نسخه چینی برای نجات ایران؛ شهر اسفنجی چگونه عمل میکند؟
برداشت بیرویه آب و توسعه ناپایدار شهری، فرونشست را به یکی از جدیترین تهدیدهای کشور تبدیل کرده است.
فرونشست زمین از مهمترین مخاطرات زیستمحیطی و توسعهای قرن حاضر به شمار میرود؛ پدیدهای که در اثر نشست تدریجی یا ناگهانی سطح زمین رخ میدهد و عمدتاً نتیجه برداشت بیش از ظرفیت از منابع آب زیرزمینی است. این پدیده برخلاف بسیاری از مخاطرات طبیعی، آرام و تدریجی اتفاق میافتد، اما آثار آن دائمی، غیرقابل بازگشت و در بسیاری از موارد جبرانناپذیر است.
فرونشست تنها یک مسئله زمینشناسی نیست، بلکه حاصل برهمکنش عوامل طبیعی و انسانی است. توسعه بیضابطه شهرها، افزایش جمعیت، تغییر کاربری اراضی، کاهش نفوذ آب به زمین، تغییرات اقلیمی و مدیریت نامناسب منابع آب همگی در تشدید این بحران نقش دارند.
برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی؛ مهمترین عامل فرونشست
اصلیترین عامل وقوع فرونشست در اکثر مناطق جهان، کاهش سطح آبهای زیرزمینی است. زمانی که آب موجود در لایههای زیرسطحی بیش از میزان تغذیه طبیعی برداشت میشود، فضای خالی میان ذرات خاک از بین میرود و لایههای زمین به تدریج متراکم میشوند. این تراکم موجب نشست دائمی سطح زمین میشود؛ فرآیندی که در بسیاری از دشتها برگشتپذیر نیست.
افزایش مصرف آب در بخشهای کشاورزی، صنعتی و شهری، بدون توجه به ظرفیت واقعی سفرههای زیرزمینی، موجب افت مستمر سطح آبخوانها شده و زمینه را برای گسترش فرونشست فراهم کرده است.
شهرنشینی؛ عاملی پنهان در تشدید بحران
رشد سریع شهرها باعث شده است که بخش قابل توجهی از زمینهای نفوذپذیر با ساختمانها، خیابانها، آسفالت و سازههای بتنی پوشانده شود.
در نتیجه بارندگی که پیشتر به درون خاک نفوذ کرده و سفرههای زیرزمینی را تغذیه میکرد، اکنون به رواناب تبدیل شده و از شهر خارج میشود. این روند باعث کاهش تغذیه طبیعی آبخوانها و افزایش وابستگی شهرها به برداشت از منابع زیرزمینی شده است. افزون بر این، توسعه مجتمعهای مسکونی، پارکینگها، کفسازیهای گسترده و کاهش فضای سبز، میزان نفوذ آب را به کمترین حد رسانده است.
از سوی دیگر یکی از مهمترین ضعفهای مدیریت شهری نگاه «دفع آب» به جای «مدیریت آب» است؛ در بسیاری از شهرها، رواناب ناشی از بارندگی یا سیلابها به سرعت از طریق کانالها از محدوده شهری خارج میشود؛ در حالی که این آب میتواند برای تغذیه سفرههای زیرزمینی مورد استفاده قرار گیرد. تغییر رویکرد از دفع سریع آب به ذخیره، هدایت و نفوذ کنترلشده آن، یکی از مؤثرترین راهکارهای مقابله با فرونشست خواهد بود.
شبکه فاضلاب و کاهش تغذیه طبیعی آبخوانها
در گذشته بخش قابل توجهی از فاضلاب از طریق چاههای جذبی وارد زمین میشد و هرچند از منظر بهداشتی مشکلات فراوانی ایجاد میکرد، اما بخشی از سفرههای زیرزمینی را نیز تغذیه میکرد. امروزه با توسعه شبکههای مدرن جمعآوری و تصفیه فاضلاب، این مسیر طبیعی تقریباً حذف شده است. هرچند این اقدام از نظر سلامت عمومی ضروری بوده، اما در صورت برنامهریزی نکردن برای بازچرخانی و تزریق پساب تصفیهشده به آبخوانها، کاهش تغذیه منابع زیرزمینی تشدید میشود.
همچنین احداث تونلهای مترو، گودبرداریهای عمیق، پارکینگهای طبقاتی و ساختمانهای بلندمرتبه در بسیاری از موارد مسیر طبیعی حرکت آبهای زیرزمینی و قنوات را مسدود میکنند. این موضوع علاوه بر افزایش هزینههای ساخت، موجب تغییر الگوی جریان آب زیرزمینی و تشدید فرونشست در برخی مناطق شهری میشود.
