پشتپرده عدم دعوت ترکیه به جی۷ چیست؟
تحلیلگر مشهور ترکیه با پرسش «چرا ترکیه به جی 7 دعوت نشد»، پرده از موضوع جالب توجهی برداشته است.
پایان اجلاس گروه هفت در فرانسه، از سوی رسانههای ترکیه با پرسش بزرگی روبرو شد: چرا ترکیه را به این اجلاس دعوت نکردند؟
پاسخ بدیهی این است: ترکیه عضو جی 7 نیست! اما آلپ ارسلان اوز اَردم از تحلیلگران مشهور ترکیه میپرسد: پس چرا مصر را به این اجلاس دعوت کردند؟ مصر و هندوستان و چند مهمان دیگر نیز عضو جی 7 نیستند. در شرایطی که حزب حاکم ترکیه و دولت اردوغان مکرراً اعلام میکنند که در هیچ نشست بزرگ جهان، بدون حضور ترکیه، امکان اتخاذ هیچ تصمیمی وجود ندارد، چرا این کشور حتی به اندازه مصر هم مورد توجه قرار نگرفت؟
ابتدا یادداشت آلپ ارسلان اوز اَردم درباره این موضوع را مرور میکنیم و سپس به ارزیابی اظهارات او خواهیم پرداخت:
![]()
چرا ترکیه را دعوت نکردند؟
اجلاس رهبران گروه هفت در اویان فرانسه به پایان رسید. در اعلامیههای منتشر شده پس از اجلاس، مشخص شد که موضوعاتی مانند اوکراین، روسیه، امنیت انرژی، هوش مصنوعی، اقتصاد جهانی و تابآوری دموکراتیک، موضوع گفتگو بودهاند.
با این حال، شاید قابل توجهترین جنبه اجلاس، دعوت از کشورهای مختلف بود. در میان کشورهای مهمان در این اجلاس، هند، برزیل، کره جنوبی، کنیا و مصر حضور داشتند، اما ترکیه دعوت نشد. در نگاه اول، ممکن است بگویید، چنین چیزی تعجبآور نیست و دلیلی برای دعوت وجود ندراد. آن هم دعوت یک کشور غیر عضو. ولی راستش را بخواهید، مساله اصلی عضویت نیست. سوال واقعی این است: ترکیهای که به زودی میزبان مهمترین نشست سران کشورهای عضو ناتو در آنکارا خواهد بود و خود را یک قدرت میانه مهم جهان میداند، چرا حتی به اندازه مصر، مورد توجه قرار نگرفت؟
قبول کنیم: مساله اصلی سطح و میزانِ قدرت ترکیه نیست. مسئله این است که ترکیه تا چه حد میتواند این قدرت را به نفوذ سیاسی تبدیل کند. آن هم در شرایطی که نظام بینالملل در سالهای اخیر دستخوش تحول قابل توجهی شده است.
![]()
پس از جنگ سرد، قدرتهای بزرگ در مرکز سیاست جهانی قرار داشتند. امروزه، نه آمریکا به تنهایی میتواند نظم را برقرار کند و نه چین به تنهایی میتواند نظم جایگزینی بسازد.
در خلأ حاصل، قدرتهای متوسط به طور فزایندهای نقشهای مهمتری را بر عهده میگیرند. کشورهایی مانند هند، برزیل، اندونزی، آفریقای جنوبی، عربستان سعودی، قطر و ترکیه نه تنها بازیگران منطقهای هستند، بلکه در حال تبدیل شدن به بازیگران دیپلماتیکی هستند که تلاش میکنند در امور جهانی تأثیرگذار باشند. بنابراین، فهرست دعوتشدگان در اجلاس جی 7 اویان فرانسه، نمادی از لیست قدرتهای متوسط است.
هند دعوت شد زیرا نقش تعیینکنندهای در آینده اقتصاد جهانی ایفا میکند. برزیل دعوت شد زیرا از نظر تغییرات اقلیمی، حکومت جهانی و سیاست آمریکای جنوبی، بازیگری ضروری است. کنیا دعوت شد زیرا به عنوان یکی از مراکز سیاسی و اقتصادی رو به رشد آفریقا دیده میشود.
پس چرا ترکیه آنجا نبود؟ پاسخ این سؤال را باید نه در کاهش میزان اهمیت ترکیه، بلکه در ماهیت در حال تغییر قدرت متوسط بودن جستجو کرد. زمانی میتوانیم اهمیت این موضوع را درک کنیم که بفهمیم، قدرت ژئوپلیتیک کافی نیست.
در سالهای اخیر، سیاست خارجی ترکیه تا حد زیادی بر اساس اهمیت ژئوپلیتیک بنا شده است. فرض اساسی این رویکرد چنین بوده است: «موقعیت استراتژیک ترکیه آنقدر مهم است که غرب در نهایت مجبور به همکاری با آنکارا خواهد شد».
جنگ اوکراین اهمیت ترکیه را بار دیگر برجسته کرده است. ترکیه با کنترل ورود و خروج به دریای سیاه، نقشهای مهمی را بر عهده گرفته است، از اجرای کنوانسیون مونترو گرفته تا ابتکارات کریدور غلات.
