-
شناسه خبر 169180

دولت هرچه سریعتر می بایست نسبت به تشکیل ستاد بحران اقتصادی اقدام نماید.

شعیب نظری؛ دولت هرچه سریعتر می بایست نسبت به تشکیل ستاد بحران اقتصادی اقدام نماید.

راه مبارزه با گرانی کالا و خدمات توزیع به شکلی که این روزها شاهد آن هستیم نیست.

مبارزه با فساد و رانت باید مسنجم تر صورت بپذیرد.

مردم می خرند چون...؟!

ثروت در جامعه ی ما تعریف مشخصی ندارد، ثروت از دید جامعه ی ایرانی  شرایطی متناسب با معیارهایی است که درواقع بیشتر  ناشی از یک طبقه بندی عرفی است تا اصولی!

همین تعریف نامشخص  باعث گردیده تا افراد هرکسی را ثروتمند ندادند و در زمره ی ثروتمندان به شما نیآورند! و حتی تعریفی که از ثروت ارائه می دهند تعریفی  متفاوت و متمایز از یکدیگر باشد.

اما؟!

در واقعیت چه کسانی ثروتمند هستند؟!

چه مقدار دارایی و توانمندی مالی ثروت محسوب می شود!؟ و آیا اصولا ثروت فقط برخورداری از سطح بالایی از دارائی هاست!؟

رسیدن به پاسخ این سئوال ها می تواند دریچه ای به روی ما بازکند برای اینکه درک کنیم که در شرایط حال حاضر، جامعه ما چه درکی از ثروت دارد و آیا ما جامعه ای ثروتمند هستیم  یا خیر!؟

این روزها که بحث افزایش قیمت ها و تنگناهای معیشتی مردم ، بحث داغ و روز رسانه ها و محافل عمومی است پرداختن به موضوعاتی از این دست می تواند زوایای پنهانی از آنچه که هستیم را رونمایی نماید!

برای مثال می تواند روشن کند که چه اتفاقی در حال رخ  دادن است که با وجود  تنگناها و فشارهای اقتصادی و اعتراض های گسترده  به روند رو به رشد غیرمنطقی و غیر اصولی قیمت کالاها و خدمات بازهم مردم در یک زمانبندی محدود که توسط خودروسازها برای پیش فروش چند ده هزار خودرو تعیین می گردد رکوردار می شوند!؟

این رفتار و واکنش مالی مردم از دو نظر حائز اهمیت است!

ابتدا باید مشخص شود که چه دلیلی باعث می گردد تا متقاضیان خرید خودرو برای خرید خودروهایی که معتقدند، گران فروخته می شود، بی کیفیت هستند، خدمات و پشتیبانی مطلوبی ندارند و حتی ممکن است در موعد مقرر تحویل خریداران نشوند، بازهم از یکدیگر سبقت می گیرند؟!

و در مرحله ی بعد باید مشخص شود که متقاضیان این منابع مالی  برای پرداخت  به شرکت های خودرو ساز را دقیقا از چه محلی تأمین می کنند!؟ آنهم درشرایطی که  معتقدیم مردم در تنگنای معیشتی و اقتصادی هستند!

در این خصوص چند دیدگاه وجود دارد، ابتدا به سراغ یافتن پاسخ یا پاسخ هایی برای پرسش اول باشیم.

مردم  چرا می خرند؟ چرا قیمت بیشتر هم حتی باعث فروش بیشتر می شود؟ دلیل یا دلایل واکنش های مالی مردم را کجا باید جستجو کرد؟

زمانی که اقتصاد از شرایط پایدار خارج می گردد و درواقع امنیت اقتصادی از وضعیت نرمال خارج می شود جامعه واکنش هایی از خود به نمایش می گذارد که در شرایط عادی قابل پیش بینی نیست! در حقیقت در شرایط نامتعادل اقتصادی جامعه به صورت خودجوش به دنبال ایجاد و برقراری تعادل و ثبات است تعادل و ثباتی که می خواهد به امنیت پایدار برسد! حال جامعه ای را در نظر بگیرید که به دلیل اعمال سیاست های غلط اقتصادی و ناکارآمدی تزها و دستورالعمل های مرسوم و معمول ذاتا دچار بحران های عدیده ای است که یکی از مهمترین و مؤثرترین آنها افزایش بی حد حصر حجم نقدینگی است که هیچ راهکاری برای مدیریت آن وجود ندارد و تصور کنید که این حجم بالای از نقدینگی به صورت نامتعادل و نامتوازن نیز تقسیم شده باشد.

