//
کد خبر: 550016

چرا تلویزیون در این روزها حال خوب کن نیست

طی روز‌های اخیر که مشکلات اقتصادی، سرمای هوا، قطعی اینترنت و... باعث حضور بیشتر مردم در خانه‌ها شده و حال جامعه باید خوب باشد تلویزیون سهم خودش در این عرصه را انجام نمی‌دهد؛ به علل و پیامد‌های این موضوع پرداختیم

این روزها، با ادامه قطعی اینترنت، مشکلات اقتصادی و... بسیاری از ما وقت آزاد بیشتری نسبت به قبل داریم. درسرمای هوا هم دسترسی به تفریح‌های رایگان بیرون از خانه مثل پارک و... سخت می‌شود، پس چشم‌ها ناخودآگاه به سمت تلویزیون، خیره می‌ماند؛ جایی که قرار است مرهمی بر خستگی روزمره و تلاطم‌های سخت اقتصادی باشد. اما افسوس که این امید، چندان به ثمر نمی‌نشیند. در خاطرات نه چندان دور، به‌یاد داریم که با دو یا سه شبکه محدود، گاهی برای یک برنامه یا سریال خاص خیابان‌ها خلوت می‌شد؛ از «سلطان و شبان»، «سال‌های دور از خانه» و «روزی روزگاری» تا کمدی‌های دهه هشتاد عطاران یا دوبله‌های تماشایی سریال‌های خارجی که همه خانواده را پای گیرنده می‌کشاندند. آن روزها، تلویزیون صرفاً سرگرمی نبود؛ بستری برای گفت‌و‌گو و خاطره‌سازی بود. اما حالا در شب‌های بلند زمستان، وقتی دسترسی سابق به سرگرمی‌های نمایش خانگی و شبکه‌های اجتماعی را نداریم، کنترل به‌دست شبکه‌های متعدد تلویزیون را یکی پس از دیگری بالا و پایین می‌کنیم، به امید یافتن برنامه‌ای که صرفاً برای دقایقی حال‌مان را خوش کند یا حداقل ذهنمان را از دغدغه‌های اقتصادی و اجتماعی دور کند.

اما این جست‌و‌جو غالباً با ناکامی همراه است. سلیقه مخاطبی که در سال‌های اخیر به دلیل دسترسی به تولیدات سطح بالای نمایش خانگی و محتوای استاندارد جهانی، ارتقا یافته، دیگر با برنامه‌های تکراری و کم‌مایه قانع نمی‌شود. شبکه‌های تخصصی مانند «تماشا» و «نمایش» در رقابت با سیل فیلم و سریال‌های جذاب خارجی عقب مانده‌اند و حتی شبکه «آی‌فیلم» هم با اتکای بیش از حد به آرشیو‌های قدیمی، نتوانسته مخاطب تشنه امروزی را همراهی کند. نتیجه آن‌که، در شرایطی که جامعه بیش از هر زمان به تزریق نشاط عمومی نیاز دارد، تلویزیون نتوانسته پالس جذابیت را به مخاطب ارسال کند. در این پرونده پیرامون این موضوع، سراغ پاسخ به چند سوال می‌رویم؛ چرا این‌روز‌ها نشاط برای جامعه ضروری‌تر است؟ چرا تلویزیون سهمش در این زمینه را به‌درستی انجام نداده و پیامد‌های ماجرا چیست؟

انفعال تلویزیون در یک تقاطع مهم

شرایط کنونی کشور شبیه یک «تقاطع» مهم است؛ جایی که فشار اقتصادی، سرمای هوا و قطعی اینترنت و دسترسی نداشتن به شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های تماشای آنلاین فیلم، شهروندان به‌خصوص نوجوانان و جوانان را کلافه کرده است. این وضعیت، نیاز جامعه به نوعی تسکین موقت، کمی فراموشی و نشاط رایگان را به یک نیاز بنیادین تبدیل کرده است. در چنین بزنگاهی، تلویزیون، به عنوان تنها رسانه فراگیر و قابل دسترس، باید به مثابه یک پناهگاه روانی عمل کند؛ رسانه‌ای که بودجه کلان عمومی صرف تولید محتوای آن می‌شود تا در لحظات سخت کارکرد‌های متنوعی مثل اطلاع‌رسانی، تحلیل و البته تزریق امید و نشاط با پخش سرگرمی داشته باشد. اما بررسی دقیق محتوای در حال پخش نشان می‌دهد که بخش زیادی از این کارکرد به درستی درک نشده است.

