد. خبری از صفهای طولانی نبود و نشستهای خبری بیرمق برگزار شد تا مشخص شود که انتخابات سال ۱۳۸۸ تاثیرش را بر روی جشنواره فیلم فجر گذاشته است.
جشنواره سال ۱۳۹۸؛ عزای عمومی، اعتراض و تحریم
رویداد۲۴ در ادامه مینویسد؛ یک دهه بعد از سال ۱۳۸۸ و در دولتی کاملاً متضاد با دولت محمود احمدینژاد جشنواره فیلم فجر دچار بحران مشروعیت شد. اعتراضات بیسابقه آبان ۹۸ در کنار ماجرای سرنگونی هواپیمای اوکراینی باعث شد تا جامعه دچار خشم عمومی شود؛ خشمی که جامعه فرهنگ و هنر کشور را هم تحت تاثیر قرار داد و باعث شد سینماگران جشنواره این دوره را تحریم کنند.
جشنواره و مدیران برگزارکننده مراسم هم در واکنش به حوادث شکل گرفته در جامعه برخی مراسم جنبی مانند مراسم افتتاحیه و مراسم فوتوکال را حذف کردند. ابراهیم داروغهزاده، دبیر وقت جشنواره فیلم فجر، دلیل این موضوع را همدردی با خانوادههای داغدار عنوان کرد، اما بسیاری از عکاسان و اهالی رسانه دلیل اصلی حذف این مراسم را حضور کمرنگ هنرمندان عنوان کردند.
اولین سینماگری که اعلام کرد در جشنواره حضور نخواهد داشت، مسعود کیمیایی کارگردان باسابقه سینمای ایران بود. او با انتشار ویدیویی به طور رسمی اعلام کرد:
من امسال فیلمی ساختم به نام خون شد که در جشنواره فجر هست. من هیچ وقت اهل جشنواره نبودم و سمت و سویم همیشه مردم هستند و نگاه میکنم و میبینیم که مردم روزگار سختی را میگذرانند و روزی نیست که خبرهای بد نشنویم. دلم نمیخواهد فیلمم در جشنواره فجر نشان داده بشود به دلیل تسلیتی که به این همه آدم دارم. مردمی که مسافر بودند.
اظهار نظری که باعث سینماگران دیگری مانند پیمان معادی، بابک حمیدیان، هایده صفییاری، پگاه آهنگرانی، مریم بوبانی و عبدالرضا کاهانی هم به صف تحریم کنندگان بپیوندند. گروهی از منتقدان هم جشنواره را تحریم و بر لزوم مسئولیت اخلاقی هنرمندان در قبال جامعه تاکید کردند. اقداماتی که با واکنش شدید اصولگرایان همراه بود. نصرالله پژمانفر نماینده مجلس در واکنش به این تحریم در گفت و گویی اعلام کرد:
هفته آینده طرحی را به مجلس میبریم که در آن طرح برای هنرمندانی که قرار است با مردم نباشند و از فعالیتهای هنری انصراف میدهند، محرومیت از فعالیتهای هنری در جمهوری اسلامی ایجاد شود.
طرحی که البته هیچگاه اجرایی نشد، اما واکنش جالب بعدی را شهاب حسینی نشان داد. او که با دو فیلم نهچندان مهم در جشنواره حضور داشت نشست خبری یکی از فیلمهایش حمله تندی به سینماگران ایرانی که جشنواره را تحریم کردند انجام داد و در اظهارنظری صریح گفت عدم حضور در جشنواره باعث تعمیق شکافها در جامعه میشود. لحن و بیان شهاب حسینی به قدری تند و گزنده بود که برخی حامیان نگاه او هم لحن و بیان حسینی را نادرست دانستند.
جشنواره ۱۴۰۱؛ همه چیز تحت تاثیر تراژدی مهسا
اعتراضات بعدی خیلی زودتر از آن چیزی که تصور میشد اتفاق افتاد. اعتراضات بعد از مرگ مهسا امینی، خیلی زود اهالی فرهنگ و هنر را هم درگیر کرد. هنرمندان بسیاری در حمایت از معترضان واکنش نشان دادند. واکنشهایی که منجر به دستگیری و بازداشت هنرمندان مشهوری مانند ترانه علیدوستی، میترا حجار، کتایون ریاحی، محمود شهریاری، حمید پورآذری و سهیلا گلستانی شد. باران کوثری هم به شکل رسمی ممنوع الخروج و ممنوع الکار شد. دستگیری بیش از ۱۰۰ هنرمند باعث شد تا یک کمیته حقوقی توسط هنرمندان تشکیل و با همکاری نهادهای فرهنگی به پیگیری وضعیت هنرمندان بازداشتی پرداختند.
