//
کد خبر: 549024

انگیزه اعتراضات این روزهای مردم ایران چیست؟ اقتصادی؟ سیاسی؟ …؟

هر بار که اعتراضاتی خیابانی در ایران صورت گرفته، اظهارنظرهای متفاوتی در مورد علت یا علل آن صورت گرفته است.

بسیاری مشکلات اقتصادی را عامل این اعتراضات می‌دانند و برخی دیگر اعتراضات را به دلایلی متعدد نسبت می‎دهند. اعتراضات اخیر در سال ۱۴۰۴ نیز اگرچه با اعتراضات کسبه در تهران و سایر شهرها به افزایش قیمت ارز و تورم شدید آغاز شد اما در واقع انفجار انبار باروتی از مشکلات اقتصادی در کنار معضلات دیگر در سراسر کشور بود. می‌توان با اطمینان قریب به یقین گفت که علت اعتراضات این روزهای مردم فراتر از مشکلات اقتصادی است و انبوهی از معضلات انباشته شده باعث شده اتفاقات روزهای اخیر رخ دهد.

روزنامه جهان صنعت در این باره می‌نویسد:

اعتراضات کشور طی چند روز اخیر بیش‌ازپیش شدت گرفته است. از حجره‌های کوچک بازار تا مراکز خرید در این چند روز صحنه اعتراض و اعتصاب به آشفتگی اقتصادی، ناکارآمدی و سال‌ها رنج بوده است.

نوسانات پی‌درپی ارز و فشار شدید معیشتی باعث شد تا بازاریان، دانشجویان و گروه‌های دیگر جامعه روی به اعتراض بیاورند. در شرایطی که کشور دچار بحران‌های متعدد شده، ناکارآمدی و ناتوانی مسوولان نسبت به اصلاح اوضاع، مورد نقد واقع شده است. اعتراضات به گرانی، بیش از آنکه فریاد معیشت و گرانی باشد نشان‌دهنده لبریز شدن صبر جامعه است.

مردمی که طی دودهه اخیر مدام با وعده‌های توخالی دولت‌ها، دروغ‌های سیاستمداران و قوانین سفت و سخت نادیده گرفته شدند و آستانه تحمل و اعتمادشان فروریخت. برخی کارشناسان بیان کردند که اعتراضات اخیر صرفا واکنشی به مشکلات اقتصادی نیست زیرا انباشت تمامی ناکارآمدی‌ها، ضعف‌ها، برخوردها و بی‌توجهی مسوولان نسبت به خواسته‌های جامعه شرایط را به اینجا رسانده است. حال پرسش اساسی این است: ریشه‌های اعتراضات چیست و در آینده به کجا ختم می‌شود؟

احمد بخارایی، جامعه‌شناس با بیان ریشه‌های مختلف اعتراضات به «جهان‌صنعت» گفت: هیچ پدیده اجتماعی تک‌عاملی نیست. مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دست‌به‌دست هم می‌دهند تا یک رخداد اجتماعی شکل بگیرد. اعتراضات اخیر نیز دارای سابقه و ریشه‌های متعدد است. از منظر اجتماعی، هنگامی که در دانشگاه‌ها حراست نقش اول و آخر را دارد، دانشجویان و اعضای هیات علمی ناراضی هستند و فضا به لحاظ علمی محدود می‌شود. در آموزش و پرورش نیز شرایط با نقدهای جدی رو‌به‌رو است. از بعد سیاسی، بحران در انتخابات‌های اخیر مشهود بوده است؛ در انتخابات مجلس مشارکت زیر ۴۰درصد و در انتخابات ریاست‌جمهوری نهایتا زیر ۵۰درصد بوده است. از نظر اقتصادی، در طول ۱۴دولت و ۱۲مجلس گذشته، شکاف طبقاتی و تبعیض عمیق‌تر شده، گرانی و فقر افزایش یافته و افراد زیر خط فقر بیشتر شده‌اند بنابراین آنچه امروز مشاهده می‌شود، ریشه تاریخی داشته و محصول چند عامل همزمان است.