جذابیت برنامه‌ها به قدری پایین است که مخاطب، پس از چند دقیقه جست‌و‌جو، ترجیح می‌دهد به تماشای تکرار یک برنامه قدیمی، یا سرگرم شدن با شبکه ورزش یا حتی سکوت مطلق بپردازد. هرچند هنوز خیلی از پلتفرم‌های نمایش خانگی روی گوشی موبایل با ترفند‌هایی در دسترس هستند، اما در چنین زمانی است که می‌فهمیم نمی‌شود برای سرگرمی جامعه فقط متکی به تلویزیون بود. البته که این رسانه برخلاف نمایش خانگی وظایف و کارکرد‌های متنوع‌تری دارد، اما انتظار می‌رود صداوسیما با برنامه‌هایش هم تحلیل‌های عمیق ارائه دهد، هم آموزش‌های سبک زندگی را در بستری جذاب بگنجاند و هم به جامعه سرگرمی تزریق کند. در حالی که به‌نظر می‌رسد بخش تحلیل اغلب از زاویه‌ای محدود به مسائل می‌نگرد، خیلی مهم است که کارکرد سرگرمی سهم اصلی خود را در افزایش نشاط عمومی ایفا کند؛ اما کمی که به‌سریال‌ها، رئالیتی‌شو‌ها و دیگر قالب‌ها نگاه می‌کنیم، می‌فهمیم تلویزیون در خیلی موارد به تکرار فرمول‌های منسوخ یا تولیداتی با کیفیت پایین بسنده کرده است. جالب‌تر این‌که بنابر اخبار قبلی این ایام موعد پخش برخی برنامه‌ها و سریال‌ها بود، اما شروع آنها به تعویق افتاد تا به‌زعم تلویزیون در زمان بهتری مورد توجه بیشتری قرار بگیرند؛ در حالی‌که زمان مناسب به‌دلایل زیادی که گفتیم، همین حالا بود.

چرا تلویزیون در تزریق نشاط، نمره قبولی نمی‌گیرد؟

اگرچه ساختار شبکه‌ای صداوسیما از تنوع مطلوبی برای پوشش سلایق گوناگون برخوردار است، اما بررسی عملکرد هر شبکه نشان می‌دهد که تلویزیون در برآورده ساختن مأموریت «تزریق نشاط عمومی» در شرایط فعلی، دچار کاستی‌هایی است. این کمبود نه تنها در برنامه‌های عمومی، بلکه در شبکه‌های تخصصی هم مشهود است.

انفعال در شبکه‌های عمومی

شبکه‌های اصلی مانند شبکه یک و دو، که باید به دلیل فراگیری، قلب تپنده سرگرمی و گفتمان عمومی باشند، بیش از هر چیز درگیر برنامه‌های جدی و ملودرام‌های سوزناک‎اند. در حوزه سرگرمی، این شبکه‌ها اغلب درگیر تولیداتی با دوز پایین نشاط یا سریال‌هایی با ریتم کُند هستند که برای مخاطب امروز که درگیر محتوای سریع شبکه‌های اجتماعی است، جذاب نیست. در این شرایط، مخاطب به جای مشاهده یک سریال جدید یا رئالیتی‌شوی پرانرژی، اغلب مجبور به تماشای پخش تکراری برنامه‌های قدیمی‌تری می‌شود که «آی فیلم» پخش می‌کند و یادآور خاطرات هستند، اما پاسخگوی نیاز امروز نیستند. حتی شبکه نسیم، که با هدف اصلی ایجاد سرگرمی و نشاط تأسیس شد، شور و حال اولیه خود را از دست داده و جذابیت آن به شدت کاهش یافته است؛‌ای کاش لااقل نسیم سراغ پخش تکراری برنامه‌های موفق قبلی مثل خندوانه و... می‎رفت.