اولین تاثیر این تحریمهای گسترده در انتخاب هیئت داوران خودش را نشان داد. هیئت داوران یک روز قبل از برگزاری جشنواره انتخاب شد و هیچ زنی در بین اعضای هیئت داوران حضور نداشت. اعضای هیئت داوران را هم همگی اصول گرایان فرهنگی تشکیل میدادند که مواضعی مخالف معترضان جامعه ایران داشتند. اما تاثیر بعدی را میشد در جشنواره فیلم فجر مشاهده کرد.
تحریمهای گسترده نشستها خبری و عدم حضور هنرمندان و منتقدین سرشناس جشنواره سال ۱۴۰۱ را تبدیل به یکی از سردترین ادوار این جشنواره کرد. در بخش بینالملل جشنواره فیلم فجر هم چند سینماگر مشهور از جمله برادران داردن، کریستیان مونجیو، کامیلا اندینی و آلیس دیوپ اعلام کردند آثار آنها بدون اجازه در جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرده و خواستار خروج فیلمهای خود از جشنواره فیلم فجر شدند. اظهار نظرهایی که واکنش مجتبی امینی دبیر جشنواره برانگیخت و او در گفتوگویی اعلام کرد:
صاحبان آثار ثبت نام انجام دادهاند و حق پخش و حق رایت گرفته شده و کار را با کیفیت بالا به جشنواره تحویل دادند یعنی همه چیز به صورت حرفهای اتفاق افتاده است؛ لذا اگر الان کسی در یک نقطهای از جهان بگوید چرا، این چرایی از نظر پروتکلهای حقوقی و بین المللی و از لحاظ ادبیات حرفهای حضور فیلمهای در فستیوالهای دنیا تعریف شده نیست. وقتی فیلمی به دبیرخانه جشنواره تحویل داده و فرم پر شده و حق رایت به صورت ارز رایج دنیا گرفته و پرداخت شده، دیگر فیلم در اختیار فستیوال است.
اختتامیه جشنواره هم در حالی برگزار شد که صندلیهای خالی و عدم حضور هنرمندان بدجوری توی ذوق میزد. مجید صالحی بعد از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد گفت:
یک روزهایی حالمان خوب نیست، قرار نیست در این روزها از ریشه بزنیم. قرار است همدرد و همراه باشیم. خودمان را مالک مردم ندانیم و نگوییم اگر کسی راضی نیست، جمع کند و برود.
ابوالفضل پورعرب هم که در مراسم اختتامیه حضور داشت گفت:
بچههایی که به هر دلیلی نیامدند، باید بگویم آنها جوان هستند و ما هم اشتباهاتی کرده بودیم، باید ببخشیم. باید ببخشیم تا آنها هم یاد بگیرند.
محسن تنابنده هم در یک استوری به دیپلم افتخار هومن برقنورد که به صورت دستی و با غلط املایی نوشته شده بود اشاره و کسب جایزه با چنین شکل و شمایلی را مایه وهن جشنواره دانست. مجتبی امینی بعد از این اظهار نظر تنابنده اعلام کرد دیپلم افتخار برقنورد اصلاح و با شکل درستی به او تحویل داده شده است.
جشنواره ۱۴۰۴؛ زیر سایه اعتراض خونین و قطعی اینترنت
جشنواره سال ۱۴۰۴ در حالی برگزار میشود که سال ۱۴۰۴ بسیار پرماجرا بوده است. ابتدای سال همزمان و مصادف شد با حملات اسرائیل به ایران و اواخر سال شاهد یکی از بزرگترین اعتراضات سالهای اخیر بودیم. اعتراضاتی که در نهایت به به کشته شدن بیش از سه هزار نفر _بر اساس آمارهای رسمی_ منجر شد و طولانیترین قطعی اینترنت را به دنبال داشت.
منوچهر شهسواری دبیر این دوره جشنواره فیلم فجر که به شکل تامل برانگیزی هیئت انتخاب را حذف و خودش اقدام به انتخاب فیلمها کرده بود یکی دو روز پیش اسامی فیلمها را اعلام کرد. در سایه عدم وجود اینترنت و نبود امکانات ارتباطی مشخص نیست که قرار است جشنواره امسال با چه کیفیت و امکاناتی برگزار شود.
جشنواره فیلم فجر مهمترین ویترین حاکمیت در تمام سالهای برگزاری بوده است. ویترینی که در موقع بحران به کمک حاکمیت آمده تا اوضاع را آرام نشان دهد. اما این آرامش اوضاع در نهایت فقط یک پوسته ظاهری از جامعه به شدت معترضی بوده که زیرسایه پروپاگاندای دولتها در جشنواره قرار گرفته است.
آیا جشنواره یا جشنوارههای بعدی هم قرار است زیر سایه بحرانهای عظیم اجتماعی برگزار شود یا سرانجام شرایطی پیش خواهد آمد که جشنواره فیلم فجر مانند سالیان گذشته در شرایطی نرمال برگزار شود.