بازگشت به ترکیب استقلال، بازگشت به ناکامی/۲۳ بازی، صفر خروجی؛ آمار عجیب مهاجم استقلال
نزدیک به یک سال بدون گل، ۲۳ بازی بدون خروجی و بازگشتی که هیچچیز را عوض نکرد؛ آزادی همان مانده که بود.
بازگشت محمدرضا آزادی به ترکیب اصلی استقلال در دیدار مقابل استقلال خوزستان، پس از حدود سه ماه، قرار بود نقطهای برای آغاز دوباره باشد؛ اما این بازگشت هم تفاوتی با گذشته نداشت. مهاجمی که نزدیک به یک سال است در حسرت گل مانده، بار دیگر فرصت داشت تا نگاهها را تغییر دهد، اما خروجی این حضور، چیزی جز تداوم ناکامی نبود.
آخرین گل محمدرضا آزادی برای استقلال، دقیقاً ۳۴۵ روز پیش به ثبت رسیده است. در این بازه زمانی، او در مجموع ۲۳ بازی برای استقلال به میدان رفته؛ آماری که برای هر مهاجمی، بهویژه در تیمی با انتظارات بالای استقلال، فرصت کافی برای تغییر مسیر محسوب میشود. با این حال، حاصل این ۲۳ بازی نه گل بوده و نه پاس گل؛ فقط مجموعهای از تصمیمهای اشتباه، کنترلهای ناقص و ناتوانی در تأثیرگذاری.
مهاجمی که پیراهن استقلال را بر تن میکند، باید حتی در دقایق محدود یا در نقش جانشین، بتواند جریان بازی را تغییر دهد. اما آزادی نهتنها در بازیهای کامل، بلکه حتی در دقایق کوتاه حضورش هم نشانی از خطر برای حریف نداشته است. این مسئله باعث شده اعتماد هواداران و حتی کادر فنی به او به حداقل برسد؛ تا جایی که حضورش در زمین دیگر با انتظار خلق موقعیت یا گل همراه نیست.
نوع دویدنها، زبان بدن، کنترل توپ و ضربه نهایی آزادی در این مدت، نهتنها بهبود نیافته، بلکه به الگویی تکراری از ناکامی تبدیل شده است. این ثبات منفی، بیش از هر چیز نگرانکننده است؛ چرا که نشان میدهد مشکل، صرفاً مقطعی یا ذهنی نیست، بلکه به سطح فنی و تواناییهای پایهای بازمیگردد.
در طول این ۳۴۵ روز، دنیای فوتبال و حتی جهان پیرامون ما شاهد تغییرات بزرگی بوده است؛ از قهرمانی تاریخی پاریسنژرمن در لیگ قهرمانان اروپا گرفته تا اتفاقات سیاسی، جنگها، درگذشت چهرههای تأثیرگذار جهانی و تغییرات اساسی در فوتبال باشگاهی جهان. اما در میان تمام این تحولات، یک چیز ثابت ماند: محمدرضا آزادی همچنان گل نزد.
این ثبات عجیب، آزادی را به نمونهای از مهاجمی تبدیل کرده که نهفقط در گلزنی، بلکه در ابتداییترین عناصر بازی هجومی نیز با مشکل مواجه است؛ از حفظ توپ و تصمیمگیری در لحظات حساس گرفته تا دوئلهای هوایی و زمینی و جایگیری در محوطه جریمه، همهچیز نشان از یک چرخه تکرارشونده ناکارآمد دارد.
هرچقدر فوتبال جهان تغییر کرده، محمدرضا آزادی همان مهاجم کماثر باقی مانده است؛ بازیکنی که نه میتواند بازیسازی کند، نه در ضربه آخر قابل اتکاست و نه نشانهای از پیشرفت در عملکردش دیده میشود. با توجه به بسته بودن پنجره نقلوانتقالات استقلال، به نظر میرسد واکنش جدی به این وضعیت، دستکم در کوتاهمدت، از سوی کادر فنی و مدیریتی باشگاه رقم نخواهد خورد؛ اما پرسش اصلی همچنان باقی است: تا چه زمانی میتوان این «ثبات در ناکامی» را تحمل کرد؟