شکست شبکه‌های آرشیوی

شبکه‌هایی نظیر تماشا، نمایش و آی‌فیلم بر پایه آرشیو غنی تولیدات گذشته یا فیلم و سریال‌های دوبله شده بنا شده‌اند. با این حال، اتکای صرف به این آرشیو‌ها دیگر پاسخگو نیست، به‌خصوص برای آی‌فیلم، چرا که طی سال‌های اخیر سریال‌های جذاب کمی تولید شده‌اند و شبکه آی‌فیلم باید مدام سراغ سریال‌های چند دهه قبل برود که بار‌ها دیده شده‌اند. بماند که خیلی از سریال‌های آی‌فیلم از جمله «بهشت گمشده» که این روز‌ها پخش می‎شود ۳۰ سال قبل هم جذاب و موفق نبود و مشخص نیست چطور با آن گریم‌ها، لحن شعاری، داستان بدون کشش قرار است مخاطب را جذب کند. مخاطب امروز، صرفاً به دنبال نوستالژی‌بازی نیست، بلکه به دنبال محتوایی است که با استاندارد‌های روز همخوانی داشته باشد. ضعف اصلی این شبکه‌ها در عدم توانایی‌شان برای ساخت پلی محکم بین نوستالژی گذشته و ذائقه امروزی است. از طرفی تماشا و نمایش هم گاهی سراغ فیلم‌هایی می‌روند که در زمان خودش مردم از اینترنت دیده‌اند، یا سریال‌های کره‌ای که برای عموم مخاطب جذاب نیست.

نمره قبولی برای پویا و ورزش

در میان شبکه‌های تخصصی، شبکه پویا تا حد زیادی توانسته مأموریت خود را در تولید و پخش انیمیشن‌های متناسب با گروه هدف خود به انجام رساند، اما این موفقیت در شبکه‌های دیگر تکرار نشده است. شبکه ورزش هم غالباً به پخش زنده مسابقات یا تحلیل فنی محدود شده و از ظرفیت عظیم برنامه‌های ترکیبی پرانرژی که بتواند خانواده را پای گیرنده نگه دارد، دور مانده است. شبکه ورزش می‌تواند بستری برای خاطره‌بازی با فوتبال، مسابقات اطلاعات عمومی ورزشی، ویدئوکست‌های ترکیبی درباره ابعاد اجتماعی فرهنگی ورزش و... باشد.

جای خالی رادیو هفت و کتاب‌باز

تأسف‌برانگیزترین غفلت، در شبکه‌هایی مانند آموزش رخ می‌دهد. این شبکه که ظرفیت بالایی برای ایجاد نشاط لطیف، شاعرانه و آرام دارد، فراموش کرده که محتوایی مانند «رادیو هفت» در دهه‌های گذشته چه کارکرد فرهنگی و روانی عظیمی داشت؛ برنامه‌ای شاعرانه، آرام و در عین حال عمیق که می‌توانست شبی آرام و باکیفیت را برای میلیون‌ها بیننده فراهم سازد. مشابه این برنامه را می‌توان در «نسیم» مثال زد یعنی «کتاب‌باز». این دو مثال نشان می‌دهد که مشکل نه در بودجه، بلکه در درک نیاز‌های لایه‌های پنهان مخاطب تلویزیونی است.

تلویزیون؛ چسب اجتماعی و اکسیژن فردی

اهمیت تلویزیون در این دوران خاص، فراتر از یک ابزار سرگرمی صرف است؛ این رسانه ظرفیت تبدیل شدن به یک عامل وحدت‌بخش در سطح خانواده و جامعه را دارد که متأسفانه امروز کمابیش از آن غفلت می‌شود. در ادامه در سه سطح مختلف کارکرد مثبت آن را مرور می‌کنیم.