بخارایی افزود: همواره رخدادهای اجتماعی علاوه بر فشارهای ساختاری نیازمند یک جرقه‌ هستند. این جرقه‌ها معمولا جنبه عمومی دارند و در شرایط کنونی، مساله معیشت و گرانی همان جرقه است که به «بشکه باروت» تعبیر می‌شود. این جرقه موجب اعتصابات و شروع حرکت‌های اجتماعی شده است. اعتصابات اولیه از بازاری‌ها آغاز شده و ریشه اقتصادی و معیشتی داشته اما گسترش آن به سطح جامعه، تاب‌آوری معنادار جامعه را کاهش داده است. در چنین شرایطی جامعه به نقطه جوش رسیده است؛ حالتی که ماهیت آن از اعتراضات آبان و دی ‌سال‌۱۴۰۱ کاملا متفاوت است. این اعتراضات نشان می‌دهند که جامعه در مسائل سیاسی ممکن است تاب‌آوری داشته باشد اما در مسائل اقتصادی و معیشتی که نیازهای اولیه افراد باید تامین شود، تاب‌آوری محدود است. بحران اقتصادی یک شبه ایجاد نشده و فساد و ناهنجاری‌های ساختاری ریشه‌دار است.

بخارایی بیان کرد: سکوت طولانی‌مدت جامعه باعث شده است که خشم به صورت ناگهانی بروز کند. اعتراضات اخیر ماهیت اقتصادی و معیشتی دارند و گستردگی آن بی‌سابقه است به‌ویژه مشارکت بازاریان که طی بیش از چهار دهه اخیر در چنین ابعادی مشاهده نشده است.

این نشان می‌دهد که ساختار اقتصادی ایران در بحران است و این بحران یک شبه پدید نیامده و با ابلاغیه‌ای نیز رفع نخواهد شد. باتوجه به این شرایط انتظار می‌رود اعتراضات در آینده نزدیک گسترش یابد، مگر آنکه شیوه مدیریت مسوولان تغییر کند و پاسخگو باشد. ماهیت اعتراضات فعلی نشان‌دهنده ریشه‌های تاریخی و ساختاری مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است و بدون اصلاحات بنیادی، فشارها و نارضایتی‌ها ادامه خواهد یافت.

تقی آزاد ارمکی، یکی دیگر از جامعه‌شناسانی است که به بررسی ریشه‌های اعتراضات پرداخته است. وی با تشریح ابعاد مختلف به «جهان‌صنعت» گفت: اعتراضات اخیر معطوف به مجموعه‌ای از بحران‌های انباشته است. موقعیت اقتصادی که این تظاهرات در آن شکل گرفته شامل افزایش نرخ دلار، کاهش ارزش پول ملی، گرانی و بی‌ثباتی بازار است اما آنچه در جریان بوده محصول بحران‌های بی‌پاسخ چند دهه گذشته است که جامعه با آن احساس تحقیر، ناتوانی، بلاتکلیفی و آسیب‌دیدگی کرده است. تاب‌آوری جامعه موضوعی مجزا از منطق اعتراضات است. در صورتی که مدیریت درستی در کشور اعمال شود، جامعه قابلیت انعطاف و پاسخگویی بالایی دارد.

وی افزود: نگاه به این اعتراضات نشان می‌دهد که هنوز همه گروه‌های اجتماعی به میدان نیامده‌اند و تنها بخشی از جامعه در اعتراض شرکت کرده است بنابراین امکان اصلاح‌گری در شیوه‌های حکمرانی و مدیریت پاسخگو همچنان وجود دارد و جامعه توان تحمل و پذیرش تغییر را دارد. اعتراضات فعلی با گذر از سطح گرانی به نارضایتی کلی نسبت به نظام سیاسی و اجتماعی تبدیل شده است. ترکیب اعتراض‌کنندگان نامشخص است و شامل گروه‌های مختلفی از جمله بازاری‌ها، استادان دانشگاه، کارگران و سایر اقشار می‌شود.

