//
کد خبر: 51897

برجام و اشتباه راهبردی مخالفان

مخالفان و برخی منتقدان برجام، دانسته یا ندانسته در میدان دشمنان بازی می کنند و با معیار قرار دادن بازیگری آمریکا در توافق هسته ای، دستاوردهای توافق و همچنین نقش و اثرگذاری سایر اعضای 1+5 را نادیده می انگارند.

مخالفان توافق هسته ای در ایران از همان روزهای نخست مذاکرات به روش های مختلفی درصدد به بن ست کشاندن گفت وگوها برآمدند. آنها با بهره گیری از ابزارهای متنوع از هشدار و تهدید دیپلمات ها گرفته تا برپایی همایش هایی در این زمینه، تمام توان خود را به کار گرفتند اما اراده نظام بر موضوع دیگری استوار بود.

 

پس از اجرای تعهدات متقابل برای دستیابی به توافق و سپس اجرای برجام، مخالفان بیشتر به نیمه خالی لیوان نظر داشته اند. در ماه های گذشته به دلیل تغییر دولت در ایالات متحده و کارشکنی های مکرر کاخ سفید در مسیر اجرای برجام، حال بدعهدی آمریکا خوراک داخلی انتقادها و مخالفت ها را فراهم ساخته تا از این طریق بر دولت دوازدهم فشار وارد کنند.

 

** امکاناتی که بر باد نرفت

یکی از مهمترین دلیل مخالفت مخالفان و منتقدان توافق هسته ای به امتیازاتی مربوط می شود که از جانب ایران به طرف مقابل واگذار شده است. آنها با اشاره به محدودیت های اعمال شده بر فعالیت های هسته ای، امکانات کشور را بر باد رفته تلقی کرده و پیام هایی را با چنین محتوایی انعکاس می دهند.

 

ضروری است که مخالفان برجام به حافظه تاریخی خود و دوره تنگناهای بین المللی علیه ایران رجوع و آن را با زمان کنونی تطبیق دهند. از آنها انتظار می رود که به این پرسش نیز پاسخ گویند که در صورت نبود برجام، چه راهکاری برای حل وفصل ختلاف هسته ای در نظر داشته اند که ضمن حفظ حقوق هسته ای به رفع محدودیت ها از ایران منجر شود؟

 

با توافق هسته ای و برخی محدودیت ها اعمال شده علیه برنامه هسته ای و تسلیحاتی ایران، دیپلمات های جمهوری اسلامی به نتیجه ای دست یافتند که اعجاز هنر دیپلماسی را به تصویر می کشید. مشروعیت یافتن برنامه هسته ای ایران، مجوز ورود رسمی کشورمان به بازار مبادلات هسته ای، لغو قطعنامه های تحریمی شورای امنیت و شورای حکام، رفع ایران هراسی و خنثی سازی توطئه های دشمنان تنها چند مورد از دستاوردهایی بود که با برجام حاصل شد.

 

از طرفی برجام دروازه های ایران را به سوی جهان گشود تا مناسبات تهران و کشورهای مختلف پس از گذشت یک دهه تیرگی و رخوت روابط به حالت عادی باز گردد. در چنین شرایطی، رفت وآمدهای بسیاری در سطوح مختلف به ایران و بالعکس اتفاق افتاد که با توافقات چشمگیر در زمینه های گوناگون همراه بوده است.

 

به عنوان نمونه در جریان سفر اخیر «ولی الله سیف» رییس کل بانک مرکزی به چین٬ توافقی 10 میلیارد دلاری در زمینه گشایش خط اعتباری و تامین مالی طرح های عمرانی به امضا رسید که گامی بلند در زمینه توسعه تعاملات تهران و پکن محسوب می شود؛ توافقی که بزرگترین قرارداد بین دو کشور در فضای پسابرجام بوده است.

 

به گفته سیف، بانک‌ ها و موسسات مالی چین حدود 35 میلیارد دلار تسهیلات و فاینانس برای ایران در نظر گرفته ‌اند.

 

همچنین اخیرا توافق مشابهی به ارزش هشت ملیارد یورو بین ایران و کره جنوبی به امضا رسیده که تصویرگر افق روشن پیش پای مناسبات بانکی دو کشور و همچنین روابط بانکی ایران با جهان است.

 

** اشتباه استراتژیک مخالفان برجام

مخالفان با نادیده گرفتن حمایت های جهانی از برجام تنها به کارشکنی های آمریکا توجه کرده و آن را معیاری برای سنجش توافق هسته ای و دستاوردهای ایران می دانند در حالی که ایالات متحده به عنوان یکی از اعضای توافق مطرح بوده و از درخت برجام میوه ای نچیده است.

 

ایالات متحده در دولت جمهوریخواه «دونالد ترامپ» رییس جمهوری تازه کار، وصله ناجور توافق ایران و گروه 1+5 بوده و باوجود نقش تعیین کننده واشینگتن در تصمیم گیری های این گروه، حال در وضعیت انزوا به سر می برد. تلاش های ترامپ و مقامات کاخ سفید برای همراه ساختن دیگر اعضای دایم شورای امنیت راه به جایی نبرده و هر روز شاهد حمایت بیشتر آنها از برجام و گسترش روابط با تهران هستیم.

 

ترامپ که خود را ناگزیر می داند خود را به برجام متعهد و پایبند نشان دهد اما اقداماتی را برای ضربه زدن به توافق انجام می دهد. این کشور در هشت ماه گذشته بارها به تحریم افراد و نهادهای ایرانی مبادرت کرده است. به عنوان نمونه، ترامپ که چند روز پیش به رغم میل باطنی برای بار سوم نیز پایبندی ایران به برجام را تایید و در نتیجه حکم تمدید تعلیق تحریم های ایران را صادر کرد، همزمان دو شرکت و هفت فرد ایرانی را در فهرست تحریم ها قرار داد.

 

اتهامات حقوق بشری و حمایت ایران از گروه های تروریستی دو موضوع دیگری است که ترامپ با بهره گیری از انها در صدد اعمال فشار بر جمهوری اسلامی است. افزون بر آن، دولت کنونی آمریکا توجه ویژه ای به آزمایش موشکی و فعالیت های تسلیحاتی ایران دارند و با برنامه ریزی و طرح هدفمند این مساله، در انتظار پاسخ هیجانی و غیرمنطقی از طرف تهران است.

 

یکی از عمده ترین اهداف کاخ سفید از طرح ادعاهای تازه در زمینه های یادشده و اعمال فشار بر ایران، دامن زدن به نارضایتی های داخلی در قبال برجام است تا مردم و سپس مسوولان را به تداوم اجرای این توافق مایوس سازد. تزریق ناامیدی و دلسردی به جامعه ایران به عنوان یکی از پایه های اصلی توافق هسته ای، هدفی است که از طرف تیم ترامپ پیگیری می شود.

 

انتظار می رود که مخالفان و منتقدان برجام با درک چنین وضعیتی، رفتار آمریکا را ملاک ارزیابی و قضاوت خود قرار نداده و به برجام در قالب توافق ایران با شش کشور بزرگ جهان بنگرند؛ توافقی که نه به صورت دوجانبه بین ایران و آمریکا بلکه در چارچوب بین المللی و با پشتوانه قطعنامه شورای امنیت است.

 

منبع: ایرنا