تغییرات اقلیمی و اثر جزیره گرمایی
یکی دیگر از عوامل تشدیدکننده فرونشست، تغییرات اقلیمی و افزایش دمای شهرها و پدیده «جزیره گرمایی شهری» است؛ وضعیتی که در آن انبوه ساختمانها، آسفالت و فعالیتهای انسانی موجب افزایش دمای شهر نسبت به مناطق اطراف میشود. این افزایش دما میتواند الگوی بارش را تغییر داده، تبخیر را افزایش دهد و در نهایت منابع آب در دسترس را کاهش دهد.
تجربه کشورهای مختلف در مدیریت بحران آب
طراحی شهری حساس به آب (WSUD)
این رویکرد نخستین بار در استرالیا مطرح شد و اکنون در بسیاری از کشورهای جهان به عنوان یکی از موفقترین الگوهای توسعه شهری شناخته میشود.
در این مدل، آب به عنوان بخشی از ساختار شهر در نظر گرفته میشود و تمامی اجزای چرخه آب شامل آب باران، آبهای سطحی، فاضلاب و آبهای زیرزمینی به صورت یکپارچه مدیریت میشوند.
اهداف این رویکرد حفظ تعادل چرخه آب، کاهش رواناب، افزایش نفوذ آب، بهبود کیفیت منابع آبی، کاهش مصرف آب شرب، استفاده مجدد از پساب، افزایش کیفیت محیط شهری و مدیریت یکپارچه منابع آب شهری (IUWM) است.
این رویکرد بر هماهنگی میان تمامی اجزای چرخه آب تأکید دارد. بر اساس این الگو، مدیریت آب نباید به صورت بخشی انجام شود، بلکه تأمین آب، جمعآوری فاضلاب، آبهای سطحی و آبهای زیرزمینی باید به عنوان یک سیستم واحد مدیریت شوند. در این مدل، علاوه بر ملاحظات زیستمحیطی، ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز در تصمیمگیریها لحاظ میشود.
توسعه کماثر (LID)
کشورهای آمریکای شمالی از الگوی توسعه کماثر برای کاهش آثار شهرسازی بر چرخه طبیعی آب استفاده میکنند.در این روش تلاش میشود پیش از ساختوساز، ویژگیهای طبیعی زمین تا حد امکان حفظ شود.
از مهمترین ابزارهای این رویکرد میتوان بامهای سبز، باغچههای بارانی، کانالهای نفوذپذیر، کاهش سطوح آسفالتی، استفاده از کفپوشهای نفوذپذیر و حفظ پوشش گیاهی طبیعی اشاره کرد.
شهر اسفنجی؛ تجربه موفق چین
کشور چین طی سالهای اخیر مدل «شهر اسفنجی» را برای مقابله همزمان با کمآبی و سیلاب توسعه داده است. در این رویکرد، شهر همانند یک اسفنج عمل میکند؛ یعنی آب باران را جذب، ذخیره، تصفیه و در زمان مناسب آزاد میکند.
برای تحقق این هدف از زیرساختهای متعددی از جمله بامهای سبز، باغچههای بارانی، روسازیهای نفوذپذیر، تالابهای مصنوعی، دریاچههای احیا شده، پارکهای ذخیره آب و سامانههای زهکشی پایدار استفاده میشود.
اجرای این اقدامات علاوه بر کاهش خطر سیلاب، موجب افزایش تغذیه آبخوانها، کاهش فرونشست، بهبود کیفیت هوا، افزایش تنوع زیستی و ارتقای کیفیت زندگی شهری میشود.
مقابله با فرونشست صرفاً با کاهش برداشت آب زیرزمینی امکانپذیر نیست. مدیریت این بحران نیازمند اصلاح الگوی توسعه شهری، بازنگری در شیوه مدیریت منابع آب، افزایش نفوذپذیری سطوح شهری، استفاده مجدد از پساب، حفاظت از آبخوانها و بهرهگیری از رویکردهای نوین شهرسازی است.
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد هرچه مدیریت آب به صورت یکپارچهتر انجام شود و زیرساختهای سبز جایگزین سازههای صرفاً خاکستری شوند، امکان کاهش آثار فرونشست افزایش مییابد. فرونشست نه یک بحران مقطعی، بلکه چالشی بلندمدت برای امنیت زیستی، اقتصادی و زیرساختی کشورهاست؛ بحرانی که بدون اصلاح سیاستهای توسعه و مدیریت آب، هر سال ابعاد گستردهتری پیدا خواهد کرد.
برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.