//
کد خبر: 390639

وسوسه های شوم جوان ۲۴ ساله در شب عروسی

جوان ۲۴ ساله در شب عروسی دوستش کار زشتی را انجام داد

جوان ۲۴ ساله ای است که با طرح یک نقشه زیرکانه گوشی تلفن همراه آیفون را از یک منزل سرقت کرده بود درباره سرگذشت خود گفت: از مدت ها قبل در زمینه خرید و فروش تلفن همراه فعالیت داشتم و بسیاری از فعالان این صنف را می شناختم. در همین باره روزی با مرد ۴۰ ساله ای آشنا شدم که به صورت گسترده و گاهی سیار به خرید و فروش گوشی های گران قیمت می پرداخت.

آشنایی من و اصغر به رفت و آمد و معاشرت خانوادگی انجامید و من که خودم را فردی بانفوذ در میان نیروهای امنیتی معرفی می کردم، روابطم را با اصغر گسترش دادم و فعالیت کاری سالمی با یکدیگر داشتیم به گونه ای که دیگر اعتماد و اطمینان او به من روزافزون شد اما در این میان من به دلیل ندانم کاری و اشتباهاتی که مرتکب شدم بدهی زیادی بالا آوردم و طلبکارانم هر روز بیشتر می شدند. من که خودم را جوانی متمول نشان داده بودم، از آبرویم می ترسیدم به همین دلیل با اشتباهاتی بزرگ تر وارد معاملات وحشتناکی شدم.

حالا دیگر گوشی های تلفن را به صورت چکی از فروشندگان کلی کالا می خریدم و سپس برای تبدیل زودهنگام به پول نقد، آن ها را با قیمت بسیار پایین و به صورت نقدی به خرده فروشان می فروختم اما این گونه فعالیت های اشتباه، نه تنها مشکل مرا حل نکرد بلکه هر روز بر مبلغ بدهکاری هایم افزوده شد تا جایی که دیگر طلبکاران به من بدبین شدند و چک ها را به اجرا گذاشتند.

در این شرایط همواره سعی می کردم خودم را از دید طلبکارانم پنهان کنم تا بلکه راهی برای پرداخت وجوه چک هایی پیدا کنم که دست فروشندگان و خریداران گوشی تلفن داشتم. بالاخره اوایل امسال تعدادی گوشی تلفن از «اصغر» به صورت سود مشارکتی خریدم تا در میان فروشندگان و مغازه داران توزیع کنم اما اصغر برای اطمینان خاطرش ۳ میلیارد تومان سفته به عنوان تضمین از من گرفت ولی فروش این گوشی ها نیز مشکلی را حل نکرد چرا که بدهکاری های زیادی داشتم.

خلاصه به هر دری می زدم تا بتوانم مبالغی از بدهکاری هایم را بپردازم چرا که هر لحظه احتمال دستگیری ام وجود داشت تا این که اواخر بهمن در گفت وگو با «اصغر» متوجه شدم که او شب هنگام قصد دارد به همراه خانواده اش به یک مجلس عروسی برود. این گونه بود که وسوسه شیطانی به سراغم آمد چرا که می دانستم «اصغر» تعداد زیادی گوشی تلفن آیفون خریده است و آن ها را در خانه نگهداری می کند.

بلافاصله نقشه دستبرد به منزل «اصغر» را کشیدم و تصور نمی کردم که کسی به من مشکوک شود. همان روز به یک شرکت اجاره خودرو رفتم و یک دستگاه خودروی پژو ۲۰۷ را به مبلغ یک میلیون تومان اجاره کردم و منتظر ماندم تا آن ها از خانه خارج شوند.

خودرو را در حاشیه خیابان پارک کردم و خودم را به طبقه محل سکونت «اصغر» در آپارتمان رساندم. ابتدا گوشی ها را به همراه کارتن هایش برداشتم و بعد هم ۳ برگه چک را که هرکدام به مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان بود، در جیبم گذاشتم اما سفته ۳ میلیارد تومانی خودم را سرقت نکردم تا به من مشکوک نشود!

تعدادی از گوشی ها را فروختم و بقیه اموال سرقتی هم در منزلم بود که پلیس آن ها را کشف کرد. اما بعد از این ماجرا و در حالی که تصور می کردم، بخش زیادی از بدهکاری هایم را با این اموال سرقتی پرداخت می کنم، ناگهان یکی از طلبکاران به سراغم آمد و من به اتهام صدور چک بلامحل روانه زندان شدم. در حالی که قصد داشتم با پرداخت مبلغ بدهکاری از زندان آزاد شوم، ناگهان به یکی دیگر از شعبه های دادسرا احضار و به پلیس آگاهی هدایت شدم. آن جا بود که فهمیدم کارآگاهان فهمیده اند که سرقت کار من بوده پس  چاره ای جز بیان حقیقت و اعتراف به سرقت از منزل دوستم نداشتم!…حالا هم اگرچه کارآگاهان به دنبال دستگیری مالخران اموال سرقتی هستند اما من خیلی پشیمانم. ای کاش …