به گزارش فرتاک نیوز؛ اعلام معیارهای شناسایی خانوارهای واجد شرایط برای دریافت اعتبار کالابرگ با واکنشهای متفاوتی از سوی کاربران مواجه شده است. حسن نوروزی، مدیرعامل سازمان هدفمندسازی یارانهها، اعلام کرده است که خانوارهای فاقد ملک و خودرو که مجموع درآمد ماهانه اعضای آنها کمتر از ۲۰ میلیون تومان باشد، از جمله گروههای مورد بررسی برای دریافت حمایت هستند. او همچنین توضیح داد که تراکنشهای بانکی به همراه اطلاعات اقتصادی خانوارها مورد ارزیابی قرار میگیرد.
اعتراض به سقف درآمدی
یکی از محورهای اصلی واکنشها، پایین بودن سقف درآمد اعلامشده در مقایسه با هزینههای زندگی است. کاربری که نام خود را ذکر نکرده، با اشاره به تورم نوشت: «سلام، پس باید بگیم ماشالا به این اقتصاد و اقتصاددانان ما که با این همه گرانی و تورم افسارگسیخته ۲۰ میلیون تومان را مبنا قرار میدهند.» کاربر دیگری بهصراحت اظهار کرده است: «۲۰ میلیون تومان خیلی کم است.» در کامنت دیگری آمده است: «مگر با ۲۰ میلیون میشود زندگی کرد؟» این واکنشها نشان میدهد که برای بخشی از مخاطبان، مسئله فقط تعیین سقف درآمد نیست؛ آنها بر این باورند که معیارهای حمایتی باید با هزینه واقعی زندگی خانوارها تناسب داشته باشد. از دید این گروه، درآمدی که در محاسبات اداری ممکن است از حد تعیینشده بالاتر باشد، لزوماً به معنای برخورداری از رفاه اقتصادی نیست.
روایت یک مستأجر ۶۸ ساله؛ «توزیع یارانهها اصلاً عادلانه نیست»
یکی از طولانیترین کامنتهای صفحه را کاربری با نام «علی» نوشته است؛ او از وضعیت زندگی خود، اجارهنشینی و قرار گرفتن در دهک نهم گله دارد. علی در توضیح شرایط خود نوشت که ۶۸ سال دارد، در شیراز مستأجر است و در پارکینگی ۳۰ متری زندگی میکند. او همچنین به وضعیت فرزندانش و نگرانی از قطع شدن بخشی از یارانه دریافتی اشاره کرده است. این کاربر در بخشی از کامنت خود خاطرنشان کرده است: «به نظر من توزیع یارانهها اصلاً عادلانه نیست زیرا من از خودم ضعیفتر سراغ ندارم ولی در دهک نهم هستم.» روایت او نمونهای از نگرانی مطرحشده در کامنتهاست: آیا اطلاعات درآمدی و داراییها میتوانند شرایط واقعی زندگی افراد، از جمله هزینه اجاره، سن، وضعیت اشتغال و مسئولیتهای خانوادگی را بهدرستی منعکس کنند؟
بازنشستگان زیر فشار اجاره و هزینههای زندگی
موضوع بازنشستگان نیز در یکی از کامنتها بهطور مشخص مطرح شده است. کاربری بدون نام، با انتقاد از معیار درآمدی اعلامشده نوشت: «یکباره از همان ابتدا اعلام کنید به چه کسانی تعلق میگیرد، چرا اینقدر مردمی که زیر خط فقر هستند را اذیت میکنید.» او در ادامه با اشاره به وضعیت بازنشستگان نوشت که بسیاری از آنها حقوقی بالاتر از ۲۰ میلیون تومان دارند، اما بخش بزرگی از درآمدشان صرف اجاره خانه و هزینههای زندگی میشود.
آیا کالابرگ باید به همه خانوارها برسد؟
در کنار اعتراض به سقف درآمدی، برخی کاربران درباره لزوم محدود کردن دامنه حمایت پرسش کردهاند. یکی از مخاطبان نوشته است: «مگر قرار نبود این کمک به همه برسد؟» کاربر دیگری نیز معتقد است که افزایش یارانه و کالابرگ باید به خانوارهای بیشتری تعلق بگیرد. در کامنت او آمده است: «درآمد خانوار با تورم تناسب ندارد و باید افزایش یارانه و کالابرگ به اکثر خانوارها تعلق گیرد.» در مقابل، یکی از کاربران با تأکید بر ضرورت بررسی شرایط اقتصادی متقاضیان نوشت: «خیلی هم درسته. باید ثابت شود فرد نیازمند است تا کمک بگیرد.»
کارگران هم در فهرست مشمولان قرار میگیرند؟
کاربران به وضعیت کارگران نیز توجه داشتهاند. یکی از مخاطبان نوشته است: «به کارگران هم بدهید، با اضافه کار بیشتر از ۲۰ تومان دارند.» در میان نظرات، کاربری بدون نام با این جمله به خبر واکنش نشان داده است: «تورم را مهار کنید، نیازی نیست یارانه و کالابرگ را بالا ببرید.» از دید این کاربر، حمایت مالی زمانی میتواند اثر پایدار داشته باشد که همزمان با کنترل تورم همراه شود. در غیر این صورت، افزایش اعتبار حمایتی ممکن است نتواند افزایش هزینههای خانوار را بهطور ماندگار جبران کند. در کنار این انتقادها، برخی کاربران اصل بررسی وضعیت اقتصادی خانوارها را ضروری دانستهاند. بنابراین، واکنشها یکدست نیست؛ اما پرسش مشترک بخش قابل توجهی از نظرات این است که آیا معیارهای اعلامشده میتوانند وضعیت واقعی خانوارها را بهدرستی منعکس کنند؟ برای خانواری که بخش عمده درآمدش صرف اجاره، درمان و مخارج ضروری میشود، عبور از یک سقف درآمدی مشخص لزوماً به معنای برخورداری از رفاه نیست. از سوی دیگر، هدفمند کردن حمایتها نیز نیازمند معیارهای روشن و قابل ارزیابی است.