این جامعه‌شناس اشاره کرد که دولت سال‌هاست طبقه متوسط را نادیده گرفته است. او دراین‌باره بیان کرد: دولت‌ها طی سال‌ها، نقش طبقه متوسط را نادیده گرفته‌اند و این طبقه در تحولات اجتماعی حاضر نبوده است. نقش موثر و شفاف طبقه متوسط در عبور از بحران‌های اجتماعی حیاتی است زیرا این طبقه دغدغه انسجام، اخلاق، سازگاری، دموکراسی و توسعه دارد و می‌تواند با حضورش مانع ناهنجاری‌های اجتماعی شود.

در شرایط اقتصادی فعلی، فشارها تنها بر طبقه پایین جامعه نیست؛ طبقه متوسط و حتی بخشی از طبقه بالاتر نیز با مشکلات جدی مواجه شده‌اند. کاهش ارزش پول، بی‌ثباتی بازار و افزایش شدید هزینه‌های زندگی باعث شده که همه گروه‌های اجتماعی در فشار باشند و میل به تغییر در جامعه تقویت شود.

آزاد ارمکی معتقد است که  اقتصاد ایران طی سال‌ها به گروه‌های خصولتی و نهادهای وابسته به دولت واگذار شده و بازاریان از عرصه مراودات اقتصادی کنار گذاشته شده‌اند بنابراین اعتراض آنها ناشی از این محدودیت‌ها و نادیده گرفته شدن حقوقشان است. جوانان نیز با توجه به عدم تحقق خواسته‌ها و آرزوهایشان، در اعتراضات مشارکت دارند. نبود فرصت برای زیست آرام، تحصیل، اشتغال و بهره‌مندی از مهارت‌ها باعث شده که جوانان معترض باشند. سکوت طولانی مدت و بی‌پاسخی، خشم جامعه را به‌صورت ناگهانی آزاد کرده است.

این جامعه‌شناس با اشاره به دوعامل تداوم اعتراضات گفت که تداوم اعتراضات به دو عامل وابسته است: اول مسوولیت‌پذیری و پاسخگویی دولت در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاست خارجی‌ و دوم مشارکت فعال طبقه متوسط و نیروهای مدنی در اصلاح و تغییر ساختارها. در صورت فقدان این اقدامات، اعتراضات به آشوب اجتماعی و بحران گسترده تبدیل خواهد شد و بیگانگان نیز ممکن است از این شرایط برای مداخله بهره‌برداری کنند. چاره‌ای جز ورود به تغییرات بنیادین وجود ندارد. دوره فعلی بسیار سخت است و هم دولت و هم مردم و طبقات مختلف جامعه با مشکلات جدی مواجه هستند. برای جلوگیری از هرج و مرج، حضور فعال سیاستمداران، مصلحان و کنشگران مدنی ضروری است تا اعتراضات اجتماعی به شکل کنش مدنی سامان یابد، هویت اعتراض‌کنندگان مشخص و خواسته‌های آنان به رسمیت شناخته شود.

ناآرامی‌های یکی، دو روز اخیر تخریب‌های زیادی درپی داشته است که این میزان از تخریب نگران‌کننده ارزیابی می‌شود. اگرچه اصل اعتراض و بیان آن صحیح است اما حجم تخریب‌های اخیر قابل تامل به‌نظر می‌رسد.

به تازگی شهردار تهران با اشاره به اینکه در پنجشنبه شب گذشته دو‌ مرکز درمانی طعمه حریق شده‌اند از آتش گرفتن ۴۸‌دستگاه آتش‌نشانی اعم از دستگاه‌های سبک و سنگین خبر داد. علیرضا زاکانی همچنین مطرح کرد که ۲۶‌بانک در تهران مورد هجمه قرار گرفته است. به گفته این مقام مسوول، آتش گرفتن ۲۵‌مسجد و پایگاه‌های بسیج و حمله به مجموعه‌های انتظامی نیز در ناآرامی‌های پنجشنبه شب اتفاق افتاد.

گفتنی است در هفته‌های گذشته اعتراضاتی در تهران و برخی شهرهای کشور در اعتراض به گرانی نرخ ارز و تورم فزاینده کشور جریان داشته است و بخش‌هایی از مردم و بازاریان در اعتراض به وضعیت اقتصادی و معیشتی اعتراض و اعتصاب کرده‌اند.