بهانه دورهمی خانواده

در بُعد خانواده، تلویزیون، در حالت ایده‌آل، بستری برای «همنشینی» فراهم می‌آورد. در جامعه‌ای که هر یک از اعضای خانواده درگیر مشغله‌های روزانه و مرز‌های دیجیتالی خویش است، تماشای یک سریال جذاب، یک مسابقه پرشور یا یک برنامه گفت‌وگومحور که برای همه نسل‌ها جذاب باشد، فرصتی کمیاب برای حضور افراد زیر یک سقف و ایجاد فضای مشترک فراهم می‌کند. این همنشینی که حول یک موضوع مشترک شکل می‌گیرد، می‌تواند موتور محرکه گفت‌و‌گو‌های خانوادگی و تقویت پیوند‌های عاطفی باشد؛ پیوندی که در نبود آن، اعضای خانواده بیش از آن‌که خانواده باشند، شبیه هم‌خانه‌هایی می‌شوند که تنها زیر یک سقف روزگار می‌گذرانند. هرچند گاهی خود تلویزیون اگر با انتخاب درست یا فرهنگ صحیح سراغش نرویم، می‌تواند علیه انسجام خانواده‌ها باشد. مثل وقتی که مادر‌ها و دختر‌ها در یک اتاق سریال و پدر و پسر با تلویزیون دیگری فوتبال تماشا می‌کردند. اما هم‎اکنون این چالش زیاد به‌چشم نمی‌آید و تلویزیون بهانه خوبی است تا کودک و نوجوان زمانی را با خانواده بگذراند و به بهانه برنامه‌ای که خانواده می‌بیند گپی هم زده شود.

فرصت خوب تنفس ذهن

در بُعد فردی، نیاز به «نشاط رایگان» ضرورتی انکارناپذیر است. در شرایطی که فشار اقتصادی، امکان هزینه کردن برای سرگرمی‌های پولی، سینما یا کافه‌ها را از بسیاری سلب کرده، تلویزیون به عنوان یک کالای عمومی، باید این اکسیژن روانی را بدون هزینه به شهروندان برساند. یک برنامه حال‌خوب‌کن، یک مستند جذاب یا حتی یک کمدی سازنده، می‌تواند به فرد انرژی و انگیزه لازم برای مواجهه با چالش‌های روز بعد را بدهد. این اثرگذاری، به ویژه در مورد مخاطبان بزرگسال که بار بیشتری از مسائل اقتصادی را بر دوش می‌کشند، حیاتی است. به‌خصوص این‌که خیلی وقت‌ها برخی از ما بعد از یک روز کاری حوصله تماشای اثری جدی و پرمغز را نداریم و حتی ذهن‌مان هم کشش تحلیلش را ندارد. اما برنامه‌های سرگرم‌کننده خانوادگی هم همه اعضای خانواده را جذب می‌کند هم تماشایش نیاز به تمرکز ندارد.

فرصتی برای گپ زدن

در سطح کلان‌تر، جامعه هم نیازمند لحظات یا سوژه‌های مشترک است. برنامه‌های پرمخاطب تلویزیونی، به ویژه آنهایی که توانایی جذب همه اقشار را دارند، به نوعی زبان مشترکی می‌سازند که می‌تواند انسجام اجتماعی را تقویت کند. زمانی که گروهی بزرگ از مردم یک چیز را تماشا می‌کنند، یک حس تعلق مشترک شکل می‌گیرد که در مقابل تنش‌های بیرونی، مانند یک سد دفاعی عمل می‌کند. حتی گاهی اصطلاح بامزه یک سریال یا تعریف کردن، بحث کردن و پیش‌بینی درباره یک سریال فرصت خوبی برای گفت‌وگوی بین نسلی میان پدربزرگ و مادربزرگ با نوه‌ها یا دیگر اعضای فامیل و جامعه با هم است. همان‌طور که گاهی فوتبال، فرهنگ طرفداری و حتی کُری خواندن فرصت ایجاد ارتباط بین آدم‌های مختلف را فراهم می‌کند. نادیده گرفتن این کارکرد اجتماعی و فروکاستن تلویزیون به یک ابزار صرفاً اطلاع‌رسانی یا پخش آرشیوی مثل آن‌چه در آی فیلم می‌بینیم، در واقع نادیده گرفتن ظرفیتی بزرگ است که نسبت به هزینه‌ای که برایش می‌شود، فواید زیادی دارد.