در اینجا می خواهیم به همان مباحث ابتدایی برگردیم که این منابع مالی سرگردان در دست مردم ثروت محسوب می شود یا نمی شود؟! منابع مالی که ظاهرا مآزاد از نیاز عمومی است،و می رود تا در قالب یک سرمایه گذاری بخشی از متقاضیان رسیدن به ثبات و امنیت اقتصادی  را اغنا کند!

اگر واقع بین باشیم خواهیم یافت که منابع مالی عظیمی بصورت سرگردان و بی هدف در دست اقشار مختلف جامعه انباشته شده است بدون آنکه اثر بخش باشد و حتی بدون آنکه افراد با وجود برخورداری از این منابع مالی خود را ثروتمند قلمداد کنند.

سیل و سیلاب را در نظر بگیرید؟! یک جریان انباشته  از آب‌های سطحی که  با شدت و قدرت به جریان می افتد و هرآنچه که سر راهش باشد را باخود برده و نابود می کند! آب! همین مایه ی حیات که کمبودش  فاجعه  است، حجم بیش از نیاز و اندازه اش هم فاجعه بار  است.

تزریق بیش از اندازه و نامتعارف نقدینگی مدیریت نشده  باعث گردیده تا هر مرتبه سیلاب این نقدینگی های رها شده بیاید و یک بازار خاص را با خود ببرد، یک مرتبه دلار، یک مرتبه طلا، یک مرتبه خودرو و...

کاملا طبیعی است که افراد با هر سطحی از توانگری و متعلق به هر طبقه ی اجتماعی ذاتا به دنبال تبدیل شرایط ناپایدار به پایدار هستند و همین باعث می شود تا نگران وضعیت کنونی و آینده ی خود باشند.

کسی که با سی میلیون تومان سال گذشته می توانسته یک خودرو صفر کیلومتر بخرد اگر نسبت به خرید اقدام کرده باشد هم اکنون صاحب یک خودروی پنجاه میلیونی است و اگر اقدام نکرده باشد دیگر نمی تواند همان خودرو را صاحب شود

مگر اینکه بیست میلیون تومان دیگر به نقدینگی خود اضافه کند.

جامعه این شکاف ها  را احساس می کند به همین خاطر برای جلوگیری و پر کردن این شکاف ها خرید می کند چون می داند اگر امروز نخرد فردا قطعا نخواهد توانست بخرد و در واقع این واکنش یه واکنش کاملا طبیعی و معمولی در چرخه ی عرضه و تقاضا در یک اقتصاد بی برنامه و فلج است.

تجربه نشان داده، روند افزایش قیمت ها در اقتصاد ما به شکلی است که اگر زیر پای قیمت کالایی محکم شود محال است دیگر بتوان برای آن سیر نزولی متصور شد و آن قیمت بعنوان قیمت پایه به سرعت مورد تأئید عرضه کننده و متقاضی قرار خواهد گرفت.

حرص و ولع بیش از اندازه عده ای در شرایط بحرانی برای بلعیدن سرمایه های آزاد مدیریت نشده یکی از تهدیدهایست که اگر برای آن تدبیری اندیشیده نشود به سرعت ریشه های اقتصاد را خواهد خشکاند.

تشکیل ستاد بحران اقتصادی یک ضرورت اجتناب ناپذیر در شرایط فعلی است. ستادی که برای ترمیم اقتصاد عمومی و مبارزه با مفاسد اقتصادی می بایست به سرعت وارد عمل شود،باید از تمام نخبگان اقتصادی کشور فارغ از هرجناح بندی اقتصادی دعوت کرد تا گردهم آمده و برای جلوگیری از فروپاشی نظام اقتصادی کشور بیاندیشند و راهکارهای عملیاتی فوری و کوتاه مدت ارائه داده و دولت نیز در اینخصوص مدیریت جهادی را در دستور کار خود قرار دهد.

نسخه مهار گرانی، توزیع کالا و خدمات به شکلی که این روزها شاهد آن هستیم نیست.

مبارزه با رانت و فسادمالی و اقتصادی  اگر به درستی انجام شود آنگاه می توان به ایجاد یک روند رو به بهبود امیدوار بود و گرنه این شرایط نویدبخش سالی  بسیار سخت در حوزه ی اقتصاد عمومی و معیشتی پیش روی مردم است.

 

برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.
ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری فرتاک نیوز در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار
همه اخبار
همه اخبار