//
کد خبر: 159246

اشک های بی پایان و دردناک دختر بچه مشهدی

در خانواده آشفته ای زندگی می کنم که هیچ گاه رنگ آسایش و آرامش را به خود ندیده است. درگیری و مشاجره های وحشتناک پدر و مادرم آن قدر شدت می گیرد که چاره ای جز خزیدن به گوشه اتاق و گریه های بی فریاد ندارم. حتی ماجرای دعواهای پدر و مادرم مرا نیز درگیر دادگاه و پاسگاه کرده است به همین دلیل از امتحانات درسی ام عقب مانده ام و...

مرد 42 ساله که به اتهام کتک کاری و ایراد ضرب و جرح با شکایت همسرش به کلانتری احضار شده بود در حالی که ادعا می کرد همسرش دروغ می گوید و او هیچ گاه دست اش را روی همسرش بلند نکرده است، دختر 12 ساله اش را به عنوان شاهد ادعاهایش معرفی کرد و...

این دختر نوجوان که با اضطراب و نگرانی چشم به دهان پدرش دوخته بود، وقتی اطمینان یافت که همه حرف هایش مانند یک راز نزد مشاور کلانتری باقی می ماند با بیرون رفتن پدر و مادرش از اتاق، نگاه معصومانه ای به چهره مددکار و کارشناس اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد انداخت و با بیان این که پدرم مرا مجبور کرد تا به کلانتری بیایم و ادعاهای مادرم را رد کنم، درباره حقیقت ماجرا افزود: پدرم مردی بسیار خشن و پرخاشگر است. او هر روز مادرم را به شدت کتک می زند و با ما بدرفتاری می کند. پدرم معتاد است و به همین دلیل هیچ کس حاضر نمی شود او را سر کار ببرد. گاهی اوقات می بینم مادرم برای خرید نان از همسایه پول قرض می کند خیلی خجالت می کشم و طوری به مدرسه می روم که با همسایه یا فرزندان او روبه رو نشوم. درگیری و کتک کاری پدرم آن قدر ذهن مرا درگیر کرده است که دیگر نمی توانم درس بخوانم. با وجود آن که خیلی به درس علاقه دارم و می خواهم در آینده پرستار شوم اما شرایط زندگی ما به گونه ای پیش می رود که حتی نمی توانم در جلسات امتحان حاضر شوم چرا که مادرم مجبور می شود بعد از کتک کاری، منزل را ترک کند و من هم در گوشه اتاق به جای درس خواندن فقط اشک می ریزم. پدرم که بیکار است، با بهانه های پوچ و بی خود مادرم را زیر مشت و لگد می گیرد تا مخارج زندگی را نپردازد. بار آخر نیز مادرم بعد از آن که به شدت کتک خورد از منزل بیرون رفت و از پدرم شکایت کرد به همین دلیل پدرم با آن که امتحان داشتم مرا از رفتن به مدرسه بازداشت و تهدیدم کرد که باید به کلانتری بیایم و ادعاهای مادرم را انکار کنم ولی حقیقت ماجرا این است که در میان این آشفتگی خانوادگی نه تنها من هم قربانی شده ام بلکه همه امیدها و آرزوهایم بر باد رفته است .حالا آرزو می کنم روزی برسد که من هم مانند دیگر دانش آموزان در یک محیط امن و کنار نوازش پدر و مادرم تحصیل کنم و...

شایان ذکر است، پس از برگزاری جلسات مشاوره در دایره مددکاری کلانتری، در نهایت مادر این دختر از شکایت خود صرف نظر کرد و سپس به دستور سروان ولیان (رئیس کلانتری پنجتن) این زوج جوان برای شرکت در جلسات تخصصی مهارت آموزی های خانوادگی و اجتماعی به مرکز مشاوره پلیس خراسان رضوی معرفی شدند