چند ایده خلاقانه برای فرار از ملال

در مواجهه با عملکرد ناموفق تلویزیون در تزریق نشاط و حالا که اینترنت قطع است و از طرفی امکان تفریح و سرگرمی گران‌قیمت برای خیلی از ما فراهم نیست، شاید بد نباشد برویم سراغ کمی خلاقیت برای این‌که در این شب‌های سرد و طولانی دچار رکود و ملال نشویم:

بازگشت دورهمی‌های ساده باید از هزینه‌ها و پیچیدگی‌های رایج مهمانی‌ها فاصله گرفت. ایده «قابلمه پارتی» می‌تواند جایگزین مناسبی باشد؛ هر کس سهمی در تهیه غذا داشته باشد و تمرکز از تجملات به تعامل معطوف شود.

مستندسازی شفاهی بد نیست با یک دوربین ساده یا تلفن همراه و با تهیه یک میکروفون یقه‌ای ارزان به سراغ بزرگ‎تر‌های فامیل برویم و خاطرات دوران جوانی، ازدواج، تولد فرزندان و... را ثبت کنیم. این روایت‌های دست‌نخورده، گنجینه‌ای بی‌پایان از تجربه هستند.

بازیابی مهارت‌های فراموش‌شده با توفیق اجباری در کاهش وابستگی به فضای مجازی، زمان خالی برای بازگشت به هنر‌های دستی فراهم شده است. اگر پیشتر در اموری مثل خیاطی، بافندگی، خوشنویسی یا نجاری آماتور دستی داشتید، حالا بهترین زمان برای «زوم کردن» مجدد روی آن مهارت است تا از ذهن‌تان پاک نشود.

سلام به پادکست و رفقایش در زمینه منابع صوتی، باید بیش از پیش به پادکست‌ها و آرشیو برنامه‌های رادیویی توجه کرد. نکته کلیدی این است که گوش دادن به داستان‌های صوتی (از ادبیات تا خاطرات) مغز را فعال‌تر از تماشای یک تصویر از پیش‌آماده‌شده می‌کند، زیرا مخاطب ناچار به تجسم فیزیکی شخصیت‌ها و موقعیت‌هاست.

دورهمی فیلم ببینیم برای کودکان و نوجوانان که دسترسی به همکلاسی‌ها دشوار است، تشکیل دوره‌های کتاب‎خوانی مجازی یا حضوری کوچک (فامیلی) یک راهکار عالی است. در سطح بزرگسالان، بد نیست دوباره به سراغ سینمای کلاسیک برویم. فیلم‌هایی مانند «اجاره‌نشین‌ها»، «مهمان مامان» یا آثار فاخر جهان، به دلیل عمق مضمونی و کمدی هوشمند، بار‌ها ارزش دیدن مجدد دارند، زیرا درک ما از اثر با انباشت تجربه و تغییر دید ما به زندگی دگرگون می‌شود. حتی می‌توان فیلم‌ها را دورهمی دید و به نقد و بررسی گذاشت. اگر این امکان فراهم نیست، بد نیست بروید سراغ کتاب‌ها و مجلات قدیمی تا هم خاطره‌بازی کرده باشید، هم مجالی برای تثبیت بهتر دانسته‌های قبلی فراهم کرده باشید.