همچنین، مقامات ترکیه به این اشاره میکنند که پیشرفت در صنایع دفاعی، عضویت در ناتو و نفوذ آن در بحرانهای منطقهای، ترکیه را به یک بازیگر ضروری تبدیل کرده است. با این حال، سیستم بینالمللی امروز نه به بازیگران ضروری، بلکه به شرکای قابل اعتماد، قابل پیشبینی و از نظر نهادی توانمند، پاداش میدهد.
![]()
مشکل اساسی ترکیه اینجاست: «قدرت وجود دارد، ولی اعتماد وجود ندارد». امروزه، در پایتختهای غربی هیچ شک جدی در مورد ظرفیت نظامی یا اهمیت استراتژیک ترکیه وجود ندارد.
با این حال، علامتهای سوال مهمی در مورد جهتگیری سیاسی، عملکرد نهادی و مسیر سیاست خارجی بلندمدت ترکیه وجود دارد. از بحران اس-400 گرفته تا روند عضویت سوئد در ناتو، از روابط با اتحادیه اروپا گرفته تا سیاستهای متغیر در بحرانهای منطقهای، بسیاری از مسائل، پرسشهایی را در مورد پیشبینیپذیری ترکیه مطرح کردهاند.
مشکل این نیست که ترکیه در حال از دست دادن قدرت است. مشکل، تضعیف ظرفیت ترکیه برای ایجاد اعتماد است.
روابط بینالملل صرفاً بر اساس منافع عمل نمیکنند. اعتماد به همان اندازه قدرت مهم است، به ویژه در پلتفرمهایی که کشورها نه تنها با تواناییهای نظامی یا اقتصادی خود، بلکه با ویژگیهای نهادی خود نیز ارزیابی میشوند.
در عین حال، باید به موضوع مهم سیاست خارجی و زوال دموکراسی اشاره کرد. برای سالهای متمادی، یکی از مهمترین مزایای ترکیه در جهان غرب، فقط عضویت در ناتو نبود.
ترکیه همچنین به عنوان کشوری با اکثریت مسلمان و دارای سیستم دموکراتیک چند حزبی دیده میشد. این برداشت، قدرت نرم قابل توجهی را برای ترکیه فراهم کرد. با این حال، امروز تصویر متفاوتی داریم که نشان دهنده کاهش شاخصهای دموکراسی بینالمللی، انتقادات مربوط به آزادی رسانهها، نگرانیها در مورد استقلال قضایی و فقدان امکان رقابت سیاسی در شرایط برابر است و همه اینها بر اعتبار بینالمللی ترکیه تأثیر منفی میگذارد.
حملات اخیر علیه حزب جمهوری خلق، اقدامات انجام شده علیه شهرداران منتخب و انتقادات گسترده از دخالت قوه قضائیه در رقابتهای حزبی، در جهان خارج نیز از نزدیک دنبال میشود. کما این که گزارش اخیر پارلمان اروپا نشانگر این موضوع است.
نکته مهم این نیست که این ارزیابیها چقدر موجه هستند. آنچه مهم است این است که ترکیه چگونه درک میشود. زیرا سیاست خارجی نه تنها توسط واقعیتها، بلکه توسط برداشتها نیز شکل میگیرد.
آیا اجلاس سران ناتو در آنکارا یک فرصت است؟ نشست آتی ناتو از این نظر آزمون مهمی خواهد بود. ترکیه به دلیل نقشش در مسئله اوکراین، نفوذش در امنیت دریای سیاه و جایگاهش در معماری دفاعی اروپا، جایگاه ضروری خود را حفظ میکند. با این حال، مسئله بلندمدت متفاوت است. آیا ترکیه فقط میخواهد یک شریک امنیتی ضروری باشد؟
یا میخواهد عضو طبیعی فرآیندهای تصمیمگیری بینالمللی نیز باشد؟ معنای واقعی عدم دعوت به اجلاس گروه هفت در اینجا نهفته است. مشکل ترکیه کاهش قدرتش نیست. بلکه ناتوانی در تبدیل این قدرت به سرمایه سیاسی است.
![]()
تغییر وضعیت
انتقادات تحلیلگرانی نظیر اوز اَردم نشان دهنده این است که با وجود تبلیغات گسترده رسانههای نزدیک به حزب حاکم ترکیه درباره افزایش سطح اعتبار بینالمللی ترکیه، در عمل و بر روی ارض واقع، تردیدهایی درباره این موضوع وجود دارد.
از دید ناظران سیاسی، در معادلات دیپلماتیک بین الملل و در شرایط کنونی، ترکیه جایگاهی دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. اما در عین حال، در حلقه تصمیمگیریهای جهانی، به اندازه کافی به عنوان یک قدرت میانه، مورد توجه قرار نمیگیرد.
از دید تحلیلگران، گروه جی 7 علاوه بر اهمیت اقتصادی، یک باشگاه سیاسی نیز هست که آمریکا، کانادا، ژاپن، آلمان، فرانسه، ایتالیا، انگلیس بهعلاوه نهادهای اتحادیه اروپا، در این باشگاه دیدگاههای خاصی دارند که علاوه بر موضوع اقتصاد و ثروت کشورها، موضوعاتی مانند شباهت نهادی، اعتماد استراتژیک و هماهنگی سیاسی را نیز در اولویت قرار میدهد.
این در حالی است که دولت اردوغان در شرایط کنونی، از دید اندیشکدههای غربی، درباره چنین موضوعاتی دچار «ابهام استراتژیک» شده است.