داستان عجیب جدایی ربیعی از تراکتور
محمد ربیعی در حالی از تراکتور جدا شد که کمتر از ۲۰۰ روز از آغاز همکاریاش با این باشگاه میگذشت؛ مربیای که در این مدت تنها سه بار در بازیهای رسمی روی نیمکت سرخپوشان تبریزی نشست و در نهایت پنج روز مانده به آغاز لیگ، جای خود را به جواد نکونام داد.
جدایی محمد ربیعی از تراکتور را میتوان یکی از عجیبترین تغییرات روی نیمکت تیمهای مدعی در آستانه آغاز فصل جدید دانست. تغییری که نه پس از چندین هفته ناکامی، نه بعد از یک دوره طولانی مسابقات و نه حتی در میانه فصل، بلکه تنها پنج روز پیش از شروع لیگ رقم خورد.
ربیعی روز ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ و پس از جدایی دراگان اسکوچیچ هدایت تراکتور را بر عهده گرفت. باشگاه در آن مقطع اعلام کرده بود که این مربی تا پایان فصل هدایت تیم را بر عهده خواهد داشت و ربیعی حتی برای پیوستن به کاروان این تیم، راهی قطر شد.
اما آنچه دوره حضور ربیعی در تراکتور را بیش از هر چیز عجیب میکند، فاصله میان مدت قرارداد و تعداد مسابقاتی است که او عملاً روی نیمکت نشست است. ربیعی در مجموع ۱۷۸ روز در جمع تراکتوریها حضور داشت، اما سهم او از هدایت رسمی تیم تنها سه مسابقه بود؛ سه مسابقهای که حاصل آن یک پیروزی، یک تساوی و یک شکست شد.
اولین تجربه ربیعی روی نیمکت تراکتور خیلی زود به یکی از مهمترین مسابقات فصل این تیم گره خورد؛ دیدار مقابل شبابالاهلی امارات در لیگ نخبگان آسیا. تراکتور در آن مسابقه با نتیجه ۳ بر صفر شکست خورد و از ادامه رقابتها کنار رفت. پس از آن، ربیعی در دو مسابقه لیگ برتر روی نیمکت تراکتور نشست. ابتدا برابر ملوان که با تساوی یک بر یک به پایان رسید و سپس مقابل گلگهر که تراکتور موفق شد با یک گل به پیروزی برسد. بنابراین کارنامه رسمی ربیعی روی نیمکت تراکتور به شکل عجیبی کوتاه باقی ماند.
از این منظر، آمار نه یک دوره طولانی ناکامی را نشان میدهد و نه فرصتی جدی برای ارزیابی عملکرد فنی یک سرمربی. ربیعی عملاً پیش از آنکه بتواند پروژهای را که برای تراکتور در نظر گرفته شده بود در مسابقات رسمی اجرا کند، از این تیم جدا شد.
حال سوال از مدیریت باشگاه تراکتور این است که اگر واقعا ربیعی مناسب برای هدایت تیتیها نبود چرا در حساسترین مقطع فصل و یکی از حساسترین دیدارهای تاریخ این باشگاه هدایت پرشورهای تبریزی را بر عهده گرفت؟ اگر نتایج تیتیها با این سرمربی باب میل مدیریت و هواداران این تیم نبود، چرا مهمترین مقطع فصل یعنی پیش از شروع مسابقات فصل جدید، بازیکنان این تیم زیر نظر این سرمربی به تمرینات خود پرداختند؟ بهتر نبود که بعد از این ۳ دیدار و فاصله زمانی مناسبی که باشگاه تا شروع فصل جدید زمان داشت، سرمربی جدید انتخاب میشد تا بتواند خیلی بهتر با بازیکنان ارتباط بگیرد و برنامههای تاکتیکی خود را اجرا کند؟ چرا باید به فاصله ۵ روز تا شروع لیگ برتر سرمربی تغییر کند؟
حتی بزرگترین سرمربیهای دنیا نیز در این فاصله زمانی کوتاه نمیتوانند پتانسیلهای خود را به خوبی نشان دهند. آن هم در فصلی که تیتیها باید در ۳ جام مهم با حریفان خود روبرو شوند. سوال دیگر از جواد نکونام است. بازیکنی که در زمان بازیگری خود در باشگاههایی که حضور داشت و تیم ملی فوتبال ایران یکی از ستارههای زمان خود محسوب میشد. چرا باید وقتی دوران نه چندان موفقی در زمان سرمربیگری خود داشته، این ریسک را انجام دهد که در این زمان کم هدایت یکی از پرستارهترین تیمهای لیگ برتر فوتبال را برعهده بگیرد؟ اهمیت جدایی ربیعی فقط به تعداد بازیهای او محدود نمیشود. زمان این تصمیم نیز آن را به اتفاقی کمسابقه تبدیل کرده است.
اگر از زاویه آماری به ماجرا نگاه کنیم، داستان ربیعی در تراکتور بیشتر از آنکه داستان یک مربی ناکام باشد، داستان یک پروژه نیمهتمام است. او ۱۷۸ روز در باشگاه حضور داشت، اما تنها سه مسابقه رسمی فرصت هدایت تیم را پیدا کرد. در نخستین مسابقه شکست خورد، در دومین بازی مساوی کرد و در سومین دیدار به پیروزی رسید. سپس بدون آنکه فصل جدید را روی نیمکت تراکتور آغاز کند، از این تیم کنار رفت.
در چنین شرایطی، نمیتوان تنها با استناد به یک شکست آسیایی یا سه نتیجه رسمی، عملکرد فنی ربیعی را قضاوت کرد. از طرف دیگر، نمیتوان از این واقعیت نیز گذشت که باشگاه تراکتور در نهایت به این نتیجه رسیده که ادامه این همکاری به صلاح نیست و تصمیم به تغییر گرفته است.
برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.

